نام بنا: خانه خادم باشی

نام شهرستان: اردبیل

آدرس بنا: محله اوچدکان کوچه سرتیپ آباد- خانه خادم باشی

قدمت : قاجار

عرصه: 20/1320مترمربع

اعیان: 75/630 مترمربع

موقعیت جغرافیایی شهرستان اردبیل

شهرستان اردبیل مرکز استان اردبیل می باشد که از شمال به شهرستان مشگین شهر، از شرق به شهرستان نمین، از جنوب شهر کوثر، از جنوب غربی به شهرستان میانه و از غرب به شهرستان نیز محدود می گردد.

آب و هوای اردبیل سرد و خشک بوده، بیشترین درجه حرارت در تابستان ها به 35 درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان به 25 درجه زیر صفر می رسد.

میزان باران سالیانه این شهر به طور متوسط در حدود 380 میلیمتر می باشد.

موقعیت فعلی اثر:

این حمام تاریخی در محله قدیمی ملاهادی و در کوچه ملاهادی واقع است.

تاریخچه و وجه تسمیه اثر:

این همانند اکثر حمام های قدیمی اردبیل متعلق به دوره قاجار است. این حمام را به خاطر اینکه در محله ملاهادی قرار گرفته ملاهادی نام نهاده اند.  

سوابق پژوهشی اثر (شناسایی، بررسی گمانه زنی، حفاری، ...)

شناسایی، تهیه پروژه آسیب شناسی و مدارک ثبتی و مستندسازی اقدامتی است که در مورد این اثر انجام گرفته و یا در حال انجام می باشد.

نوع و توضیحات مالکیت اثر:

مالکیت اثر شخصی و وقفی است و هم اکنون جهت مرمت در اختیار میراث فرهنگی اردبیل می باشد.

اقدامات انجام شده در مورد حریم اثر (حریم پیشنهادی):

بنای این حمام در خارج از بافت تاریخی قرار گرفته و اقدامات تعیین حریم در خصوص آن انجام نگرفته است.

ویژگی اثر:

این حمام یکی از حمامهای تاریخی اردبیل است که در محله قدیمی ملاهادی و در کوچه ملاهادی واقع است. حمام از دو بخش مجزای زنانه و مردانه تشکیل شده است و دو حمام بوسیله فضای ارتباطی بین آنها به همدیگر راه دارند، که در این قسمت فضاهای الحاقی از جمله دوشهای انفرادی به صورت نیمه ساخت قرار دارد که به بهره برداری نرسیده اند.

قسمت مردانه:

اولین فضایی که در این قسمت می بینیم هشتی ورودی است که 30/1 متر پایین تر از سطح معبر خیابان قرار گرفته، بعد از هشتی وارد فضایی می شویم که از نظر هندسی به شکل هشت ضلعی نامنتظم می باشد و سربینه نام دارد. در این فضا سکوهایی جهت تعویض  

 

بخش بیرونی:

اعیانی این بخش در قسمت های شمال، شرق و غرب بنا ساخته شده است. در قسمت غرب تالاری (حسینیه) با تزئینات نقاشی و ارسی وجود داشته که در اثر آتش سوزی آسیب دیده، زیرزمین به طور سرتا سری در زیر طبقه همکف این بخش قرار دارد.

بخش اندرونی:

اعیانی بخش اندرونی در قشمت شمالی و شرقی در دو طبقه بنا شده است که طبقه اول اعیانی در قسمت شرق مسکونی و طبقه دوم آن مخروبه می باشد، این بخش فاقد زیرزمین است.

ورودی به قسمت شمالی با یک پله اختلاف سطح ممکن می شود که به راهرو مربع شکلی متصل می شود. در پلان طبقه دوم با گذر از دو پله به راهرویی وارد می شویم که از یک سو به سرویس بهداشتی و از سوی دیگر به زیرزمین ارتباط دارد. زیرزمین این بخش فقط در زیر تالار امتداد دارد.

مشخصات اثر:

الف) تپه

ب) بنا (تزئینات، نوع مصالح، ابعاد و اندازه و ...)

بخش اندرونی بنا فاقد تزئینات خاصی بوده و تنها در قسمت بیرونی (حسینیه) تزئینات نقاشی و ارسی زیبایی وجود داشته، قسمت های خارجی (حیاط) دارای طاق نماها و تزئینات آجری هفته و راسته (حصیری) می باشد.

بنا دارای پی سنگی با ملات شفته آهک و ازاره سنگی به ارتفاع یک متر است.

 

نوع بهره برداری اثر (قبلی، فعلی، پیشنهادی)

بنا در گذشته کاربری مسکونی داشته ولی هم اکنون بخشی از آن تخریب و متروکه شده و تنها در یکی از قسمت های بخش اندرونی خانواده ای زندگی می کنند. پیشنها می شود بنا پس از تملک و مرمت با کاربری فرهنگی – توریستی مورد استفاده قرار بگیرد.

توضیح دخل و تصرفات انجام شده و مشهود در اثر:

با توجه به آنچه از ظاهر بنا بر می آیاد هیچ گونه دخل و تصرف خاصی در آن مشاهده نمی شود.

توضیح تعمیرات گذشته بنا:

با ملاحظه در قسمت های مختلف و ظاهر بنا می توان گفت که تعمیرات قابل ذکری در بنا صورت نگرفته است.

شرح وضعیت موجود، خطرپذیری و آسیب های وارده:

عمده آسیب های وارده به این بنا در بخش بیرونی آن رخ داده از آن جمله تالار حسینیه در ضلع غربی حیاط بیرونی همانطور که گفته شد به علت آتش سوزی آسیب دیده است. ساختمانهای قسمت شمالی حیاط بیرونی نیز سالم نیست به خصوص سقف های این بخش به علت بار زیاد سقف، پوسیدگی تیرهای چوبی، رطوبت نزولی و ... تخریب شده است.

بنای ضلع شمالی حیاط اندرونی تقریباً سالم مانده اما در ضلع شرقی این بنای دو طبقه دیده می شود که طبقه اول سالم و مسکونی بوده ولی سقف طبقه دوم فرو ریخته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 7:40 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

درياچه ها وتالاب ها   1-درياچه نئور:

درياجه نئور در فاصله 42 كيلومتري جنوب شرقي اردبيل در ارتفاع 2480 متري از سطح دريا  قرار دارد

2- درياچه شورابيل:

 درياچه شورابيل به صورت يك حوضه بسته رسوبي در يك ناوديس نا متقارن كم عمق دركوهپايه هاي جنوب شهر اردبيل(رسوبات نئوژن) به وسعت 170 هكتار در محدوده شهر اردبيل واقع شده است.ارتفاع  درياچه از سطح دريا 1365 متر مي باشد و نسبت به شهر اردبيل در بلندي قرار گرفته است.گنجايش آب درياچه شورابيل در رقوم ماكزيمم چهارده ميليون متر مكعب برآورد و حداكثر عمق آن در اين وضعيت 10 متر تعين شده است

3- درياچه قله سبلان:

اين درياچه بيضي شکل بوده ودر ارتفاع 4811 متري در قله كوه سبلان قرار گرفته است و اندازه قطر بزرگ آن با جهت شرقي – غربي حدود 180 متر و قطر کوچک حدود 80 متر طول و وسعت درياچه بالغ بر 12000 متر مربع است.

چشمه ها1-چشمه بولاغلار:

بولاغلار در شمال شهر نير و به فاصله حدود 400-300 متري خارج از محدوده آن شهر و ار تفا ع متوسط منطقه حدود 1610متر از سطح دريا سيما ي طبيعي آن كوهستاني و مشجر  واز فضاي سبز دلنشين و چشم انداز بديعي برخوردار است.رودخانه آغلاغان يكي از مهمترين زيستگاه هاي طبيعي ماهي قزل آلاي خال قرمز مي باشد.

تالاب «قره گؤل» و «هوشنگ ميداني» و تالاب «ملااحمد» اشاره کرد که حيوانات و پرندگان وحشي متنوع در آن ها زندگي مي کنند.

2-چشمه ازناو:

ازناو يا ازنو منطقه اي كوهستاني است كه در جنوب شهر خلخال واقع شده است.بلندترين نقطه اين محدوده قله ازنو مي باشد كه در 2350 متر از سطح دريا ارتفاع دارد واز دامنه ضلع غربي اين قله و از ارتفاع حدود 1900متري چشمه آبي گوارا و خنك با دبي بسيار بالا خا3-چشمه مير عديل:

چشمه مير عديل يا مير عادل از جمله چشمه هاي پرآب و گوارا و با مناظر و چشم انداز هاي بديع شهرستان خلخال است كه در شمال شرقي روستاي اندبيل قرار دارد.چشمه مير عديل در ارتفاع حدود 2000متري ضلع غربي رشته باغرو مي باشد.

4-چشمه شاه بلاغي:

شاه بلاغي يكي از روستاهاي شهرستان نير است كه در فاصله 7 كيلومتري شرق شهر نير و25 كيلومتري جنوب غربي اردبيل در مسير جاده اردبيل-تبريز واقع شده است ناحيه وسيعي از جنوب غربي روستا كه در مسير جاده بين شهري فوق قرار دارد.مجتمعي از چشمه هاي كو چك و بزرگ با آب خنك و گوارا فراگرفته و اراضي را با چمن زارهاي طبيعي همراه با درختان بيد كهنسال در حواشي به وجود آورده است.

چشمه هاي معروف استان اردبيل:لنگان بولاغي، شاه بولاغي، آقبلاغ، داشطي بولاغ، قاشقا بولاغ، دلي آلي بولاغي، اطاقلي بولاغ، گوزه بولاغ، قارا بولاغ، ترشو، چشمه قوتور سويي چايي(گوگردي سرد)، داغ بولاغ، تكله بولاغي، آلا بولاغ، قانلي بولاغ، جيني بولاغ، آجي بولاغ، قيرخ بولاخ، گورگور بولاغ، سسلي بولاغ، بوكموش بولاغ، حاج زال بولاغ، كلخوران فولادلو، قوتور بولاغي، باتمان بولاغي، عيسي باتمان بولاغي، نيره گر، شيران چشمه، شاه بولاغي، بولاغلار، گوئر چين، آيرانلي بولاغ، داشبلاغ، آقبلاغ كرد، پير آغاج بولاغي، از نو بولاغ، مير عديل، خرناب، آقبلاغ

رج مي شود كه به چشمه از ناو شهرت دارد

 

اراضي پست و جلگه اي

دشت مغان با ارتفاع 100 متر پست ترين نقطه استان اردبيل محسوب ميشود و در حدود 1200 متر پايين تر از ساير دشتهاي استان قرار گرفته است . اراضي واقع در كناره هاي رود خانه قزل اوزن در منتهي اليه جنوب استان با ارتفاع حدود 500 متر نيز منطبق با اين تيپ ناهمواري مي باشد.

 

رودخانه ها:
1-  رودخانه ارس  2- رودخانه بالخلي 3- رودخانه قره سو 4- رودخانه خياو 5- رودخانه هروآباد
1-  رودخانه ارس:
ارس مهمترين و پرآب ترين رودخانه شمالي ايران در منطقه آذربايجان است که از غرب جلفا تا اصلاندوز مغان (استان اردبيل) در طول نوار مرزي ايران و جمهوري آذربايجان جريان دارد

2-  رودخانه بالخلي:
بالخلي از جمله رودخانه هاي دائمي استان ميباشد که از گردنه بالخلي «جنوب غربي شهر نير» حدفاصل دو رشته بزقوش و سبلان سرچشمه مي گيرد، سرشاخه هاي مهمي نظير برجلوچاي، سقزچي چاي، آغلاغان، جوراب چاي، درويش چاي، لاطران چاي و.... در مسير به اين رودخانه پيوسته و آنرا پرآب مي سازند. اين رودخانه از وسط شهر اردبيل مي گذرد و سرانجام در شمال اردبيل به رودخانه قره سو تخليه مي شود

3-  رودخانه قره سو:
رودخانه قره سو از رشته کوههاي تالش (باغرو) در شرق اردبيل سرچشمه مي گيرد و در مسير خود ضمن عبور از دشت اردبيل آبهاي جاري اين قسمت از جمله بالخلي چاي را جمع آوري مينمايد. اين رودخانه دامنه هاي شمالي توده سبلان را دور زده و در شمال غرب شهر مشکين شهر در محل کوجنق آب رودخانه اهر چاي را نيز دريافت کرده و سپس با يک انحراف قائم به سمت شمال جريان مي يابد و نام درود (دره رود) مي گيرد

4-  رودخانه خياو:
خيوچاي يا خياوچاي از سرشاخه هاي مهم رودخانه قره سو در شهرستان مشکين شهر است. اين رودخانه از ارتفاعات هزار ميخ، آيي قاري، دلي آلي، جنوار داغي سرچشمه مي گيرد و سرتاسر دره موئيل را طي نموده و به قره سو مي ريزد. اين رودخانه مهم ترين زيستگاه ماهي قزل آلاي خال قرمز در استان اردبيل مي باشد.
5-  رودخانه هرودآباد:
هروچاي در شهرستانهاي خلخال و کوثر که جنوبي ترين شهرستانهاي استان اردبيل محسوب مي شوند، جريان دارد. اين ناحيه وسيع توسط چندين روخانه بزرگ و کوچک زهکشي شده و تمامي آبهاي سطحي آن از طريق قزل اوزن و سفيدرود به درياي خزر مي ريزد

آبشارها    1-آبشار گور گور خياو چاي:

گورگور به آبشار واقع در مسير رودخانه خياو چاي اتلاق مي شود كه در جنوب روستاي موئيل مشكين شهر،جنب آبگرم معدني ملك سوئي و در ارتفاع 2600متري از سطح دريا واقع است. بلندي آبشار حدود 12-10 متر بوده و از نظر حجم خريان قابل توجه مي باشد.

2-آبشار سردابه:

اين آبشار در نزديكي آبگرم معدني سردابه (24 كيلومتري غرب اردبيل) در ارتفاع حدود 1950 متري از سطح دريا ودر دامنه شرقي توده سبلان واقع است. ارتفاع آن 20-15 متر و حجم جريان آن نسبتا كم و محدود به خروجي چند چشمه بالا دست مي باشد .

3-آبشار گور گورآلوارس :

چشمه گور گور از جمله چشمه هاي مشهور منطقه سبلان مي باشد اين چشمه در دره آلوارس يا قزل گوللر كه يكي از عريض ترين و با صفا ترين دره هاي سبلان است.  و در ارتفاع 2420 متري از سطح دريا مي باشد.

4-آبشار آقبلاغ:

 آق داغ (سفيد كوه)به ارتفاع بيشينه 3322 متر از سطح دريا بلندترين نقطه شهرستان خلخال و مهمترين توده كوهستاني ناحيه مركزي اين شهرستان به شمار مي رود. در دامنه هاي اين رشته كوه چشمه سارهاي فراواني وجود دارد كه تـ‌امين كننده آب جريان هايي چون ميانرودان،رودخانه زال.....مي باشد

كوهستان    1-صلوات داغي:

از شمالي ترين نقطه استان ادامه دارد رشته كوه قره داغ كه از استان آذربايجان شرقي به سمت شرق كشيده شده است،گذشته،و به دره رودخانه قره سو و دره  رود ختم مي شود شاخه اي از اين رشته كوه در آنسوي دره رود كه به كوههاي خروسلو وشاخه اي ديگر به كوههاي برزند(صلوات داغ)مي پيوندد كه اين كوهها نيز پس از عبور از شهرستانهاي بيله سوار و مغان در حدود شرقي استان به منتهي اليه شمالي رشته كوه تالش مي پيوندد اين رشته ها عموما كم ارتفاع هستند به طوري كه بلندترين نقطه خروسلو داغ 730 متر ورشته صلوات داغ(قله قراول)2220متر از سطح دريا ارتفاع دارد.اين كوهستانها فاقد نواحي ييلاقي مي باشد.

2-رشته  كوه باغرو(تالش):

باغرو طولاني ترين رشته كوه  در استان اردبيل مي باشد. اين رشته امتداد سلسله جبال البرز است كه ازخراسان تا قفقاز كشيده شده است رشته كوه باغرو در موازات كناره درياي خزر سر تا سر شرق استان را فرا گرفته و خط الرأس آن حوزه خزري را از استان اردبيل جدا مي كند بلندترين اين شاخه فرعي قله 3322متري آق داغ و كوههاي پلنگا(2886متر)،سهدي(2715متر)و ازنو(2412متر)از ديگرقلل آن مي باشد.از مهمترين قلل رشته كوه باغرو به ترتيب از شمال به جنوب عبارتند از :ارگنه(3197متر)،عجم داغ(3009متر)،شيرا گلي داغ(2870متر)،علمچار(2786متر)،شاه معلم(3050متر)

3-رشته كوه سبلان:

رشته آتشفشاني سبلان از دره قره سو در شمال غربي اردبيل شروع شده و در جهت شرقي-غربي به طول 60 كيلومتر و عرض تقريبي 48كيلومتر تا كوه قوشا داغ در جنوب شهرستان اهر آذربايجان شرقي امتداد مي يابد . اين توده قله هاي متعددي دارد كه از نظر ارتفاع و بلندي و ويژگيهاي كوهنوردي و راهپيمايي حائز اهميت اند.

مهمترين قلل رشته كوه سبلان:سبلان سلطان، سبلان كوچك، آقام داغ، جنوار داغي، دلي آلي، آيي قاري، حاج زال، ايري قاري، بابا مقصود، قزل بره، قزل داغ، هزار ميخ، ايشيخ چيخماز، گوي داغ

بلندترين قله سبلان كه در اثر آتشفشان شكل مخروطي گرفته به سلطان معروف است و با ارتفاع بيشينه 4844متر از سطح دريا بلندترين نقطه مي باشد

 کوهستان ارسبالان (قراداغ)
اين کوهستان از سوي غرب به دره رودخانه «خال پيلرچاي»، از جنوب به دره رودخانه اهرچاي و قره سو، از شرق به مرز ايران و جمهوري آذربايجان و از شمال به رودخانه ارس محدود است.
کوهستان ارس را مي توان دنباله رشته کوه هاي قفقاز به شمار آورد که دره ارس آن ها را از هم جدا مي کند. اين کوهستان که 9500 کيلومتر مربع وسعت دارد، از کوه هاي به نسبت بلند تشکيل يافته است که بلندترين قله آن، کوه «سورجر تپه» به ارتفاع 2946 متر است.
ميزان بارندگي سالانه اين کوهستان در حوالي دره قره سو 20 تا 30 ميلي متر، در دامنه ها 200 تا 400 و در ارتفاعات بين 400 تا 500 ميلي متر است. ميانگين دماي سالانه آن در دامنه ها و کوهپايه ها 10 تا 15 و در ارتفاعات پنج تا 10 درجه سانتي گراد است.

دره

1-دره موئيل:

دره موئيل از دره هاي عريض و طويل منطقه سبلان است كه از جنوب به ارتفاعات آيي قاري ،دلي الي ،جنوار داغي واز جانب شمال به جلگه مشكين شهر محدود است.تغييرات ارتفاع در اين دره حدود 2000متر است كه از حداقل 1800متر تا حداكثر 3800متر از سطح دريا متغيير است. در اين دره آبگرم هاي معدني متعددي وجود دارد كه از نظر كميت و كيفيت و تركيبات و درجه حرارت و ميزان و ميزان آبدهي متنوع و قابل ملاحظه اند.جهت دره موئيل جنوبي –شمالي است و رودخانه خياو(خياو چاي)در اين دره جريان دارد كه زيستگاه عمده ماهي قزل آلاي خال قرمز در منطقه مي باشد.

2-دره گلستان يا قزل گللر:

دره گلستان يا قزل گللر كه به دره آلوارس نيز مشهور استاز دره هاي شرقي سبلان و يكي از عريض ترين و با صفاترين دره هاي آن به شمار مي رود جهت اين دره شمال غرب-جنوب شرق است.ارتفاعات سبلان كوچك (هرم داغ)وحاج زال(بز داغ)به ترتيب در شمال و جنوب ابتداي دره قرار دارند كه به وسيله گردنه معروف تندرو به هم پيوند مي خورند.اين بخش از دره به علت وجود سيركهاي يخچالي و ارتفاعات صعب العبور همراه با سنگ آذرين چشم انداز ويژه خود را دارد.يخچالها و برف چالهاي دائمي و چشمه هاي پر آب و گوارا چمن زارها و مراتع عالي را تشكيل داده است و به سبب اين موهبت به اين بخش از دره گلستان اتلاق مي شود.

3-برجلو:

برجلو يا به تلفظ محلي بوشلي روستايي است از توابع بخش مركزي شهرستان نير كه در فاصله حدود 7كيلومتري جنوب غربي شهر نير واقع است . رودخانه بالخلي كه از گردنه اي به همين در فاصل رشته سبلان و بزقوش سرچشمه مي گيرد.از غرب به شرق در اين منطقه جريان دارد و سر شاخه هاي اصلي آن از جمله آغلاغان با دبي آبي قابل ملاحظه در اين محدوده به رودخانه اصلي مي پيوندد.بالاترين نقطه آن 1943متر مربوط به گردنه بالخلي و پايين ترين حد ارتفاع با بلندي 1580متر از سطح دريا به بستر رودخانه مذكور تعلق دارد.

پارك جنگلي:

فندقلو:

اين جنگل يكي از اراضي تفريحي جنگلي است كه به فاصله 10 كيلومتري از شهر نمين و 30 كيلومتر از شهر اردبيل قرار گرفته و در حال حاضر به كانون عمده اي از فعاليت هاي فراغت بدل شده است نظر به اين كه جنس فندق نسبت به ساير درختان جنگلي وضعيت غالب دارد اين منطقه فندق لو ناميده مي شود.اين جنگل در سطحي به طول تقريبي 25 كيلومتر پراكنده است كه از شرق خانقاه عليا واقع در مسير جاده بين شهري نمين، آستارا شروع و با جهت شمال غربي –جنوب شرقي در شرق روستاي حور خاتمه مي يابد در بين انواع شناسايي شده گونه هاي نادري نظير فندق، ممرز، راش، بلوط، بيد مشك، وجود دارد كه به ارزش منطقه در جوابگويي به تقاضاهاي مختلف مي افزايد در منطقه فندق لو خرس قهوه اي، سمور،و پرندگاني مانند قرقاول و كبك و عقاب طلايي از جمله فون بارز منطقه به شمار مي روند.

محدوده هاي جنگلي : 1-آيي قران، 2-فندق لو، 3-پالودوخ، 4-بو بيني، 5-كله سر، 6-دگر ماندرق و مهدي پستي، 7-آبي بيگلو

 

غار

1-غار يخگان:

غار يخگان در منتهي اليه جنوب شرقي شهرستان خلخال در ضلع غربي رشته ماسوله داغ(تالش)و در ارتفاع حدود 2400متري از سطح درياي آزاد واقع است . غار يخگان در دامنه غربي كوهي به نام يخگان داغي (بوز خانه داغي) وبا اختلاف ارتفاع 100-80 متر فاصله از نوك قله با جنس آهك و در جهت شرقي قرار گرفته است غار داراي دو دهانه ورودي با اختلاف ارتفاع حدود 25 كيلومتر با يكديگر است قطر دهانه ورودي اصلي كه براي ورود غار راحت تر است 50-40 سانتي متر مي باشد كه از طريق يك راهرو تنگ و باريك و طولاني به طول 10 متر و بهقطر حداكثر 50 سانتي متر به تالار وسيعي منتهي مي شود طول و عرض بيشينه اين تالار به ترتيب 5/36 و15 متر و حداكثر ارتفاع آن حدود 15-12 متر مي باشد. حوضچه آبي به عمق 20 سانتي متر و در ارتفاع 5/1متري از كف غار تشكيل شده است آب حوضچه از جمع شدن قطرات آب ناشي از تقطير در اثر برخورد بخار آب با ديواره سرد تأمين مي شود.جالب اينكه در مواقعي كه هواي بيرون غار گرم است انجماد صورت مي گيرد و با سرد شدن هوا خارج،علاوه بر اين كه يخ تشكيل نمي شود بلكه يخ هاي موجود نيز به تدريج ذوب مي شوند.

2-غار هفت خانه:

غار هفت خانه(يدي اولر)در جنوب غربي شهر خلخال و شمال روستاي گرمخانه و در ارتفاع حدود 1600متر از سطح دريا قرار دارد.غار هفت خانه از 7تالار كوچك كه به ترتيب به شكل U پشت سر هم قرار دارند تشكيل شده است.اين غار داراي دو دهانه ورودي است دهانه اصلي رو به شرق قرار دارد چهار تالار از اين دهانه به سهولت قابل دسترسي است ارتفاع اين تالارها به طور متوسط بيشتر از 3متر مي باشد و ارتباط به خانه پنجم از طريق يك راهرو به طول 4متر و به عرض و ارتفاع 70و50 سانتي متر كه طرفين آن سنگ چين شده است صورت مي گيرد.

مناطق حفاظت شده

استان اردبيل يك منطقه حفاظت شده و سه منطقه شكار ممنوع در اختيار دارد كه عبارتند از:منطقه حفاظت شده نئور، منطقه شكار ممنوع آق داغ،  منطقه شكار ممنوع گندمين، منطقه شكار ممنوع شورابيل

1-منطقه حفاظت شده نئور(ليسار):حوضه آبريز درياچه نئور به وسعت 440 هكتار(شامل درياچه نئور و حوضه آبخيز پيراموني كه در محدوده استان اردبيل قرار دارد)با بخش وسيعي از منطقه مرتعي و جنگل هاي ليسار به مساحت كل 31250هكتار در سال 1346تعيين حدود و جزء اولين مناطق حفاظتي در سطح كشور بود و در پايان همان سال به عنوان منطقه حفاظت شده ليسار به تصويب رسيد.تالاب طبيعي نئور با وسعت متغيير 370-200هكتار در ارتفاع 2500متري از سطح دريا در كانون اين سيستم قرار دارد.

زيستگاههاي حيات وحش زيستگاههاي مهم استان:رودخانه بالخلي، قره سو، خياو چاي، هرو چاي، تالابهاي نئور، شورابيل و اصلاندوز

1-منابع حياتي منطقه نئور:دوزيستان:قورباغه ، خزندگان:مارمولك، افعي زنجاني، يله مار، پستانداران:خرس قهوه اي،گرگ، روباه، خوك، پرندگان:اردك سرسبز،اردك سر حنائي، خوتكا، كبك، كبك چيل، چكاوك كاكلي،چكاوك شاخدار،بلدرچين، عقاب طلائي، انواع پرندگان گنجشك سان، جانوران آبزي:نوعي ميگوي آب شيرين از جنس گاماروس، گونه قزل آلاي رنگين كمان

2-تالاب شورابيل:پوشش گياهي حواشي درياچه بيشتر از ني، جگن، نوعي و علف هفت بند مي باشد.ماهي هاي درياچه شامل ماهي سياه، سس ماهي و كاراس، و از ماهي هاي پرورشي ماهي قزل آلاي رنگين كمانو از دوزيستان قورباغه و از خزندگان گونه اي از مار مولك و گونه هايي از مار در اطراف آن ديده مي شود.خرگوش، روباه و گونه هايي از رده جوندگان مهمترين پستانداران منطقه محسوب مي شود.پرندگان شاخص تالاب شورابيل حواصيل خاكستري، اگرت بزرگ، فلامينگو، غاز خاكستري، آنقوت، كله سبز، خوتكا، گيلارنوك پهن، اردك تاجدار، اردك سرحنائي، اردك سز سياه، چنگر نوك سرخ،پرستوي دريايي بال سفيد

3-رودخانه بالخلي:زيستگاه ماهي با ارزش صيادي و غذائي قزل آلاي خال قرمز و سرتا سر رودخانه محل زيست گونه هايي از ماهيان نظير سس ماهي، ماهي سياه، شاه كولي مي باشد.همچنين اين رودخانه زيستگاه دائمي پستانداران آبزي(سمور آبي)و زيستگاه عبوري و فصلي انواع پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي  است.

4-رودخانه قره سو:اين رودخانه زيستگاه انواع ماهيان از جمله ماهي سياه، سس ماهي، ماهي بركه اي، شاه كولي، كپور ماهي معمولي و ماهي كپور كف زي كسلر مي باشد.انواع اردك،غاز،لك لك سياه از پرندگان شاخص مشاهده شده در قره سو مي باشند.

زيستگاههاي آزاد مهم استان:

دوجاق:جانورشاخص:كبك، فاخته، كبوتر چاهي،كل وبز

قزل بره:كبك،كبك چيل، كبك دري، كل و بز، قوچ و ميش

ملا احمد:غاز، اردك، خوتكا، چنگر، فيلوش

اوچي دره سي:غاز،اردك، يلوه،خروس كولي، فاخته، كبوتر، زنگوله بال،قرقاول

قره باغلار:اردك، غاز، زنگوله بال، دراج، قرقاول

جنگلها و نيزارهاي كناره ارس:غاز،اردك، خوتكا، كشيم، دراج، قرقاول،

ازناو: كبك، كبوتر چاهي، كل و بز

فيروز آباد و مشكول: كبك، كل و بز

شيروان دره: كبك، كبك چيل، كل و بز

دره موئيل: كبك، كبك چيل، كبك دري، قوچ و ميش

بوز داغ(گلستان): كبك، كبك چيل، كبك دري، قوچ و ميش

قلعه هاي استان

قلعه قهقهه

اين قلعه در 3كيلومتري غرب روستاي كئچوبه از توابع دهستان يافت بخش ارشق شهرستان مشكين شهر در استان اردبيل واقع شده است. اين قلعه تاريخي و باستاني با ارزش در 85 كيلومتري شمال شرقي مشكين شهر برفراز يك صخره سنگي مرتفع مشرف بر دره ها و دشتهاي همجوار ايجاد گرديده است.

  قلعه کهنه :

اين قلعه در شهرستان مشگين شهر قرار دارد و قدمت آن به دوره ساساني بر مي گردد.

  قلعه انار :

اين قلعه در شهرستان مشگين شهر قرار دارد و قدمت آن به هزاره اول قبل از ميلاد بر مي گردد.

   قلعه ديو :

اين قلعه در شرق  مشگين شهر قرار دارد و قدمت آن به هزاره اول قبل از ميلاد بر مي گردد.

 قلعه ارشق :

 

اين قلعه در فاصله 35 کيلومتري شمال غرب مشگين ، دهستان دشت واقع شده و قدمت آن به دوره ساساني و ايلخاني بر مي گردد.

بقعه شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی

شيخ صفي الدين اسحاق اردبیلی بعنوان یک عارف و صوفی، مردي به غايت پاكدامن و پارسا بود، حتي دشمنان سرسخت خاندان صفوي نيز به دينداري، مروت، كرم، اخلاق و صفات پسنديده او صحه گذاشته اند.

  در حال حاضر بناهای آرامگاهی بقعه شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی یکی از مجموعه های مجلل صفویان در شهر اردبیل به شمار میرود و به عنوان آرامگاه اجداد و شهریاران و شاهزداگان صفوی و برخی از علماء آن عصر در مبحث هنر مذهبی ایران اعتبار ویژه دارد. بناهای این مجموعه از زیباترین آثار تاریخی اسلامی ایران در عصر صفوی است و شامل بخش های ذیل می باشد:

1.       مقبره شیخ صفی الدین معروف به گنبد الله الله               9. طاق متولی( دارالحدیث)

2.       آرامگاه شاه اسماعیل اول                                         10. صحن اصلی

3.       مسجد جنت سرا                                                 11. حیاط پیشخی

4.       آرامگاه محیی الدین محمد معروف به حرمخانه              12. محوطه شهیدگاه

5.       عمارت چینی خانه                                               13. چله خانه وان

6.       تالار دارالحفاظ                                                  14. حیاط باغ

7.       آثار مکشوفه معماری سال 13747.

8.       آثار معماری مکشوفه سال 1385 که مهمترین آن بخشی از آشپزخانه و حمام تاریخی بقعه است

 

بقعه امین الدین جبراییل        

بقعه شيخ جبرائيل کلخوران پدر شيخ صفي الدين اسحق اردبيلي، جد سلاطين صفوي مي باشد که در روستاي کلخوران در 3 کيلومتري اردبيل قرار دارد که مقبره شيخ امين الدين جبرائيل به صورت يک هشت ضلعي در وسط باغ قرار گرفته است.
قسمتي از بنا در پاکار از سنگهاي منتظم اجرا شده که بر روي آنها ديوارهاي جانبي بقعه از آجر ساخته شده است. در نماي بيروني بقعه از تزئينات کاشي بصورت تلفيقي استفاده شده است.
گنبد تخريب شده آن در چند دهه اخير بازسازي شده است. داخل بقعه با نقاشي برجسته روي گچ و کتيبه هايي با خط عليرضا عباسي مزين گشته است.

 

 

بقعه شيخ حيدر
يکي از زيارتگاههاي تاريخي شهرستان مشگين شهر است و ساختمان بقعه به شکل استوانه اي به ارتفاع حدود 18 متر است که از نقشه هاي معمولي و ساده برخوردار است ولي جاذبه هاي معماري زيادي در ساخت آن بکار رفته است. مقرنس کاري و گچ بري ورودي و پنجره ها، قاب محرابي شکل سردرب، استفاده از کاشي لعاب با ترکيبي از اجر و کاشيهاي آبي رنگ در روکار بقعه، استفاده از لعاب قرمز در کتيبه هاي دور سردرب از جمله جاذبه ها و ارزشهاي معماري باستاني آن بشمار مي رود. علاوه بر آن، در طرفين درب ورودي بقعه هنر کنده کاري مشاهده مي شود که شامل تصوير دو گل بر روي دو قطعه سنگ رسوبي کرم رنگ است. زيرسازي نسبتاً ضخيمي دارد که با روکاري از آجر پوشيده شده است. تمامي سطح نماي خارجي بقعه با اشکال هندسي منبت از کاشي کاريهاي فيروزه اي تزئين شده است. در بدنه اصلي اين بنا کتيبه يا آثاري که معرف مشخصات صاحب مقبره باشد. ديده نشده است ولي تاريخ بنيانگذاري آن مربوط به سده هشتم ه.ق است.

 

 

 

مسجد جمعه اردبیل

اين مسجد در اصل از بناهاي دوره سلجوقي است که در دوره ايلخانيان مورد تعمير قرار گرفته است. ظاهراً اين مسجد تا اوايل دوره صفويه داير بوده است. کاوشهايي که توسط کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي استان انجام گرفته، نشان مي دهند که مسجد بر روي آتشکده قديمي بنا شده است. محوطه مسجد و اجزاي آن در گذشته بسيار وسيع بوده که بتدريج با متروکه شدن آن ساخت و سازهايي در زمينهاي آن انجام گرفته است. ظاهراً مسجد بدنبال زلزله اي ويرانگر تخريب شده و از آن پس مورد بازسازي قرار نگرفته است. مسجد از سه قسمت اصلي تشکيل شده است:

بازار اردبیل

بازار اردبيل يادگاري از دوره قاجار مي باشد که بر روي بازار دوره صفوي و ماقبل ساخته شده و در سال 1364 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است. در قرن دهم هجري در زمان حکومت شاه طهماسب اول بازارهاي اردبيل از رونق بسيار زيادي برخوردار بوده اند که از اين قبيل مي توان به بازار بقالان، کرباس فروشان، قصابان، خراطان، سراجان، قيصريه و دهها سراي ديگر اشاره کرد.
در شرايط موجود راسته هاي مجموعه بازار اردبيل عبارتند از راسته اصلي بازار، راسته پيرعبدالملک، راسته قيصريه، کفاشان، علافان، بازار زرگران، سراجان، پارچه فروشانف مسگران، چاقوسازان، آهنگران و سراهاي آنها پوشش سقف راسته ها با طاقهاي جناقي و گنبد چهار طاقي و ساده مي باشد. طول طاقنماي مغازه ها به طول متوط سه تا چهار متر و قطر پايه طاقها 60 تا 80 سانتي متر مي باشد.
شهر تاريخي اردبيل با تاريخ طولاني و موقعيت ويژه سياسي و اجتماعي، داراي بيشينه طولاني در فعاليتهاي اقتصادي است. بازار اردبيل مجموعه ايست مرکب از همه عناصر تشکيل دهنده وابسته به آن، تشکيلاتي چون تيمچه، سرا، حمام و مسجد اين بازار در مرکز شهر و در طرفين خيابان امام خميني قرار گرفته است. اين مجموعه از سابقه طولاني برخوردار است. قديمي ترين سياحاني که از بازار اردبيل نام برده اند عبارتند از: مقرسي و اصطخري در سده چهارم هجري که آنرا بصورت صليب در چهار راسته توصيف کرده اند. بازار اردبيل در قرن هفتم و هشتم رونق فراوان داشته در سده هاي بعد قسمتي از بازار بزرگ و تيمچه ها و سراها از موقوفات بقعه شيخ صفي الدين بشمار مي رفت و درآمد و عوايد حاصله به مصرف مخارج اين بقعه مي رسيد. بناي کنوني بازار و عناصر وابسته به آن از آثار دوره صفويه و زنديه است که بر بنيان اوليه بازار ساخته شده است. بازار اردبيل با تاق هاي جناغي، تاق و تويزه گنبدهاي ساده شامل راسته بازار اصلي، بازار زرگران، بازار قيصريه، راسته پيرعبدالملک، بازار خراطان، بازار کفاشان و علافان است. بيشتر قسمتهاي بازار در دوره صفويه بنا يا مرمت شده است. مجموعه بازار اردبيل داراي بازارچه ها، سراها و تيمچه هاي فراوان است که مهمترين آنها عبارتند از: بازارچه خشکبارها و سراي حاج احمد، سراي وکيل، تيمچه زنجيرلو، سراي گلشن، سراي قيصريه، سراي حاج شکر، سراي جهودها، سراي حاج شيخ الاسلام و سراي حاج صادق

 نام پل: پل آغلاغان نير
 نام شهرستان: نير
 آدرس: جاده اردبيل به سراب
 قدمت: صفوي
 شماره ثبت: 2558
 ابعاد: 37/90×5×5/50 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل: اين پل بر روي رودخانه نير بنا شده است.
 تاريخ شروع مرمت: سال 1377 ه.ش
 توصيف معماري:
اين پل داراي چهار چشمه با پايه هاي سنگي و طاق هاي آجري مي باشد. اندازه هر چهار دهانه قوس متفاوت است.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل يادگار دوران صفويه مي باشد از سال 1377 ه.ش عمليات مرمتي توسط سازمان ميراث فرهنگي شروع شده است.
 مشخصات فني:
اين پل شامل چهار دهانه آجري با قوس هاي مربع (شمشيري) و موج شکنهاي سنگي مي باشد.
 نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل بر روي رودخانه نير واقع شده و گذر افراد پياده مي باشد.

پل الماس
بر روي رودخانه بالخلو در غرب شهر اردبيل و بر سر راه اردبيل به سراب ساخته شده است. تا قبل از احداث پل جديد رفت و آمد وسايط نقليه از روي اين پل انجام مي گرفت.
 

 نام پل: دوجاق
 نام شهرستان: مشگين شهر
 آدرس: جاده قديم مشگين شهر به اردبيل – گردنه معروف دوجاق – مابين روستاي ارباب کندي و گنديشمن – ضلع غربي رودخانه قره سو
 قدمت: پهلوي دوم
 ابعاد: 21×8×6/20 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه قره سو بنا شده است.
 توصيف معماري:
پل دوجاق پلي يک دهانه و اجرا شده با مصالح آجري و نماي سنگي مي باشد.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل بر روي پل قديمي تر و در سال 1317 ه.ش ساخته شده که تاريخ احداث آن بر روي کتيبه اي در نماي آن به چشم مي خورد.
 مشخصات فني:
اين پل داراي يک دهانه با قوس شاخ بزي تند با مصالح آجري و نماي سنگي ميباشد.
 نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل به دليل تغيير مسير از راه اصلي مشگين شهر به اردبيل از رونق افتاده و بندرت تردد وسايط نقليه را تأمين مي کند و فقط دامداران و کشاورزان از آن استفاده مي کنند.
 تزئينات به کار رفته و نوع آن:
اين پل داراي تزئينات آجري زيبايي به صورت رومي و ضربي مي باشد که علاوه بر حالت تزئين، نقش سازه اي را نيز ايفا مي کند.

پل ابراهيم آباد
اين پل در ابتداي کوچه ابراهيم آباد بر روي رودخانه بالخلو در شهر اردبيل ساخته شده و متعلق به دوره صفويه است. آدام اولئاريوس مي نويسد که رودخانه بالخلو در شهر اردبيل به دو شاخه شده و از درون شهر مي گذرد. ظاهراً پل ابراهيم آباد نيز از جمله پلهايي است که پيترودولاواله در سفرنامه خود به آن اشاره کرده است. پل ابراهيم آباد داراي 4 چشمه است که دو دهنه آن در سالهاي اخير مورد بازسازي قرار گرفته است.

پل قره سو (زاغالان)
اين پل بر روي رودخانه بالخلو ساخته شده و داراي 7 دهنه است. بناي آن را به دوره صفويه نسبت داده اند. ظاهراً پل توسط شخص خيري بنام مسير حمزه ننه کران مورد بازسازي قرار گرفته است

 نام پل: فيروزآباد
 نام شهرستان: کوثر
 آدرس: خلخال – شهرستان کوثر – بخش فيروزآباد
 قدمت: پهلوي
 ابعاد: 33/5×6/6×22/5 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه فيروزآباد – يکي از سرشاخه هاي فرعي قزل اوزن بنا شده است.
 توصيف معماري بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل داراي يک دهانه با قوس بيضوي شکل مي باشد که در هر طرف با چهار طاق دزد با ارتفاع متفاوت پوشش داده شده است. مصالح ساختماني پل سنگهاي رسوبي حکمي است که در سالهاي اخير دستندازهاي سنگي آن را با ديواره بتني پوشش داده اند.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين پل در دوره پهلوي توسط مهندسان ايتاليايي بر روي پايه کار پل قديمي عصر صفوي احداث گرديده است.
 مشخصات فني:
اين پل داراي يک دهانه با قوس بيضي خوابيده مي باشد که با طاق دزدهايي در دو طرف (هر طرف چهار طاق) پوشش داده شده است. اين طاق دزدها که روي قوس اصلي قرار گرفته داراي دهانه يکسان مي باشد ولي ارتفاع آنها متفاوت مي باشد.
 نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل بر روي رودخانه فيروزآباد – يکي از سرشاخه هاي فرعي قزل اوزن بنا شده است و گذر وسائط نقليه سبک و سنگين و عابر پياده را تأمين مي کند.

 نام پل: گيلانده
 نام شهرستان: اردبيل
 آدرس: کيلومتر 15 جاده اردبيل به آستارا جنب روستاي گيلانده
 قدمت: صفوي
 ابعاد: 27/9×4/15×4/35 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل در مسير ارتباط جاده اردبيل به آستارا بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است.
 تاريخ شروع مرمت: سال 1373 ه.ش
 توصيف معماري:
پل گيلانده پلي چهار چشمه با پايه هاي سنگي و طاق و بدنه آجري مي باشد.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل يادگار دوران صفويه بوده و در سال 1373 ه.ش عمليات مرمتي بر روي اين پل صورت گرفته است.
 مشخصات فني:
اين پل شامل چهار دهانه آجري با پايه هاي سنگي و قوس پنج و هفت مي باشد.
 اقدامات انجام شده با ذکر مشخصات:
مرمت اين پل در سال 1373 ه.ش آغاز گشته و طي اين مرمت آجرهاي قبلي که درزهاي آن باز بودند با ملات خاک و سنگ و پودر سنگ و سيمان سفيد و مقداري گچ در طاق و موج شکنها و دست انداز و بدنه و قسمت هاي مرمت شده بندکشي شده است.

 نام پل: يدي گوز (هفت چشمه)
 نام شهرستان: اردبيل
 آدرس: اردبيل – ميدان پانزده خرداد ابتداي خيابان ساحلي
 قدمت: صفوي
 شماره ثبت: 875
 ابعاد: 46/70×3/80×3/70 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است.
 تاريخ شروع مرمت: سال 1374 ه. ش
 توصيف معماري:
پل يدي گوز داراي هفت چشمه با پايه هاي سنگي و طاق هاي ضربي جناقي آجري مي باشد. اين چل حالت تقارن داشته و دهانه وسطي، باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين پل يادگار دوره صفويه بوده و از سال 1374 ه. ش عمليات مرمتي آن شروع گرديده است.
 مشخصات فني:
اين پل شامل هفت دهانه آجري با قوس پنج و هفت و موج شکنهاي سنگي مي باشد ملات بکار رفته در ساختمان پل، گچ و آهک مي باشد.
 نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل در اول خيابان ساحلي بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده و گذر وسايط نقليه سبک و افراد پياده را تأمين مي کند

پل ججين يا (داش کسن)
اين پل در اخل شهر اردبيل و بر روي رودخانه بالخلو ساخته شده است. پل ججين داراي 7 چشمه است و هم اکنون نيز مورد استفاده مردم قرار مي گيرد.

پل کلخوران
 اين پل بر روي رودخانه کلخوران در روستايي به همين نام ساخته شده و داراي 6 دهنه است. بناي اصلي آنرا به دوره سلجوقي و ايلخانيان نسبت مي دهند که گويا در دوره صفويه تعمير شده انام پل: کلخوران
 نام شهرستان: اردبيل
 آدرس: اردبيل – روستاي کلخوران
 قدمت: صفوي
 شماره ثبت: 877
 ابعاد: 21/80×3/07×4 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه قره چاي بنا شده است.
 تاريخ شروع مرمت: 1375 ه.ش
 توصيف معماري:
پل کلخوران، پلي سه چشمه و اجرا شده با پي هاي سنگي و ملات آهکي در ازاره و آجر 20×20 و ملات گچي در طاقها مي باشد. دهانه وسطي پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي مي باشد که بصورت متقارن در دو طرف اين دهانه قرار گرفته اند. بزرگتر بودن اين دهانه، باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل يادگاري دوره صفويه بوده و در سال 1375 ه.ش عمليات مرمتي توسط اداره ميراث فرهنگي بر روي اين پل صورت گرفته است.
 مشخصات فني پل:
اين پل شامل سه دهانه آجري با قوس هاي پنج و هفت و موج شکنهاي سنگي ميباشد.
 نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل در روستاي کلخوران بر روي رودخانه قره چاي واقع شده و گذر وسايط نقليه سبک و افراد پياده مي باشد.
ت. در تاق مياني آن سنگ نوشته اي وجود دارد.

 نام پل: نادري
 نام شهرستان: اردبيل
 آدرس: اردبيل – تپه نادري
 قدمت: پهلوي
 ابعاد: 48/50×6/20×8/20 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است.
 تاريخ شروع مرمت: سال 75/1374 ه.ش
 توصيف معماري:
پل نادري، پلي چهارچشمه با پايه ها و نماي سنگي و طاق هاي آجري ميباشد.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل در دوره پهلوي دوم بر روي پلي به يادگار مانده از دوره صفوي که عامل ارتباطي جاده اردبيل به تبريز مي باشد، بنا شده است.
 مشخصات فني:
اين پل شامل چهار دهانه با پايه هاي سنگي و قوس هاي نيم دايره کامل و موج شکنهايي به صورت منحني مي باشد.

 نام پل: پرديسان (پرديس)
 نام شهرستان: خلخال
 آدرس: شهرستان خلخال – بخش فيروزآباد – روستاي پرديسان – افشار پائيني
 قدمت: صفوي
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه قزل اوزن بنا شده است.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
پل پرديسان ارتباط سرشاخه هاي راه کارواني اردبيل – زنجان را فراهم مي کند. در سال انهدام پل دختر قافلانکوه توسط گروه فرقه دموکرات آذربايجان دهانه وسطي پل منهدم شده است.

 نام پل: ساميان
 نام شهرستان: اردبيل
 آدرس: کيلومتر 15 جاده قديم اردبيل به مشگين شهر
 قدمت: صفوي
 شماره ثبت: 884
 ابعاد: 55/00×5/02×3/95 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل در مسير ارتباطي شهر اردبيل به مغان و قفقاز بر روي رودخانه قره سو واقع گرديده است.
 توصيف معماري:
پل ساميان پلي شش چشمه و اجرا شده با بدنه آجري پايه طاق سنگي ميباشد. دهانه مياني، پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي مي باشد که بصورت متقارن در دو طرف اين دهانه قرار گرفته اند. بزرگتر بودن دهانه وسطي باعث زاويه دار بودن دست انداز و عرشه پل شده است. به نظر مي رسد که اين پل قبلاً داراي هفت چشمه و بصورت متقارن بوده که به مرور زمان يکي از دهانه ها از بين رفته است.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين پل يادگار دوره صفويه مي باشد که در مسير ارتباطي شهر اردبيل به مغان و ارمنستان از طريق جاده قديم مشگين شهر بنا شده است.
 مشخصات فني:
اين پل شامل شش دهانه اجرا شده با سنگ و آجر بصورت قوس هاي شاخ بزي و موج شکنهاي سنگي مي باشد. موج شکنهاي اين پل در دو طرف نما متفاوت است. يک طرف پل به صورت منحني و طرف ديگر به صورت تيز اجرا شده است. بر روي اين پل چهار ميل راهنما در منتهي اليه چهارگوشه پل وجود داشته که به مرور زمان از بين رفته اند.
 نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل در مسير ارتباطي جاده اردبيل به قفقاز بر روي رودخانه قره سو واقع شده است که در حال حاضر گذر وسائط نقليه از جمله تريليهاي بارکش را (که متجاوز از سي تن وزن دارند) تأمين مي کند.

پل سيدآباد
• در ابتداي کوچه سيدآباد بر روي رودخانه بالخلو در محله پيرمادر ساخته شده و داراي 5 دهنه با تاق ضربي و آجري است. نام پل: سيدآباد
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: اردبيل – محله سيدآباد
• قدمت: صفوي
• شماره ثبت: 877
• ابعاد: 23/80×5/35×3/70 متر
• بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است.
• تاريخ شروع مرمت: سال 1374 ه.ش
• توصيف معماري:
پل سيدآباد پلي سه چشمه و اجرا شده با سنگهاي تراش يافته و ملات آهکي در ازاره و آجر 20×20 و ملات گچي در طاقها مي باشد. دهانه وسطي پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي مي باشد که بصورت متقارن در دو طرف اين دهانه قرار گرفته اند بزرگتر بودن دهانه وسطي پل باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است.
• شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل يادگار دوره صفويه مي باشد که مسير ارتباطي جاده قديم طالش و خلخال به دروازه ورودي اردبيل را تأمين مي کند. عمليات مرمتي اين پل در سال 1374 (ه.ش) شروع شده است.
• مشخصات فني:
اين پل شامل سه دهانه آجري با قوس هاي شاخ بزي کند و موج شکنهاي سنگي مي باشد.
• نوع بهره برداري و خصوصيات بارز پل:
اين پل بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده و گذر افراد پياده را تأمين ميکند.

پل يعقوبيه
 اين پل نيز متعلق به دوره صفويه است که بر روي رودخانه بالخلو در ابتداي کوچه يعقوبيه ساخته شده است. داراي 5 دهنه با تاقهاي ضربي و آجري و پي سنگي است. نام پل: يعقوبيه
 نام شهرستان: اردبيل
 آدرس: اردبيل – محله يعقوبيه
 قدمت: صفوي
 شماره ثبت: 876
 ابعاد: 36/75×5×3 متر
 بستر و مشخصه تاريخي پل:
اين پل بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است.
 تاريخ شروع مرمت: سال 76-1375 ه.ش
 توصيف معماري:
پل يعقوبيه داراي پنج چشمه با طاق و نماي آجري و موج شکنهاي سنگي مي باشد. اين پل حالت تقارن دارد. دهانه وسطي پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي است. بزرگتر بودن پل باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است.
 شرح مختصري در مورد تاريخچه پل:
اين پل يادگار دوره صفويه بوده و در سال 76-1375 ه.ش عمليات مرمتي آن شروع شده است.
 مشخصات فني:
اين پل شامل پنج دهانه آجري اجرا شده با قوس پنج و هفت و با موج شکنهاي سنگي مي باشد.
 نوع بهره برداري و خصوصياات بارز پل:
اين پل که بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است در ابتداي کوچه يعقوبيه گذر عابر پياده را تأمين مي کند.

كاروانسراهاي استان

نام کاروانسرا: کاروانسراي عباسي نقدي کندي
موقعيت طبيعي و جغرافيايي بنا:
اين کاروانسرا در 200 متري حاشيه شمالي جاده آسفالته اردبيل – مشکين شهر و به فاصله 35 کيلومتري اردبيل در کنار رودخانه نقدي و مشرف به دره نقدي کندي کم عمق و سرسبز و پردرخت آن قرار گرفته است.
مشخصات معماري بنا:
کاروانسراي عباسي نقدي کندي از لحاظ سبک و پلان به نقشه کوهستاني مشابهت دارد. ابعاد آن 29 × 30 متر و از مصالح لاشه سنگ و ملاتهاي آهکي بنا گرديده است. در ازاره بنا از سنگهاي رتوش شده نوع خاراي خاکستري بهره برده شده است. ورودي بنا در قسمت غرب واقع شده که پس از وارد شدن از اين قسمت با دو اطاق در جناحين راهرو روبرو مي شويم. پس از آن وارد تالار مي شويم که در اضلاح شمالي و جنوبي آن چهار حجره تعبيه شده است. دسترسي به پشت اين غرفه ها و حجره ها از قسمت شرقي است.
تاريخچه بنا:
اين بنا از ابنيه باقيمانده عصر صفويان است.
در 100 متري شرق کاروانسرا يک تپه طبيعي قبرستان کوچکي قرار دارد که احتمالاً مربوط به دوره اي است که کاروانسرا داير بوده است.
خصوصيات بارز بنا:
با توجه به موقعيت خاص آن و واقع شدن در مسير جاده آسفالته اردبيل – مشکين شهر مي توان از آن به عنوان کافه سنتي استفاده نمود. البته اين کار نياز به مرمت و واگذاري آن به بخش خصوصي دارد. از خصوصيات مهم بنا مي توان به پلان نوع کوهستاني آن اشاره کرد.
مشخصات ثبت:
مراحل مستندسازي و ثبت آن در فهرست آثار تاريخي و ملي در حال پيگيري است. ضمناً کاروانسرا در ملک شخصي بنام حاج سلطان علي جعفري اهل و ساکن روستاي نقدي کندي واقع شده است.

نام کاروانسرا:کاروانسراي سربازوطن (قانلي بلاغ)
موفقيت طبيعي و جغرافيايي بنا:
کاروانسراي سربازوطن در روستاي به همين نام، از دهستان ارشق شمالي در فاصله حدود 800 متري نوار مرزي ايران و جمهوري آذربايجان و با فاصله 20 کيلومتري شمال مرکز بخش (رضي) واقع شده است. فاصله آن از مرکز شهرستان مشکين شهر 95 کيلومتر است.
مشخصات معماري بنا:
کاروانسراي قانلي بلاغ به سبک و شيوه چهار ايواني فرم متداول دوره اسلامي صفويه بنا گرديده است. نماي خارجي کاروانسرا شامل يک دروازه ورودي در ضلع شرقي به عرض 4 متر و ارتفاع 5/3 متر و سه اطاق در جناحين آن مي باشد.
نماي خارجي کاروانسرا فاقد طاقنما و تزئينات کاشيکاري است. تنها عناصر تزئيني در نماي خارجي ديوار ضلع شمالي دروازه اصلي تزئيناتي به شکل لوزي است که با آجرهاي سوخته اين تزئينات صورت گرفته است.
حيات مرکزي کاروانسرا به ابعاد 5/27 × 5/27 در اطراف آن حجره هايي به تعداد 21 عدد در طرفين ايوان ها تعبيه گرديده که راه ورود به اين حجره ها هم از طريق درهاي تعبيه شده در عرض ايوانهاست. اندازه کوچکترين اطاق 4 × 3 متر و بزرگترين آن 3× 10 متر است. قسمت غربي کاروانسرا به کلي تخريب و فقط پي و داغ پي در بعضي قسمتها باقي مانده است. مصالح اين بخش و قسمتهاي تخريب شده توسط اهالي روستا در طول زمان جهت ساخت وساز شخصي مورد استفاده قرار گرفته است.
مصالح کاروانسرا آجر 5× 21 × 21 و ملاتهاي آهکي است. اين کاروانسرا فاقد ازاره سنگي است. فرم طاق ايوانها به سبک جناقي و سقف حجره ها داراي گنبدهاي کوتاه مي باشد. در ضلع جنوبي کاروانسرا اطاقي بزرگتر از اطاقهاي ديگر احداث شده که احتمالاً جهت نياز يا اصطبل استفاده مي شده است. همچنين داخل اطاقها محلهايي به عنوان رف و محل بخاري تعبيه گرديده. ايوانهاي چهارگانه آن از خارج به شکل پنج ضلعي و حالت برج پنج ضلعي به خود گرفته است.
تاريخچه بنا:
اين اثر معماري با توجه به پلان و مصالح بکار گرفته در آن متعلق به عصر باشکوه صفويه است.
خصوصيات بارز بنا و نوع بهره برداري:
از خصوصيات بارز بنا کاربرد آجر سوخته در تزئين آن و سبک چهار ايواني آن است که تنها کاروانسراي نوع چهار ايواني باقي مانده از عصر صفويان در استان اردبيل ميباشد.
فعلاً از اين بنا با توجه به تخريب بخش هايي از آن استفاده خاصي بعمل نمي آيد ولي در صورت مرمت و تعمير مي توان از آن به عنوان مرکز آموزش جهت روستائيان يا بازارچه مرزي بهره برد.
مشخصات ثبت:
در حال حاضر تحت مراقبت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است و کليه امور ثبتي آن در دست اقدام مي باشد.
توضيح ضروري در خصوص بنا:
با توجه به اينکه اين بنا تنها کاروانسرا و بناي چهار ايواني در استان اردبيل است مطالعات آسيب شناسي، تهيه طرح، ساماندهي، مرمت، حفظ و نگهداري و استحکام بخشي از آن جهت مطالعات باستان شناسي حائز اهميت مي باشد. همچنين با توجه به اينکه اين اثر باستاني قسمتي از تاريخ گذشته و خاطره دفاع مخلصانه از خاک ميهن اسلامي را در بر دارد در خصوص ثبت آن در فهرست آثار ملي اهتمام ويژه بعمل آيد.

نام کاروانسرا: محوطه باستاني شورگل
موقعيت جغرافيايي و طبيعي:
اين کاروانسرا در جنوب شرقي روستاي شورگل از دهستان شورگل، بخش قشلاق دشت بيله سوار و در بين اراضي کشاورزي ديم اهالي روستاي شورگل واقع شده است.
مشخصات بنا:
اين کاروانسرا در محوطه اي به ابعاد 200×150 متر در روي تپه اي به ارتفاع 3 متر از زمين هاي اطراف قرار گرفته است. ابعاد اين کاروانسرا 29×20 متر مي باشد. ورودي بنا در ضلع جنوبي است که پس از اين وروردي راهروئي به طول 6 متر تعبيه شده که از طريق اين راهرو وارد حياط مرکزي به ابعاد 9×18 متر مي شويم. در جناحين راهرو دو اطاق به طول و عرض 5×3/5 متر احداث شده که ورودي اين اطاق ها ک متر مي باشد. در گوشه جنوبي حياط مرکزي يک ورودي در نظر گرفته شده که از اين ورودي يک فضاي مستطيلي (پشت حياط مرکزي) مي شويم. ورودي اين فضا به شکل قوس هلالي و با مصالح سنگ لاشه و ملات آهکي است. با توجه به محل پا طاق که خيز طاق اثرش در بعضي قسمتها باقي مانده مي توان استنباط نمود که سقف اين تالار قوسي بوده است.
از جمله اختصاصات اين کاروانسرا استفاده از لاشه سنگ در کل بنا حتي در زدن طاقها، قوسها و سر درهاست. لازم به ذکر است در طاق جنوبي در لاي سنگها آجر نيز استفاده شده است.
مرور ايام پلان بعضي از قسمتهاي آن را به زير خاک برده است که با خاکبرداري و کاوش مي توان پلان دقيق آنرا بازسازي نمود. در ضلع شمالي کاروانسرا و به فاصله 200 متري آن چشمه آبي موجود است که هم اکنون با استفاده از لوله آب اهالي روستاي شورگل از آن بهره مند مي گردند. همچنين در ضلع شرقي کاروانسرا و به فاصله 100 متري آن قبور دوران تاريخي را مي توان مشاهده نمود که اشياء داخل آن به غارت رفته است. ارتفاع ديوار باقي مانده در بعضي قسمتها از جمله در ضلع غربي 80/1 سانتيمتر است. در اين قسمت نيز مي توان خيزطاق را مشاهده نمود.
تاريخچه بنا:
در اين محوطه سفالهائي از دوران اسلامي و نيز دوران تاريخي (اشکاني) جمع آوري گرديد که براساس آنها انتساب آن به دوران بين قرن پنجم تا اواخر قرن هشتم ه.ق قطعي است. همچنين پلان کاروانسرا نيز از نوع کوهستاني است.
خصوصيات بارز بنا:
از خصوصيات بارز بنا پلان کوهستاني کاروانسرا و همچنين استفاده از لاشه سنگ در زدن طاقهاي هلالي است.
مشخصات ثبت:
تمام مراحل ثبت آن در فهرست آثار ملي پيگيري مي شود.

• نام بنا:  محوطه باستاني شهريري (پيرآزميان)
• نام شهرستان: مشگين شهر
• آدرس: بخش مشگين غربي – دهستان قره سو – روستاي پيرآزميان
• قدمت: هزاره دوم و اول ق.م
• شماره ثبت: 6162
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
محوطه شهريري در منتهي اليه مشگين شهر و در 60 کيلومتري اردبيل، سمت راست جاده اردبيل به مشگين شهر واقع شده است. اين محوطه يکي از سايتهاي مهم تاريخي استان و منطقه محسوب مي گردد که شواهدي دال بر استقرار انسان از هزاره دوم تا قبل از ميلاد تا دوران اسلامي قرون هفتم تا صفوي، در اين محوطه شناسايي گرديد.
مهمترين و برجسته ترين آثار شهريري مشتمل بر گورهاي باستان و آثار قلعه و محوطه اي بنام مکتب ارشاد اسلامي که استل هاي سنگي محوطه اخير در نوع خود بي نظير و در مطالعات باستانشناسي از اهميت زيادي برخوردار مي باشد.

زيستگاهها

زيستگاه سروان دره سي
زيستگاه سروان دره سي به فاصله 25 کيلومتري جنوب شرقي مشگين شهر قرار گرفته است و در حدود 105 کيلومتر مربع است. در اين زيستگاه که 200 متر از سطح دريا ارتفاع دارد، کل و بز، خرس قهوه اي، قوچ و ميش (در زمستان)، گرگ، خرگوش، روباه، کبک و کبک دري زندگي مي کنند.

زيستگاه ها شيروان دره سي
«شيروان دره سي» زيستگاهي است که در 20 کيلومتري جنوب شرق مشگين شهر قرار دارد. ارتفاع سطح آن 2200 متر و مساحت آن را 75 کيلومتر مربع برآورد کرده اند. اين زيستگاه، با ويژگيهاي خود هر بيننده را به حيرت وا مي دارد. زيستگاه «شيروان دره سي»، محل زندگي دايمي وحوش مانند کل و بز، خوک، روباه، گرگ، قوچ و ميش ارمني، خرگوش، کبک، کبک دري، قمري، فاخته و شماري از پرندگان مهاجر است.

زيستگاه تنبق
اين زيستگاه در شمال غرب مشگين شهر واقع شده است و 18 کيلومتر با آن فاصله دارد. درحدود 70 کيلومتر مربع مساحت دارد و محل زيست کل و بز، خوک، خرگوش، گرگ و کبک است. اين منطقه در ارتفاع 1800 متري از سطح دريا قرار گرفته است.

زيستگاه موويل
اين زيستگاه درند موويل در جنوب مشگين شهر و در غرب کوههاي هرم سبلان واقع است. ارتفاع اين منطقه از سطح دريا 3200 متر است و استراحتگاه قوچ و ميشهاي منطقه است. در اين زيستگاه، قوچ و ميش ارمني، کل و بز از نوع سفيد طوقدار، کبک دري، خرس قهوه اي و خاکستري، گرگ، خوک، خرگوش، انواع پرندگان شکاري و لاشخور زندگي مي کنند.

زيستگاههاي خشکي
زيستگاههاي خشکي يا خاکي يا زميني در جهان حدود 80 درصد انواع رستني ها و جانوران را در خود جاي مي دهند و از آنها حمايت مي کنند. موجودات جاندار در اين زيستگاهها به نهايت درجه تنوع و تکامل رسيده اند.
زيستگاههاي خاکي استان به پيروي از قوانين و مقررات مربوط به زيستگاههاي آزاد و زيستگاههاي تحت حفاظت تقسيم مي شوند.

 

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 10:44 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

 

خانه هاي تاريخي

• نام بنا: خانه آصف
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: چهارراه امام – کوچه معمار – خانه آصف
• قدمت: قاچار
• شماره ثبت: 11192
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين بنا مربوط به دوره قاجار و متعلق به خانواده آصف مي باشد. ساختمان آصف خانه اي يک طبقه و يک نيم طبقه به عنوان بالاخانه است. خود ساختمان تقارن محوري دارد.
راهرويي به نام تختگاه دسترسي به ساير فضاها را امکان پذير مي کند. در انتهاي اين راهرو دري جهت ورود به فضاهاي خدماتي قرار دارد. از دو ضلع جانبي آن دسترسي به فضايي به نام اتاق سه دري و يک اتاقک پستو در پشت آن انجام مي گيرد. در طرف ديگر وارد اصلي ترين اتاق اين بنا، اتاق هفت دري مي شويم که پنجره هاي آن با ارسي هاي زيبايي با نقوش گره بندي و شيشه هاي رنگي تزئين شده، در پشت اين اتاق سه اتاقک بصورت پستو قرار گرفته اند که توسط ارسي هايي از اين قسمت جدا شده اند. داخل اين پستوها تزئيناتي از جمله بخاري ديواري و نقاشي ديده مي شود و روي اين فضا سه اتاقک با عنوان بالاخانه قرار گرفته اند. بقيه فضاها عيناً بصورت قرينه در ضلع ديگر اتاق هفت دري تکرار شده اند.
پي اين بنا سنگي با ملات شفته آهک بوده، ازاره سنگي به ارتفاع 10/1 متر، ديوارنماي آجري و ديوارهاي باربر خشتي به ضخامت 95 سانتيمتر و نيز سقف تيرپوش چوبي سازه اين بنا را تشکيل مي دهد.

• نام بنا: خانه سيد ابراهيمي
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: ميدان سرچشمه – کوي حاجي فخر – خانه ابراهيمي
• قدمت: زنديه
• شماره ثبت: 3041
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
خانه سيدهاشيم ابراهيمي در بافت کهن در کوچه شهيدگاه يکي از يادگارهاي دوران زنديه در شهر اردبيل به شمار مي رود اين بنا در حال حاضر تحت مالکيت اداره کل ميراث فرهنگي استان اردبيل قرار دارد. بناي مذکور با يک هشتي کوچک از معبر کوچه وارد حياط مستطيلي مي شود. عمارت اصلي شامل دو طبقه همکف و زيرزمين بوده و تالار نسبتاً بزرگ و زيبايي دارد. اين تالار که بخش مهمي از بنا را تشکيل داده شامل دو رواق و يک شاه نشين است که با پنجره هاي مشبک ريز با شيشه هاي الوان به صورت ارسي تزئين يافته است. تزئينات به کار رفته در تالار شامل مقرنس ها، گچبريها، نقاشيها و کتيبه هاي با ارزش است.

• نام بنا: خانه ارشادي
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: محله اوچدکان
• قدمت: قاجار
• شماره ثبت: 6686
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين بنا از بدو احداث داراي کاربري مسکوني بوده و از نظر تزئينات معماري و سبک ساخت يکي از بناهاي زيباي شهر اردبيل است که در اواخر دوره قاجار ساخته شده است.
در دوران پهلوي دوم اين بنا را به عنوان مدرسه به آموزش و پرورش واگذار نموده اند.
خانه ارشادي باقيمانده اي از يک خانه بزرگ اربابي مي باشد که در دوره هاي مختلف تفکيک، تخريب و نوسازي گرديده است.
اين بنا از نظر سازه اي با مصالح بنايي اجرا شده، داراي پي هاي سنگي پر شده با ملات ماسه – آهک و ديواره هاي بيروني آجري و داخل خشتي مي باشد. ازاره جداره هاي بيروني بنا از چهره رديف سنگ بازالت سياه تيشه اي با تراش دستي، تشکيل يافته که با قرنيزه ده سانتي متري از همان جنس پوشش داده شده است.
ديوارهايي که بر روي اين ازاره ها قرار گرفته اند از آجر 20×20 سنتي با ملات ماسه – آهک ميباشد که با طاق نماها، مقرنس هاي گچي، در و پنجره هاي چوبي و شيشه هاي رنگي مزين گشته اند.
پوششي که در سقف استفاده شده بصورت طاقهاي آجري، پوشش تخت با تيرهاي چوبي و گنبدهايي که با مقرنس هاي گچي تزئين يافته اند، مي باشد.
بنا در بخش شاه نشين، اتاقهاي جانبي و همچنين دو ورودي داراي تزئينات گچي بصورت قاب بندي و مقرنس هاي گچي مي باشد که مقرنسها صرفاً جنبه تزئيني و پرکنندگي دارند.
بخاري هاي ديواري که در شاه نشين قرار دارند، در و پنجره هاي چوبي ترکيب يافته با شيشه هاي رنگي بصورت طرح هاي اسليمي و همچنين طاق نماهاي گچي – آجري حياط از ديگر تزئينات موجود در خانه ارشادي هستند.

• نام بنا: خانه خادم باشي
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: محله قديمي اوچدکان – سرتيپ آباد – خانه خادم باشي
• قدمت: قاجار
• شماره ثبت:
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
خانه خادم باشي از بناهاي قديمي اردبيل و مربوط به دوره قاجار در محله سرتيپ آباد قرار دارد. اين بنا داراي هشتي ورودي و حياط اندروني و بيروني مي باشد. ديوارهاي بيروني بنا از کاه گل ساخته شده و تنها در قسمت سردرب ديوارهاي دروني طاق نماها با آجر به صورت مجلل و زيبا کار شده است. در قسمت بيروني (حسينيه) تزئينات نقاشي و اورسي زيبايي وجود داشته که در اثر حريق از بين رفته است.

• نام بنا: خانه خليل زاده
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: خيابان انقلاب – ابتداي کوچه منصوريه – روبروي مسجد منصوريه
• قدمتک قاجار
• شماره ثبت: 10347
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين ساختمان در سال 1311 ه.ق توسط خانواده هاشمي بنا شده است. اين خانواده به دليل مهاجرت از قره باغ آذربايجان به اردبيل به قره باغي مشهور بوده اند. پس از فوت آقاي هاشمي وارثين ايشان در اين مکان ساکن بوده اند و سپس توسط خانواده خليل زاده خريداري شده است و در سال 1352 ه. ش ملک همسايه در بخش غربي خريداري و پس از ساخت به بنا الحاق شده است. اين بنا از نظر معماري جز بناهاي درونگرا محسوب مي شود که بخش اندروني آن تفکيک شده و از بين رفته است. هشتي ورودي به عنوان يک فضاي ارتباطي عمل کرده و مانع از ارتباط بصري و فيزيکي مستقيم و فضاي داخل مي شود. فرم پلان نعلي شکل بوده و داراي يک خط تقارن مرکزي مي باشد. پلان در مرکز داراي تالار با يک ارسي 7 دري مي باشد.

• نام بنا: خانه منافزاده
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: اردبيل – ميدان سرچشمه – کوي رحمانيه – ساختمان حوزه هنري
• قدمت: پهلوي
• شماره ثبت: 7401
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين بنا در سال 1353 ه.ش ساخته شده و داراي فرم ويلايي و کوشک مانند بوده و در دل حياط مستقر مي باشد. اين بنا در نماي جنوبي يک طبقه و درنماي شمالي دو طبقه به نظر مي رسد. اختلاف سطح موجود در محوطه، به 9 پله بين دو بخش حل شده است. محوطه داراي باغچه هاي بزرگي با درختهاي قديمي و يک حوض مستطيلي مي باشد.
اين بنا داراي پلان مستطيل شکل است که چهار پله دوطرفه دسترسي ما به بنا را تأمين مي کند. بمحض ورود يک بخش هال مانند که بقش فضاي تقسيم کننده را دارد به چشم مي خورد.
بناي مذکور داراي تزئينات آجري در نما بصورت هره چيني (دوال بندي، اجراء نقوش هندسي) مي باشد. خانه منافزاده در حال حاضر به عنوان ساختمان اداري در اختيار حوزه هنري استان اردبيل مي باشد.

• نام بنا: خانه ميرفتاحي
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: اونچي ميدان – خانه ميرفتاحي
• قدمت: قاجار
• شماره ثبت: 6687
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين بنا در سال 1250 ه.ش توسط حاج ميرفتاح ساخته شده است. بناي مذکور بين سالهاي 1330-1327 ه.ش به دبيرستان نظامي اجاره داده شده که يادگارهايي نيز از اين زمان روي ديوارها باقي مانده است. خانه ميرفتاحي اولين دبيرستان دخترانه در زمان رضاشاه بوده است. اين بنا تحت تملک ميراث فرهنگي استان اردبيل مي باشد و پس از مرمت به عنوان مرکز هنرهاي سنتي براي بازديد عموم آزاد است.
اين بنا جزء بناهاي درون گرا محسوب مي شود که يک هشتي به عنوان مفصل ارتباط دهنده فضاي بيرون با ميانسرا مي باشد. بناي موجود باقيمانده بناي بزرگتري مي باشد که داراي دو بخش اندروني و بيروني بوده که بخش اندروني آن در قسمت جنوب غربي بناي موجود در سالهاي گذشته تفکيک و به فروش رسيده است. ساختمان داراي شبستانهاي تابستاني و زمستاني مي باشد که پله هايي در سه گوشه ميانسرا، ورود به بنا را ميسر مي سازد. بمحض ورود به داخل بنا راهروئي به عنوان فضاي تقسيم و ارتباط دهانه بخش زمستان نشين و تابستان نشين عمل ميکند.
شاه نشين در بخش مرکزي در ارتباط با دو اتاق گوشواره کناري و اين اتاقها نيز در ارتباط با راهروهاي کناري مي باشند. ورود به زيرزمين از ميانسرا از طريق سه ورودي تعبيه شده، تامين مي شود. بنا داراي تزئينات آجري در نما بصورت خفته راسته و نقش و نگار آجرکاري در پيشاني و سردرها ميباشد. آجر در قرنيز بصورت دندان موشي اجرا شده است. پنجره ساختمان بصورت ارسيهاي با طرح اسليمي، شش درب و سه درب با شيشه هاي رنگي مي باشد.

• نام بنا: خانه مبشري
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: محله اوچدکان – روبروي مسجد اوچدکان – خانه مبشري
• قدمت: قاجاريه
• شماره ثبت:
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين بنا يکي از يادگارهاي دوران قاجاريه مي باشد که در بافت کهن محله اوچدکان قرار گرفته است. اين بنا داراي هشتي ورودي و حياط اندروني و بيروني ميباشد. ديوارهاي بيروني بنا از کاه و گل ساخته شده و تنها سردرب و ديوار نماي داخلي بنا با آجر به صورت مجلل و زيبا کار شده است.

• نام بنا: خانه مرحوم مروج اردبيلي
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: خيابان سيمتري نرسيده به محله ارمنستان – خانه مرحوم آيت الله مروج
• قدمت: قسمت اصلي مربوط به دوره قاجاريه و قسمت الحاقي مربوط به اواخر دوره پهلوي
• شماره ثبت: 8895
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
اين بنا از آنجائيکه مي دانيم مربوط به دو دوره مي باشد، قسمتي از آن مربوط به دوره قاجار با اصول و شيوه معماري دوران خود و قسمتي هم بصورت الحاقي که مربوط به دوره بعد از انقلاب است و با مصالح زمان خود ساخته شده است.
قسمت قديمي داراي پي سنگي با ملات شفته آهک بوده و بصورت ازاره سنگي اجرا شده است. بدنه بنا با آجرهاي ايراني 20×20 ساخته شده و پوشش اين قسمت از بنا تيرچوبي است. در و پنجره هاي بکار رفته در آن از جنس چوب مي باشد.
قسمت الحاقي اين بنا بصورت بنايي بوده و داراي جرزهاي باربر مي باشد. پوشش آن بصورت تيرآهن با طاق ضربي است. پلاستر داخلي بنا گچي بوده و در بعضي جاها بصورت رنگ شده مي باشد. نماي خارجي بنا نيز بصورت آجري اجرا شده است.
پس از فوت آقاي مروج (سال 1379) خانواده آن مرحوم خانه را ترک کردند و تا يکسال خانه خالي از سکنه باقي ماند. در سال 1380 اين خانه به مرکز پژوهشهاي اسلامي تبديل شد.

• نام بنا: خانه رضا زاده
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: محله اوچدکان
• قدمت: قاجاريه
• شماره ثبت: 2579
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
خانه مرحوم رضازاده در محله اوچدکان (يکي از محلات ششگانه) در اردبيل واقع شده که قدمت آن مربوط به اواخر دوره قاجاريه مي باشد. سردرب ورودي خانه در منتهي اليه جنوب شرقي بنا در مقابل ميدانچه اي قرار گرفته که توسط هشتي به محوطه حياط وارد مي شود. بخش اعياني ساختمان در دو طبقه به مساحت 640 متر مربع و پلان نعلي شکل ساخته شده که طبقه اول داراي دو اتاق گوشواره با يک راهروي مياني و نيز راهروي ديگر عمود بر آن است که توسط دو دسته پله موجود در آن دو طبقه فوقاني به هم مرتبط مي شود و طبقه دوم نيز داراي دو اتاق گوشواره با يک تالار يا شاه نشين در وسط ميباشد.

• نام بنا: خانه صادقي
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: محله اوچدکان – کوچه سرتيپ آباد – پلاک 8
• قدمت: قاجار
• شماره ثبت: 1901
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
بناي خانه آقازاده حاج عبادا... صادقي در سال 1283 ه.ق مطابق با 1242 خورشيدي ساخته شده است که يکي از يادگارهاي دوران قاجاريه در شهر اردبيل به شمار مي رود. اين بنا يکي از مجموعه بناهاي سه گانه (خانه مبشري، خانه خادم باشي، خانه صادقي) مي باشد که در بافت کهن و در محله اوچدکان قرار گرفته است. اين مجموعه داراي سه بخش ساختماني با سه حياط ميباشد که ساختمان مرکزي کاربري بيروني داشته و ساختمان غربي با کاربري اندروني هسته اصلي بنا را تشکيل مي داده است. ساختمان بيروني شامل يک شاه نشين در مرکز مي باشد که مقرنس کاري، نقاشي ديواري (تا ارتفاع 2 متر) پنجره هاي ارسي بزرگ 7 دري و 3 دري با طرح اسليمي و خطوط و نستعليق مزين به آيه الکرسي که دور تا دور بنا تنيده تزئين شده است.

• نام بنا:خانه شريعت
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: محله اوچدکان – کوچه سرتيپ آباد
• قدمت: قاجار
• شماره ثبت: 11193
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
بناي شريعت در محله اوچدکان يکي از محلات شش گانه قديمي اردبيل قرار گرفته است. اين بنا درکوچه آيت الله سعيدي (کلبعلي شاه) واقع است.
اين بنا شامل سه حياط بزرگ است که حياط اول داراي ساختماني يک طبقه با فرم نعلي شکل مي باشد که يک ضلع آن داراي زيرزمين است. بنا داراي 7 اتاق تودرتو است و فاقد تزئينات مي باشد در حياط دوم (پشتي) ساختماني دو طبقه با يک طبقه زيرزمين موجود است که توسط راه پله اي دوطرفه به طبقه اول راه مي يابد در دو سمت ساختمان راهرويي جها ارتباط فضاها به يکديگر، همچنين ارتباط طبقه دوم به طبقه اول موجود ميباشد.
ساختمان داراي تقارن محوري مي باشد و فضاها بصورت قرينه در دو طرف تکرار شده اند. چند بخاري ديواري در اتاقهاي طبقه اول و دوم ديده مي شود، در حياط سوم بنايي ديده نميشود و به نظر مي رسد که بناي مربوط به اين حياط از کالبد اصلي اش تفکيک شده است.
تزئينات بنا شامل شومينه در قسمتهاي مختلف، گره بندي در و پنجره و آجرکاري طاقنماي ديوار حياط و.... مي باشد.
بنا داراي پي سنگي با ملات شفته آهک، ازاره سنگي به ارتفاع 50/1 متر، ديوارنماي آجري و ديوارهاي باربر خشتي به ضخامت 65 الي 75 سانتيمتر و سقف تيرپوش چوبي مي باشد.

• نام بنا: خانه وکيل الرعايا
• نام شهرستان: اردبيل
• آدرس: ميدان سرچشمه – محله طوي
• قدمت: قاجاريه
• شماره ثبت  2560
• شرح مختصري در مورد تاريخچه بنا:
خانه وکيل الرعايا در محله طوي در بافت قديمي شهر واقع شده است. اين بنا از آثار دوران قاجار بوده که پس از فوت مرحوم هاشم خان وکيل آخرين فرد مقتدر خاندان وکيل الرعايا چندان توجهي به حفظ آن نشده است. اين بنا در زمان جنگ جهاني دوم نيز مقر حزب توده در اردبيل بوده است. در حال حاضر بخش با ارزش بنا يعني تالار در قسمت غربي ساختمان واقع شده و داراي ابعاد 5×10 متر مي باشد. ضلع شرقي تالار داراي ارسي بسيار زيبايي منقش به شيشه هاي رنگين مي باشد. اين پنجره به سمت ايوان قرار گرفته که ايوان متشکل از چهار ستون چوبي مي باشد داخل تالار داراي آئينه کاري و مقرنس کاريهاي بسيار زيبايي است که نقاشيهايي نيز در پيرامون آنها ديده مي شوند.

 

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 10:43 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

 

"عماریون"-

و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
"و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟"
 
 
در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود
 
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/stereobirdseye.jpg
 
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/ronark.jpg

تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 پارك ملی كشتی نوح 
تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/222.jpg
نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. 
تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 
 

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/ark3dia.jpg

 
تصویر رادار اسكن از كشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.  در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/16hopp4.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/16hony1.jpg 

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/laminated.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/rivet.jpg

قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  
لنگرهای کشتی هم کشف شد! 
بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.
 
 
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/copyofanchorstone.jpg
 
ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده
 
کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  
کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 
روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/16j0wvr.jpg
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 
پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید. 

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 
منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح 
بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌
.
 

http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-3/kashtinooh.gif

 
این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونه‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌   «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!  به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!  و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: 

 مُحمّد 

  إیلیا (علیّ) 

شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌)

 فاطِمَه‌ 

 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 


بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌: 

 ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.

۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.

۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.

سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

آنگاه‌ مجلّه‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در "رم” قرار دارد.

 

 
[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 9:27 ] [ صفر مهاجری ] [ ]

 

 

اهداف:
توسعه موزه ملی ایران
احداث و تجهیز موزه های منطقه ای
احداث موزه های استانی
احداث موزه های تخصصی
احداث و تجهیز موزه های محلی
احداث و تجهیز موزه های مشارکتی – خصوصی
احداث مخازن امن اموال فرهنگی-تاریخی و هنری
تجهیز انبار امن اموال فرهنگی-تاریخی و هنری
کمک به ایجاد و تجهیز موزه های دفاع مقدس

برنامه های اجرایی:
توسعه و گسترش موزه ملی ایران
مطالعه، شناخت و پژوهش نمونه های خارجی
مطالعه و شناخت مجموعه موزه ملی ایران
طراحی و اجرای معماری داخلی موزه (ویترین، تابلوهای معرفی، راهنمای الکترونیکی و...)
طراحی و اجرای تأسیسات الکتریکال و مکانیکال
طراحی و اجرای سیستم حفاظتی
طراحی و اجرای سیستم اطفاء حریق
تهیه طرح مقاوم سازی در برابر زلزله

ایجاد موزه منطقه ای
مکانیابی
مطالعه و تهیه طرح محتوایی
مطالعه فاز صفر پروژه (مطالعات معماری و برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی)
تهیه طرح معماری، سازه، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی ساخت موزه
تجهیز ساختمان موزه


ایجاد موزه های ملی تخصصی
مکانیابی
مطالعه و تهیه طرح محتوایی
مطالعات فاز صفر پروژه (مطالعات معماری و برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی)
تهیه طرح معماری، سازه، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی ساخت موزه
تجهیز ساختمان موزه

ایجاد موزه های استانی
مکانیابی
مطالعه و تهیه طرح محتوایی
مطالعه فاز صفر پروژه (مطالعات معماری و برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی)
تهیه طرح معماری، سازه، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی ساخت موزه
تجهیز ساختمان موزه



تجهیز و بهسازی موزه های موجود
نیازسنجی موزه ها
مطالعه محتوایی و در صورت لزوم تهیه طرح محتوایی
تعیین اولویتها براساس اعتبار تخصیص یافته
بررسی طرح معماری داخلی، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
تجهیز و بهسازی ساختمان موزه براساس طرح مصوب

ایجاد و راه اندازی موزه های محلی
مکانیابی
مطالعه و تهیه طرح محتوایی
مطالعات فاز صفر پروژه (مطالعات معماری و برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی)
تهیه طرح معماری، سازه، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی تجهیز موزه


ایجاد و راه اندازی موزه های مشارکتی با بخش غیردولتی
مکانیابی
تهیه تفاهم نامه با ارگان مشارکت کننده
مطالعه و تهیه طرح محتوایی
مطالعات فاز صفر پروژه (مطالعات معماری و برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی)
تهیه طرح معماری، سازه، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی تجهیز موزه
ایجاد و راه اندازی سایت موزه ها
انجام مطالعه و شناخت سایت های تاریخی
طرح معرفی و ساماندهی سایتهای تاریخی و اجرای طرح های ارایه شده از سوی مشاور
ایجاد و راه اندازی اکو موزه میراث روستایی ایران (اکو موزه های روستایی)
انتخاب و گزینش گروه مطالعاتی
تهیه مطالعات معماری و مکانیابی پروژه
تهیه مطالعات محتوایی
بررسی سایتهای انتخاب شده و تصویب آنها
عملیات اجرایی پروژه

برگزاری کمیته فنی موزه ها و اجرایی نمودن صورتجلسه های مرتبط
تصویب دستورالعملهای لازم
تصویب طرحهای مرحله اول و دوم معماری، معماری داخلی، سازه، موزه ها، سایت موزه ها، محوطه ها و انبارها

ایجاد بانک اطلاعاتی فنی موزه ها
تکمیل شناسنامه های فنی موزه ها

تهیه استاندارد های لازم جهت ارتقاء فنی موزه ها
سیستم نمایشی
انبارهای موزه ای
سیستم اطلاع رسانی
سیستم حفاظتی
نورپردازی

ایجاد موزه های تخصصی و کمک و مشارکت در ایجاد موزه های تخصصی براساس ماده 114 برنامه توسعه چهارم با ارگانها و سازمانهای تخصصی
مکانیابی
مطالعه محتوایی
مطالعات فاز صفر پروژه (مطالعات معماری و برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی)
تهیه طرح معماری، سازه، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی تجهیز موزه

احداث مخازن امن
مکانیابی
مطالعه محتوایی
تهیه طرح معماری داخلی (جانمایی قفسه های طراحی شده با توجه به تنوع و تعداد اموال فرهنگی-تاریخی)
تهیه طرح معماری داخلی، تأسیسات الکتریکال و مکانیکال مرحله اول و دوم
عملیات اجرایی تجهیز مخزن امن
 

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 7:52 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

 http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/3e/Sheykh_safiii.jpg/220px-Sheykh_safiii.jpg

آموزش روشهای حفاظت و مرمت آثار (برگزاري جلسات سخنراني و كلاسهاي آموزشي) به نيروهايي که در واحدهای مختلف سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و ساير سازمانها مشغول به کار هستند

کارگاه تخصصی مدیریت بحران در موزه ها و مخازن نگهداری اشیاء تاریخی و فرهنگی با هدف افزایش سطح آگاهی، مهارت و آمادگی موزه داران در صورت وقوع بلایای طبیعی، برگزار گردید .

     در این کارگاه آموزشی سه روزه که با همکاری پژوهشکده سوانح طبیعی برگزار گردید ، مدیران استانها، مدیران موزه ها و دو کارشناس موزه داری از هر استان، نیروهای فنی موزه ها و برخی موزه داران خصوصی حضور داشتند.
کارگاه تخصصي مديريت بحران در موزه‌ها و مخازن نگهداري اشياي تاريخي و فرهنگي به مدت 2 روز از 25 تا 27 بهمن‌ماه 90 در موزه فرش ايران برگزار گردید.

 

 مانور مدیریت بحران در کاخ گلستان:

    با همت اداره کل موزه های کشور و حضور تعدادي از دستگاه‌هاي امدادي برگزار شد مهمترين راهکارهاي حفاظت از اموال و اشياي تاريخي و همچنين ساختمان و بناهاي تاريخي کشور مورد بررسي قرار گرفت. اين مانور با مشارکت پژوهشکده سوانح طبيعي، يگان حفاظت ميراث فرهنگي، اورژانس، پليس، آتش‌نشاني، شهرداري و نيروهاي ستادي سازمان ميراث ‌فرهنگي، صنايع‌ دستي و گردشگري برگزار شد.در اين مانور نيروهاي شرکت‌کننده با اجراي برنامه‌هاي از پيش آموزش ديده آمادگي خود را براي حفاظت و حراست از بناهاي تاريخي و فرهنگي کشور در هنگام وقوع سوانح طبيعي و غير طبيعي اعلام کردند.

این مانور که شامل بخشهای : تخلیه اضطراری در مواقع آتش سوزی ، زلزله و همچنین نجات بخشی یک نمونه اثر تاریخی بود ، توسط تیم اجرایی مانور که در روزهای پیش از برگزاری آموزش های لازم را دریافت کرده بودند و به هدایت و سرپرستی تیم مدیریت بحران که در سامانه مدیریتی و اتاق بحران( واقع در مجموعه کاخ گلستان) مستقر بوده و به طور زنده مانور را زیر نظر داشته اند انجام شد.

     تفاهم نامه همکاری فی ما بین پژوهشکده سوانح طبیعی و معاونت میراث فرهنگی کشور منعقد شد.این تفاهم نامه که توسط مهندس علویان صدر معاونت محترم میراث فرهنگی و مهندس جزایری رییس محترم پژوهشکده طبیعی به امضاء رسید ، با هدف همکاری های علمی و پژوهشی و آموزشی در زمینه کاهش آسیب پذیری موزه های کشور در برابر مخاطرات و افزایش میزان آمادگی این مرکز جهت مواجهه با سوانح و ارتقاء توان مقابله و بازسازی موزه های سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری در 8 ماده تنظیم شده است.

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 7:50 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

مطالعۀ آسیب های موجود در آثار و بررسی انواع آنها بر اساس جنس ساختاری .

شناسایی و تعیین میزان نوع آسیب ها ( فیزیکی ، شیمیایی ، بیولوژیکی ) و سنجش آماری آنها .

بررسی مجموعه عوامل آسیب رسان بر مجموعۀ آثار موجود .

تهیۀ مستند تصویری از طریق عکاسی برای هر یک از اشیاء و آسیبها و آرشیو نمودن آنها .

مرتب نمودن و ساماندهی اشیاء در آرشیو و ویترینها به طور منظم .

برآورد آماری از آثار با آسیب دیدگی های شدید و اولویت بندی آنها برای مرمت فوری .

شناسایی آثار با آسیب که نیازمند به مرمت فوری هستند .

    لزوم شناخت دقیق آثار تاریخی – فرهنگی و ویژگی مواد به کار رفته در آنها، تحقیق و درک فن‌آوری‌های کهن، آشنایی با واکنش مواد و عناصر مختلف استفاده شده در یک اثر در برابر تأثیر عوامل گوناگون محیطی، شناخت فرآیندهای فرسودگی و تخریب همپای ضرورت‌های مطرح برای شناخت تأثیر روش‌های متفاوت حفاظت و مرمت آثار و بهینه سازی آنها، تلفیق روش‌های سنتی و بومی حفاظت و مرمت با شیوه‌های جدید و روز جهانی، آشنایی با خواص مواد مورد استفاده در امر حفاظت و مرمت و آگاهی از تأثیرات جانبی آنها بر آثاراز دیگر تکالیف همکاران حوزه مرمت می باشد.

 

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 7:46 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/f/fe/SAFI.4..JPG/250px-SAFI.4..JPG

یکی از اهداف اصلی و مهم موزه‌ها، محافظت و نگهداری از گنجینه هایی‌ست که به هر علتی حائز اهمیت هستند. حال اینکه این اهمیت از هر جنبه ای که باشد ( تاریخی، فرهنگی، سیاسی، هنری، اقتصادی یا همۀ اینها) یادآور این مهم است که لازم است از گزند حوادث و اتفاقات معمول به دور مانده تا از نسلی به نسل دیگری و از فرهنگی به فرهنگ دیگر تسرّی یابد. برای این منظور، با تعریف استانداردهای جدّی و لازم الاجرا، موزه ها با صرف هزینه های هنگفت در طراحی و اجرای اصول حفاظتی مرمتی، قادرند دوام و سلامت اشیا را تا حدّ یادی تأمین و تضمین نمایند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/4/46/SAFI.2.JPG/250px-SAFI.2.JPG

 حفاظت کالبدی

  نکته ای که هرگز نمیتوان از کنار آن ساده گذشت، حفظ ایمنی موزه و حفاظت فیزیکی از آنهاست. بدیهی است بخش نهایی از فرایند حفاظت مرمت اشیا موزه ای، حراست از آنها در قبال سرقت و حوادث غیرمترقبه است. در حال حاضر با کمک تکنیک های حفاظت الکترونیک، تا درصد بسیار بالایی اهداف حراستی از موزه ها قابل دسترس هستند.
در موزه‌ها برای مقابله با حریق، با کمک سنسورهای خاصی که نسبت به دود یا حرارت حساسیت نشان می دهند، در کمترین زمان ممکن قادر به کشف محل دقیق حریق، نوع آن، بهترین راهکار مقابله و در نهایت اطفا آن هستیم. در خصوص وجود ترکیبات مضر شیمیایی در اتمسفر موزه، سنسورهایی قابل طراحی اند که با آنالیز لحظه‌یی هوای موجود در موزه، هشدارهای لازم را در اختیار تیم مدیریت موزه قرار می‌دهند. در مورد سرقت با اندکی افزایش قابلیت های کنترلی با استفاده از سنسورهای حرکتی، کوچکترین حرکت ها در موزه و در زمان غیرمجاز، ثبت شده و با انتقال نوع حرکت به مغز متفکر سیستم‌های امنیتی، در صورت وجود خطر آژیرها فعال شده و سوءقصد در نطفه خفه میگردد. دوربین های مداربستۀ ویژه، کلیۀ تردد را رصد کرده و با وضوح مورد نیاز، تصاویر را برای مدت های مدید آرشیو می نمایند. البته به تازگی نوع خاصی از دوربین های مداربسته نیز در موزه ها طراحی و اجرا می‌شوند که با قابلیت برنامه ریزی و تعریف کد ارتفاعی، قادرند به جای همۀ سنسورهای موجود عمل نمایند و سوپاپ اطمینانی باشند برای امنیت موزه استانداردهای بسیار دقیق و پیچیده‌یی این موارد را کنترل و طراح امنیت موزه را در وادی منحصر بفردی قرار می دهند.
طراحی امنیت موزه، با تفاوت های بارز ماهوی و نهایی با طراحی امنیت سایر فضاهای عمومی و خصوصی دیگر، زمینۀ تخصصی ویژه ایست که با استانداردها و ترفندهای خاص، در حوزه های مختلفی چون سنسورهای حرکتی، سنسورهای دودی، سنسورهای حرارتی، دوربین های مداربسته با قابلیت برنامه ریزی موزه یی، گیت های امنیتی، سیستم های هشدار سریع، سنسورهای ویترین با قابلیت برنامه ریزی، سیستم های کنترل هوشم�% يF موزه یی بدون دخالت عامل انسانی و نیز موارد تخصصی دیگر با تأکید بر رعایت استانداردهای موزه یی، ضامن امنیت و ایمنی موزه ها تلقی میگردد.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/b7/Chalderan-war_soldiers_tomb_Ardabil%2CIran_taken_by_Arashk_Rajabpour.JPG/800px-Chalderan-war_soldiers_tomb_Ardabil%2CIran_taken_by_Arashk_Rajabpour.JPG

حفاظت فنی

جهت حفظ و نگهداری از اموال فرهنگی- تاریخی و اشیای موزه‌ای كلیه اقدامات فنی نظیر ایجاد آزمایشگاه‌های تحقیقاتی و حفاظتی و بازپیرایی آثار و نیز تجهیز این ساختارها به دستگاه‌های پیشرفته برای جلوگیری از انهدام اموال و مرمت بخش‌های مختلف آثار تاریخی- فرهنگی و اشیای موزه‌ای لازم و ضروری است.

نگهداری و حفاظت از این آثار نیاز به داشتن اطلاعات فنی دارد كه به دانش و علم حفاظت مربوط می‌شود، آموزش‌های لازم را در خصوص نگهداری بنا‌ها و اشیای‌ موزه‌ای چه در تالارها و چه انبارهای موزه نسبت به میزان رطوبت، مقدار نور، نوع نور خشكی و برودت هوا و... خواهند داد و در كل انجام كلیه كارهای مربوط به این امور را حفاظت فنی می‌گویند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/6/63/Sheikh-Safi_sons_tomb_Ardabil%2CIran_taken_by_Arashk_Rajabpour.JPG/200px-Sheikh-Safi_sons_tomb_Ardabil%2CIran_taken_by_Arashk_Rajabpour.JPG

 

حفاظت پیشگیرانه

مواد تشكیل دهنده هر اثر اعم از بنا , بافت , اشیاء فرهنگی و تاریخی تحت تاثیر عوامل شیمیایی , فیزیكی و بیولوژیكی در حال تغییر هستند .این روند بر اساس ساختار مواد آلی سریعتر و در مواد معدنی بصورت عمومی دیرتر اتفاق می افتد.

هنگامیكه شرایط محیطی با دخالت فاكتورهای حاصل از فرآیند تكنولوژیكی تغییر می كند تاثیرات همسان با میزان تغییرات عوامل مذكور در روند پیر شدن آثار را در پی حواهد داشت .انتشار مواد آلاینده حاصل از فعالیتهای روزمره جامعه صنعتی موجب افزایش عوامل آسیب رسان فیزیكی و شیمیایی گردیده و روند تبدیل و اضمحلال اجزاء را از لحاظ شیمیایی و فیزیكی سرعت می بخشد.

به لحاظ مزیتهای موجود در حفاظت در قیاس با مرمت از نظر افزایش عمر اثر و حفظ اصالت آن و جلوگیری از تغییرات ناشی از انجام مراحل مرمتی , ضرورت تقدم اقدامات حفاظتی را از اهم موارد قرار داده و همواره مورد تاكید بوده است.

حفاظت پیشگیرانه مبحثی است كه از سال 1378 شروع و سعی دارد بابكارگیری نظامات علمی , اجرایی , اداری و اجتماعی نگرش جدید در بهینه سازی مجموعه های تاریخی , ابنیه وموره ها ایجاد نماید و امر حفاظت را توسعه داده و تحصصهای دیگر را در جهت حفاظت بهینه از آثار و اموال تاریخی – فرهنگی هدایت نماید. با بكار گیری متدهای اجرایی لازم به شرایط مطلوب فیزیكی و شیمیایی مورد نیاز حفاظت نزدیك باشد و از طرف دیگر مرمتگر را ملزم می سازد دانش و فنون مورد نیاز را بكار گیرد و با استفاده از روشهای مطمئن نسبت به حذف عوامل آسیب رسان و حفظ اثر در شرایط مناسب اقدام نماید.

حفاظت پیشگیرانه روشی است كه اصالت اثر را حفظ و نیاز به اقدامات مرمتی را كاهش می دهد. هرچند خود در ابتدا هزینه هایی را جهت ایجاد شرایط و ساماندهی و همچنین اقدامات حفاظتی بر روی خود اثر را دارد اما مزیتهای موجود آن بار هزینه ای اندك را توجیه می كند..

این نگرش از ابتدای طرح نیاز به توجه جدی در مراكز موزه ای و آرشیوی دارد و بهمراه اهداف نمایشی و مطالعات علمی و فرهنگی مد نظر قرار می گیرد. انتخاب محل ساخت مراكز آرشیوی و موزه ای , مصالح استفاده شده در بدنه بنا ,  ابعاد بنا و تهیه نقشه های كلی و اجرایی , تاسیسات برقی , نور پردازی , شرایط رطوبتی و حرارتی  و بكارگیری هر نوع تاسیسات و تجهیزات كه در فاكتورهای شیمیایی , فیزیكی و انسانی نقش دارد  نیاز به اظهار نظر كارشناسان حفاظت و مرمت دارد.

بمنظور حصول به شرایط مطلوب در مراكز آرشیوی و موزه ای نیاز است تمهیدات ویژه ای اندیشیده و بكار گرفته می شود . در انتخاب تجهیزات و تاسیسات حتی الامكان از خواص آن و منظور های تولیدی اطلاع حاصل نموده و از تامین كنندگانی كه دارای دانش لازم هستند و تجارب اجرایی لازم را دارند  در تجهیز مراكز بهره گیرند.

امروزه تولیدكنندگان مختلفی با علوم مرتبط با حفاظت و مرمت آشنا شده و از متخصصین این امر در ارتقاء كیفیت محصولات خود بهره میگیرند . برای حصول به شرایط مورد نیاز در درون مراكز آرشیوی  و موزه ای نیاز به اندیشیدن تدابیر خاص موضوعی است كه میتوان به موارد ذیل اشاره داشت:

- بكارگیری تجهیزاتی همانند قفسه بندی و ویترین های نمایش به خواص آنها و تاثیرات آن بر اشیا و آثار مكتوب باید شناخت كافی داشت و همچنین طراحی آن با توجه به شرایط و نیازهای مجموعه صورت پذیرد .

- برای تنظیم دما و رطوبت مخازن و آرشیو ابداعات ویژه ای صورت پذیرفته است كه توان تنظیم دما , رطوبت و فیلتراسیون آلاینده ها را بعهده میگیرد. و محیط را برای حفاظت از آثار ایمن خواهد ساخت . در صورت كاربرد در آرشیو كتب و اسناد و در مخازن موزه  میتوان با پالایش عناصر شیمیایی موجود در هوای ورودی از ایجاد فعل و انفعال شیمیایی حاصل از تاثیرات آلاینده ها جلوگیری كرد .  باید توجه داشت كه استفاده از تاسیسات با كاربرد عمومی و صنعتی ثمری ندارد و موجب تشدید آسیبها خواهد گردید.

- منابع نوری برای مصارف عمومی و صنعتی دارای امواج زیاد اشعه های ماورای بنفش است و در صورت كاربرد در مخازن و آرشیو به اشیاء دارای بافت ارگانیك و همچنین نقاشیها صدمات زیادی وارد خواهد كرد.

- آفات بیولوژیك از قبیل میكرو ارگانیسم ها و حشرات چوبخوار بدلیل عدم كنترل شرایط می توانند از اشیاء و مكتوبات تغذیه كرده و زوال آنها را در پی داشته باشند.

- روشهای غبار روبی , رسوب زدایی و ایجاد لایه های حفاظتی  نیاز به دقت عمل كافی و شناخت علمی از خواص مواد متشكله دارد  وبكار گیری روشها ی مناسب را دارد و برای ارتقاء سطح علمی  ,مطالعات مستمر و ارتباط با مراكز تولید و انتشار دانش ضروری است.

برای ایجاد و یا تبدیل مكانی برای موزه و مراكز آرشیوی بدلیل حساسیت و دقت مورد نیاز وجود كارشناس و یا گروه كارشناسی  حفاظت و مرمت در انجام مطالعات , طراحی , ساخت و بهره برداری از آن ضروری است. تا با بكارگیری علوم و دانش فنی لازم امكان حفاظت بهینه از آثار تاریخی را میسر نماید و اقدامات مرمتی را به حد اقل سطح مورد نیاز برساند و موجب حفظ اصالت آثار و كاهش بار هزینه ای گردد.

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 7:44 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

فرزندان‌ شيخ‌ صفي‌ الدين‌ اردبيلي‌ در تالش‌ امروز

صفر مهاجری

تاكنون‌ سخن‌ براين‌ بوده‌ كه‌ تالشان‌ در شكل‌گيري‌ و استقرار دولت‌صفويه‌ نقش‌ اساسي‌ داشته‌اند. براي‌ پي‌ بردن‌ به‌ چگونگي‌ اين‌ موضوع‌كافيست‌ به‌ سرگذشت‌ شاه‌ اسماعيل‌ از زمان‌ مرگ‌ سلطان‌ علي‌ تا وقتي‌ كه‌بر اريكه‌ سلطنت‌ ايران‌ تكيه‌ زد به‌ روايت‌ انبوه‌ منابع‌ موجود، از جمله‌ به‌احسن‌ التواريخ‌ و جهانگشاي‌ خاقان‌، نگاهي‌ افكنده‌ شود .

در ادامه‌ پژوهشهايي‌ كه‌ صورت‌ مي‌گيرد و با پيدا شدن‌ اسناد و مدارك‌موثق‌ كهن‌، اكنون‌ در شناخت‌ خاندان‌ شيخ‌ صفي‌ ، با به‌ دست‌ گرفتن‌ سراين‌ رشته‌ كه‌ زبان‌ شيخ‌ صفي‌ به‌ استناد فهلويات‌ بازمانده‌ از او، تالشي‌ بوده‌،سالهاي‌ متمادي‌ از عمر خود را در روستاي‌ هليه‌ كران‌ تالش‌ سپري‌ كرده‌،در محضرو مكتب‌ شيخ‌ زاهد تالش‌ گيلاني‌ تربيت‌ شده‌، همسر تالشي‌ زبان‌اختيار كرده‌ ، خرقه‌ ارشاد از شيخ‌ زاهد ستانده‌ و مقام‌ اورا به‌ ارث‌ برده‌است‌ وبالاخره‌ اين‌ كه‌ نزديكترين‌ و بيشترين‌ وابستگان‌ِ نخستين‌ِ خانقاهش‌،مردم‌ و صوفيان‌ و پيران‌ تالش‌ از مغان‌ و گشتاسپي‌ تا گسكرو فومن‌ بوده‌اند،مي‌توان‌ بر تبار، هويت‌ ايلي‌ و شاخه‌هاي‌ مختلف‌ نسل‌ او نيز نگاهي‌ تازه‌افكند.

چنان‌ كه‌ مي‌دانيم‌ كه‌ باروي‌ كار آمدن‌ سلسله‌ افشار، دوره‌ سلطنت‌صفويه‌ به‌ پايان‌ رسيد اما بي‌ ترديد دودمان‌ او هرگز برچيده‌ نشد وخاندانهاي‌ متعددي‌ از نسل‌ او همچنان‌ در گستره‌ جامعه‌ ايران‌ به‌ زندگي‌خويش‌ ادامه‌ دادند.اما به‌ راستي‌! چه‌ اتفاقي‌ رخ‌ داد كه‌ ديگر كسي‌ ازحضورآنان‌ در كنار و در پيرامون‌ ما سخن‌ نمي‌گويد؟.غبار كدام‌ حادثه‌، در كدام‌مقطع‌ از تاريخ‌،چنان‌ بر آينه‌ ي‌ هويتشان‌ نشست‌ كه‌ زان‌ پس‌ كسي‌ آنان‌ رانشناخت‌؟. اكنون‌ توفيقي‌ حاصل‌ شده‌ است‌ كه‌ دست‌ كم‌ در حد گشودن‌باب‌ يك‌ گفتگو ،موضوع‌ جالب‌ توجهي‌ در اين‌ مورد مطرح‌ گردد و به‌استناد اسناد و شواهدي‌ متعدد، خبرِ حضورِ بازماندگان‌ شيخ‌ صفي‌ الدين‌اردبيلي‌ در تالش‌ ، اطلاع‌ داده‌ شود .

در اوايل‌ سال‌ 83 نامه‌اي‌ به‌ دست‌ نگارنده‌ رسيد از شخصي‌ به‌ نام‌سيد كاووس‌ مير مسعودي‌، بزرگ‌ِيكي‌ از خاندانهاي‌ سرشناس‌ تالش‌. به‌پيوست‌ آن‌ نامه‌، شجره‌ نامه‌اي‌ نيز ارسال‌ شده‌ بود كه‌ نشان‌ مي‌داد خاندان‌مير مسعودي‌ تالش‌ كه‌ تا اواخر دوره‌ قاجار، نام‌ فاميلي‌ شان‌ «موسوي‌صفوي‌» بوده‌ خلف‌ِ بلا واسطه‌ شيخ‌ صفي‌ الدين‌ اردبيلي‌ مي‌باشد. به‌ لحاظ‌اين‌ كه‌ چنان‌ شجره‌ نامه‌ هايي‌ در مورد اشخاص‌ مختلف‌ در همه‌ جا و جوددارد و اغلب‌ آنها نيز قابل‌ اعتنا نيستند، شجره‌ نامه‌ مذكور هم‌ در يك‌ نگاه‌متعارف‌ نمي‌توانست‌ چيز قابل‌ توجهي‌ باشد ولي‌ اصالت‌ و اعتبار خانوادگي‌نويسند نامه‌ و وجود برخي‌ نكات‌ تأمل‌ برانگيز در آن‌ نامه‌ موجب‌ گرديدكه‌ نگارنده‌ با آقاي‌ سيد كاووس‌ مير مسعودي‌، در منزل‌ ايشان‌ واقع‌ درجوكندان‌ تالش‌ ملاقاتي‌ داشته‌ باشد. در آن‌ ديدار اسناد متعددي‌ رؤيت‌گرديد كه‌ مفاد و مطالب‌ آنها تأييد مي‌نمود كه‌ شخص‌ ياد شده‌ با واسطه‌چهارده‌ پشت‌، خلف‌ شيخ‌ صفي‌ الدين‌ اردبيلي‌ مي‌باشد .

چهرده‌ پشت‌ مذكور به‌ شرحي‌ كه‌ در شجره‌ نامه‌ ي‌ مربوطه‌ آمده‌،عبارت‌ است‌ از: روح‌ الله‌، فضل‌ الله‌، سيفعلي‌ «مشهور به‌ خانجان‌»، اسدالله‌،نورالله‌، صدرالدين‌، قطب‌ الدين‌، صادق‌، فضل‌ الله‌، هاشم‌، ابراهيم‌،عبالرحمن‌، خواجه‌ علي‌، صدرالدين‌ موسي‌، شيخ‌ صفي‌ .

                      

در اين‌ ترتيب‌ و توالي‌ نسل‌ وقتي‌ به‌ سيد سلطان‌ خواجه‌ علي‌ مي‌رسيم‌،دوتن‌ از پسرانش‌ به‌ نامهاي‌: ابراهيم‌ و عبدالرحمن‌، در صدر دوشاخه‌نسبي‌ قرار ميگيرند. شاخه‌ ي‌ ابراهيم‌ با جنيد و حيدر و سلطان‌ علي‌ و شاه‌اسماعيل‌ ادامه‌ مي‌يابد. شاخه‌ عبدالرحمن‌ پس‌ از يازده‌ نسل‌ در زمان‌حاضر به‌ خاندان‌ مير مسعودي‌ تالش‌ مي‌رسد.

در شرايطي‌ كه‌ نسل‌ ابراهيم‌ سلسله‌ پادشاهي‌ صفوي‌ را در ايران‌ بنيان‌مي‌گذارند، نسل‌ عبدالرحمن‌ به‌ صورت‌ موروثي‌ عهده‌ دار رهبري‌ ديني‌ وخلافت‌ ولايات‌ تالش‌ مي‌گردند .و از زماني‌ كه‌ فرزندان‌ ابراهيم‌ در صددكسب‌ قدرت‌ سياسي‌ بر مي‌آيند، پسر عمو هايشان‌ در ديار تالش‌ با تمام‌توان‌ به‌ ياري‌ آنها مي‌شتابند. چنانكه‌ در جنگ‌ با شيروانشاهان‌ و اميران‌آق‌ قويونلو، تالشان‌ از عمده‌ترين‌ همراهان‌ شيخ‌ حيدر بوده‌اند (خنجي‌1382/ ص‌ 267 و 257) و بعدها نيز با مساعدت‌ و حمايت‌ سرنوشت‌ساز صوفيان‌ و اميران‌ تالش‌، اسماعيل‌ به‌ پادشاهي‌ مي‌رسد .

اسنادي‌ كه‌ مؤيد اصالت‌ شجره‌ نامه‌ ي‌ خاندان‌ مير مسعودي‌ و ارتباط‌نسبي‌ آن‌ خاندان‌ با شيخ‌ صفي‌ الدين‌ مي‌باشد، مطعلق‌ به‌ چند مقطع‌تاريخي‌، از دوره‌ صفويه‌ تا قاجاريه‌ است‌. سند اول‌ حكمي‌ ست‌ كه‌ از سوي‌شاه‌ طهماسب‌ اول‌ صادر شده‌ و به‌ موجب‌ آن‌ سيد فضل‌ الله‌ «نهمين‌پشت‌ كاووس‌ مير مسعودي‌» به‌ خلافت‌ ولايات‌: توالش‌، لنكركنان‌، آستاره‌،فومن‌، تول‌ وناو و توابع‌ آن‌ منصوب‌ گرديده‌ است‌. با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ شاه‌طهماسب‌ در سالهاي‌ بين‌ 930 و 984 هـ. ق‌ سلطنت‌ كرده‌ است‌ وصفويان‌ تالش‌ نيز در تول‌ تالش‌ (ليسار و جوكندان‌ كنوني‌) ساكن‌ بوده‌اندوبنابه‌ نوشته‌ جنابي‌ (رابينو1364 / ص‌ 57)در سال‌ 990 حاكم‌ ليسارشخصي‌ بوده‌ به‌ نام‌ شيخ‌ فضل‌ الله‌، مفاد سند مذكور در منابع‌ تاريخي‌ نيزتأييد مي‌گردد.

سند دوم‌ كه‌ تاريخ‌ 1030 را در ذيل‌ خود دارد، حكمي‌ ست‌ كه‌ از سوي‌شاه‌ عباس‌ بزرگ‌ صادر شده‌ و به‌ موجب‌ آن‌ «سيد الخلفا قطب‌ الدين‌خليفه‌، به‌ خلافت‌ محال‌ آستاره‌، لنكر كنان‌، گسكر و فومن‌ منصوب‌ شده‌است‌» به‌ استناد مفاد همين‌ حكم‌ قطب‌ الدين‌ خليفه‌ فرزند سيد صادق‌خليفه‌ صفوي‌ بوده‌ و اين‌ دو تن‌ به‌ ترتيب‌  در مكان‌ هفتمين‌ و هشتمين‌پشت‌ مير مسعودي‌ها قرار مي‌گيرند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قطب‌ الدين‌خليفه‌ را پس‌ از فوت‌ در جوكندان‌ تالش‌ دفن‌ مي‌كنند و آرامگاه‌ او وبرخي‌از اخلافش‌ در آن‌ محل‌، اكنون‌ با نام‌ قوشه‌ جد، از جمله‌ زيارتگاههاي‌تالش‌ مي‌باشد .

بعد از قطب‌ الدين‌ خليفه‌، اخلاف‌ او تا دوره‌ مشروطيت‌ به‌ ترتيب‌زماني‌ عبارت‌ بوده‌اند از: سيد صدر الدين‌، سيد نورالله‌، سيد اسدالله‌، سيدسيفعلي‌ مشهور به‌ خانجان‌، سيد فضل‌ الله‌ و سيد روح‌ الله‌ و همه‌ ي‌ اينهادر زمان‌ حيات‌ خود از جمله‌ خلفا و مراجع‌ ديني‌ تالش‌ بوده‌اند. در تأييداين‌ موضوع‌ نيز اسناد معتبري‌ در دست‌ مي‌باشد. يكي‌ از آن‌ اسناداستشهاديه‌اي‌ ست‌ كه‌ در سال‌ 1273 هـ. ق‌ نوشته‌ شده‌ و در آن‌ 36 تن‌از علماي‌ برجسته‌ وقت‌ تالش‌ شهادت‌ داده‌اند كه‌ سيد سيفعلي‌ موسوي‌الصفوي‌ مشهور به‌ خانجان‌ فرزند سيد اسدالله‌ از سادات‌ صفوي‌ النسب‌مي‌باشد .و اجداد او نسل‌ اندر نسل‌ به‌ خلافت‌ تالش‌ و لنكر كنان‌ و فومن‌ وگسكر منصوب‌ بوده‌اند .اسناد ديگري‌ هم‌ كه‌ تقريبا" چنين‌ مضموني‌ دارندودر زمانهاي‌ پس‌ از سال‌ 1273 هـ. ق‌ نوشته‌ شده‌اند، موجود مي‌باشد.

استشهاديه‌هاي‌ مذكور به‌ اين‌ دليل‌ تنظيم‌ شده‌اند كه‌ حكام‌ كرگانرودخصوصا" سردارامجد تالش‌ «عميد السلطنه‌»پيوسته‌ در صدد بوده‌اندكه‌ازشدت‌ نفوذ خانواده‌ سادات‌ موسوي‌ صفوي‌ «بعدهاميرمسعودي‌ » را دربين‌ مردم‌ از بين‌ ببرند تا مانعي‌ در مسير يكه‌ تازي‌ و سلطه‌ ي‌ مطلقه‌ ي‌خود نداشته‌ باشند. اما اين‌ امر ممكن‌ نمي‌شد مگر با تبليغ‌ كردن‌ اين‌موضوع‌ كه‌ خانواده‌ مذكور سيد و اخلاف‌ شيخ‌ صفي‌ نيستند. سي‌ سيفعلي‌ وفرزندش‌ سيد فضل‌ الله‌ نيز به‌ منظور دفع‌ دسيسه‌هاي‌ خان‌ حاكم‌ تالش‌،هرچندگاه‌ ناگزير به‌ تنظيم‌ استشهاديه‌هايي‌ مي‌شدند .

جنگ‌ پنهاني‌ و طولاني‌ صفويان‌ تالش‌ با خوانين‌ كرگانرود، سر انجام‌ دراوايل‌ نهضت‌ مشروطيت‌ صورت‌ علني‌ مي‌گيرد و هردو خانواده‌ در آن‌جنگ‌ دچار پيامدهاي‌ سنگيني‌ مي‌گردند. جاي‌ آن‌ دارد كه‌ در اينجا شرحي‌مجمل‌ از حوادثي‌ كه‌ دربين‌ صفويان‌ تالش‌ و سردار امجد در زمان‌مشروطيت‌ رخ‌ داد، گفته‌ آيد :

در زمان‌ ياد شده‌، سيد سيفعلي‌ مشهور به‌ خانجان‌، بزرگ‌ خاندان‌صفوي‌ تالش‌ در جوكندان‌ تالش‌ ساكن‌ بود. خانجان‌ با اين‌ كه‌ هيچ‌ سمت‌رسمي‌ اي‌ نداشت‌، در مقابل‌ خوانين‌ منطقه‌ و عمال‌ و پشتيبانان‌ آنها،پناهگاه‌ مردم‌ و محضرش‌ محلي‌ براي‌ رسيدگي‌ به‌ دعاوي‌ و اختلافات‌اهالي‌ منطقه‌ به‌ شمار مي‌آمد. از سوي‌ ديگر وجود يك‌ رشته‌ روابط‌خويشاوندي‌ بين‌ او و چند خانواده‌ بزرگ‌ و متنفذ تالش‌ مانند اللهقلي‌ بيگ‌تولي‌ و مجاهد مشهور نهضت‌ مشروطيت‌، سيد اشرف‌ كرگانرودي‌،خاندان‌ وي‌ را در مقام‌ يك‌ مركز قدرت‌ رقيب‌ در مقابل‌ خان‌ حاكم‌كرگانرود قرار داده‌ بود ازاين‌ رو خان‌ مقتدر تالش‌ كه‌ «شاه‌ گيلان‌» خوانده‌مي‌شد  و خود را حاكم‌ مطلق‌ و صاحب‌ جان‌ و مال‌ مردم‌ اهالي‌ تالش‌مي‌دانست‌، و جود چنان‌ رقيبي‌ را بر نمي‌تابيد و مدام‌ در انديشه‌ تضعيف‌ وسر كوبي‌ آن‌ بود.

با گسترده‌ شدن‌ دامنه‌ نهضت‌ مشروطيت‌ از تبريز و تهران‌ به‌ ديگرايالات‌ و ولايات‌ خصوصا" گيلان‌، حركتهايي‌ اعتراض‌آميز نسبت‌ به‌ مظالم‌عميد السلطنه‌ در تالش‌ نيز آغاز مي‌شود. سيد فضل‌ الله‌، پسر سيدخانجان‌ كه‌ جواني‌ رشيد و آزاديخواه‌ بود، در زمره‌ نخستين‌ افرادي‌ قرارمي‌گيرد كه‌ علنا" خواهان‌ برچيده‌ شدن‌ سلطه‌ مطلقه‌ خان‌ حاكم‌ و احقاق‌حقوق‌ رعاياي‌ تحت‌ ستم‌ منطقه‌ بودند و با استفاده‌ از هرفرصتي‌ شعارهاي‌مشروطه‌ خواهي‌ را تبليغ‌ مي‌كردند .

فعاليتهاي‌ سيد فضل‌ الله‌ كه‌ بطور منظم‌ و با آب‌ و تاب‌ زياد به‌ سردارامجد گزارش‌ داده‌ مي‌شد، هر روز برشدت‌ خشم‌ و كينه‌ ي‌ او مي‌افزود. تااين‌ كه‌ يك‌ روز در حال‌ مستي‌ مفرط‌ «به‌ روايت‌ يك‌ شاهد عيني‌» دستورمي‌دهد كه‌ سيد فضل‌ الله‌ را دست‌ بسته‌ به‌ حضور او ببرند. پس‌ از اجراي‌آن‌ دستور، در محوطه‌ كاخ‌ حكومتي‌ خود ابتدا سيد ياد شده‌ را با چوب‌وفلك‌ شديدا" شكنجه‌ مي‌دهد و سپس‌ شخصا" با فرو كردن‌ يك‌ تيرك‌چوبي‌ نوك‌ تيز در سينه‌اش‌، اورا به‌ قتل‌ مي‌رساند و آنگاه‌ پدر او، سيدخانجان‌ را بازداشت‌ وبه‌ به‌ زندان‌ قصر ييلاقي‌ خود واقع‌ در نوئه‌ دي‌ (آق‌اولر كنوني‌) مي‌فرستد و پس‌ از مدتي‌ دستور مي‌دهد كه‌ اورا نيز خفه‌ كنند .

آن‌ دو. قتل‌ فجيع‌ با عث‌ شعله‌ ور شدن‌ خشم‌ و نفرت‌ اهالي‌ كرگانرودنسبت‌ به‌ سردار امجد و فراگير شدن‌ جنبش‌ مشروطه‌ خواهي‌ در تالش‌مي‌گردد و سر انجام‌ پس‌ از وقوع‌ حوادثي‌ مفصل‌ كه‌ شرح‌ آن‌ را نگارنده‌ درجاي‌ ديگر آورده‌ است‌  سردار امجد از حكومت‌ تالش‌ ساقط‌وخانواده‌اش‌ سركوب‌ و متواري‌ مي‌شوند و كاخهاي‌ حكومتي‌ اش‌ به‌ وسيله‌مردم‌ غارت‌ و سپس‌ به‌ آتش‌ كشيده‌ مي‌شوند .

پس‌ از سيد فضل‌ الله‌، رياست‌ خاندان‌ او به‌ فرزندش‌ سيد روح‌ الله‌محول‌ مي‌گردد .

 

[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 22:13 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
 

 

ده فرمان آداب معاشرت

http://up.zibashahr.com/image/1391/07/Etiquette.gif

نشست های اجتماعی بخش مهمی از كار را تشكیل می دهند. در این گردهمایی هاست كه می توان به همراه دوستان تفریح كرد،‌ با مشتری های جدید آشنا شد و قراردادهای مختلف بست.

اما از سویی دیگر این نشست ها می توانند دام هایی خطرناك باشند. كافی است بیش از حد احساس راحتی كنید و خودمانی شوید، قوانین پنهان اجتماعی را زیر پا بگذارید و در نتیجه به راحتی خود را نابود كنید، در حالی كه هیچ وقت نمی فهمید چرا؟

در متن زیر ده دستور آداب معاشرت آورده شده، که توصیه می کنیم به دقت آنها را بخوانید و سعی كنید به اندازه بیماری وبا از آنها دوری كنید. اگر همكاران بی احتیاطتان می خواهند به این محدوده ممنوعه پا بگذارند، به خودشان مربوط است ولی بهتر است شما حواستان را جمع کنید كه درگیر چنین دردسرهایی نشوید.

   عدم توجه: روی برگرداندن از شخصی كه در حال صحبت با شماست، نشانه بی ادبی است. بذل توجه یكی از اصلی ترین نشانه های آداب معاشرت، و بهترین تمجید از طرف مقابل است. برای كسب نتیجه بهتر، می توانید با حالت های مختلف صورت و بدن حركات بدن نشان دهید كه به بحث علاقه مند هستید.

 شـُل دست دادن: این حركت نشان دهنده عدم اطمینان شما به خود است. به نرمی دست بدهید. این كار بیانگر اعتماد به نفس، خونگرمی،‌ گشاده رویی و صداقت است. ولی مراقب باشید زیاده روی نكنید و دست طرف مقابل را خیلی محكم نفشارید، چون آن وقت فكر می كند كه شما آدمی سلطه جو و طالب برتری هستید.

   پشت كردن به دیگری: زبان بدن (ایما و اشاره ها) شما می تواند شخصیتتان را نشان دهد. اگر به خوبی با همكار خود برخورد نكنید، اعلام كرده اید كه هیچ علاقه ای به صحبت ندارید. این كار به نوعی توهین است و می تواند منجر به ایجاد احساسات و تفكرات منفی و حتی خصمانه دیگران نسبت به شما شود.

 سیگار كشیدن: امروزه، در بیشتر قرارملاقات های عمومی از سیگار كشیدن به شدت اجتناب می شود. امتحانش مجانی است؛ در جمع سیگار آتش بزنید تا چه غیر سیگاری ها و چه سیگاری های مطیع قانون از شما بیزار شوند!

 برداشتن ظرف نوشیدنی با دست راست: همیشه نوشیدنی خود را با دست چپ بردارید. این طوری می توانید هنگام برخورد با دیگری، بدون دردسر و ریختن نوشیدنی روی لباس های خود یا طرف مقابل، با او دست بدهید. به علاوه دست راستتان گرم می ماند، چرا كه نگهداری نوشیدنی با یخ، دستتان را سرد و مرطوب می كند.

 نپوشیدن كت: هیچ وقت لباسی مانند كت را در نیاورید یا اگر فرضاً برای کلاس گذاشتن کراوات زده اید، گره كراوات خود را شل نكنید مگر این كه میزبان پیش از شما، چنین كاری بكند. به طور کلی، لباس نامرتب در نشست های عمومی بسیار ناپسند است.

 بیش از حد نزدیك ایستادن: هر یک از ما برای خود یك «حد آسودگی» داریم (که درافراد مختلف، متفاوت است) و دوست نداریم دیگران بدون اجازه به این فضای شخصی تجاوز كنند. اگر هم كسی این كار را بكند سعی داریم از او دوری كنیم و از متجاوز به خاطر نزدیكی بیش از حد بیزار می شویم.

 بلند صحبت كردن: با صدای بلند صحبت نكنید. این كار شما را مغرور و از خود راضی جلوه می دهد. صدایتان باید آرام و یكنواخت باشد و لحنتان باید با زمان و موقعیت حاضر در آن هماهنگ باشد.

 زمان پایان میهمانی: یك مهمانی رسمی هیچ وقت نباید بیشتر از دو ساعت طول بكشد. ساعت 6 بعدازظهر شروع شود و حداكثر تا ساعت 8 به پایان برسد. تا نیم ساعت پس از ساعت پایان مهمانی باید آنجا را ترك كرده باشید.

 

صحبت همزمان: وقتی شخص دیگری صحبت می كند، بهترین روش اهانت كردن پریدن وسط حرف اوست! قبل از پاسخ دادن، اجازه دهید حرفش را تمام كند. به این ترتیب نشان می دهید كه فرد مؤدبی هستید و طرف مقابل هم بهتر می تواند گفته های شما را بشنود و بفهمد. در ضمن راز سخنور خوب شدن، خوب گوش كردن است.

 وضعیت ظاهری شما در محیط کارآداب معاشرت(2)

ظاهر هر شخص در محیط های کاری اهمیت زیادی دارد. استانداردهای زیر کمک می کند که ظاهر کارمندان با وضعیت کارشان هماهنگ باشد. بنابراین کارمندان بدون توجه به جنسیت و نژاد خود می توانند این استانداردها را رعایت کنند.

برچسب نامبرچسب نام ، بخشی از اونیفورم هر کارمند است، بنابراین باید همیشه به لباس وصل باشد. در بعضی ادارات، این برچسب به صورت کارت نام، روی میز کارمندان قرار داده می شود.

بهداشت شخصیتمام کارمندان باید به بهداشت خود توجه نشان دهند تا احیاناً برای ارباب رجوع یا دیگر کارمندان ناخوشایند نباشند. بنابراین استحمام روزانه، استعمال بوی خوش، و مراقبت دقیق از دندان ها توصیه می شود. پاکیزگی و آراستگی موها نیز از نکاتی است که باید همواره در نظر داشت.

اندازه موهاموهای آقایان باید تا بالای یقه کوتاه شود و نباید به پایین تر از خط میانی یقه برسد. موها باید به یک سمت شانه شود و مثلاً روی پیشانی نریزد.

کارمندانی که با غذای افراد ارتباط مسقیم دارند باید موهای خود را با کلاه بپوشانند.

خط ریش نباید از لاله گوش پایین تر بیاید؛ سبیل باید به خوبی آراسته شود و از لب پایین نیاید.

کلاه گیساستفاده از کلاه گیس، در صورتی که مدل و رنگ قابل قبولی داشته باشد و با ظاهر شخص سازگار باشد، بلامانع است.

لباس مناسب با محیط کار

این یکی جزو ضروریات است. چنانچه اداره اونیفورم خاصی ندارد بهتر است آقایان از کت و شلوارهای مناسب محیط کار و پیراهن هایی با رنگ ملایم (سفید، بژ یا آبی) استفاده کنند. پوشیدن پیراهن های تیره یا رنگ های تند و زننده ممنوع است. کت های غیر رسمی و شلوارهایی که با موقعیت محل کار هماهنگ باشند، بلامانع هستند. لباس کارمندان زن نیز از فرم مانتوهای اداری خارج نشود (در این مورد نیز پوشیدن رنگ های تند و زننده، و لباس های تنگ برای محیط کار نامناسب است.(

اگر در مورد انتخاب نوع پوشش و لباس خود دچار مشکل هستید به پوشش کسانی که در رأس شرکت هستند توجه کنید.

کارمندان زن و مرد با اونیفورمچنین کارمندانی باید لباس های فرم تعیین شده برای کار را بپوشند. اونیفورم ها باید همیشه مرتب و تمیز و اتو کشیده باشند.

چنانچه لباس فرم از اموال اداره باشد، خود کارمند باید هرگونه آسیب وارده به لباس را رفو و تعمیر کند. چنانچه آسیب وارده قابل اصلاح نبود باید به رئیس خود اطلاع دهید. در صورت ترک دائمی محل کار، کارمندان باید تمام لباس ها و وسایل را به صاحب کار برگردانند.

کفشکفش ها باید استاندارد و مطابق با عرف کاری باشند. از آنجا که کفش های تنیس، کتانی و صندل برای محیط کار غیراستاندارد هستند، نباید در محیط کار از آنها استفاده کرد. (استثنائاً کفش های تنیس را می توان در استخرها و سالن های ورزشی به پا کرد.(

نکته:پیش از خرید هر لباس و پوشاکی، به موقعیت خود در محل کار، محیط کار و هم چنین آب و هوا و نوع شغل خود توجه کنید.

موارد دیگراصولاً در محیط کار کارمندان می بایست از مصرف بیش از اندازه لوازم آرایشی خودداری کنند. بلندی ناخن ها باید در حد متوسط و زیر آنها همیشه تمیز باشد. جواهرات مورد استفاده نیز نباید سنگین یا چشمگیر باشد؛ در مجموع تأکید بر سادگی و ظاهر طبیعی کارمندان است.

 آداب معاشرت در کار- محققان معتقدند «مهارت های انسانی» بیش از مهارت های فنی و دانش در پیشرفت کاری افراد تأثیر دارد.

 

- جنسیت افراد در مناسبات کاری نقشی ندارد ولی مرتبه شغلی بسیار حائز اهمیت است.

- هنگام تعارف به دیگران، صادقانه رفتار کنید و هنگام پذیرش تعارف دیگران با قدرشناسی تشکر بگویید.

 طرز صحبت با تلفنآداب معاشرت (3)

*منظور از صدای مناسب برای امور تلفنی دفتر کار چیست؟صدایی که گرم، دوستانه، جدی و تأثیر گذار باشد.

*چگونه باید به تلفن کاری پاسخ داد؟این امر به نوع کار مؤسسه بستگی دارد.

 با گوش راست به تماس های کاری گوش کنید چون گوش راست به نیمکره چپ مغز یعنی مرکز منطقی آن مرتبط است.

نحوه پاسخگویی منشی یک جراح متخصص سرطان، باید با منشی یک صاحب نمایشگاه ماشین متفاوت باشد. منشی باید شرایط کاری را بسنجد و تصور دقیقی از رئیس و شرکت مربوطه را به عموم ارائه دهد.

صحبت همزمان با تلفن و با شخص دیگری حاضر در دفتر، دور از ادب است. وقتی با کسی تلفنی صحبت می کنید باید همه توجه خود را به مکالمه معطوف کنید حتی نباید چیزی بخورید یا بجوید...

نباید برای مسائل کاری با منزل افراد تماس گرفت مگر این که مورد اضطراری پیش آمده باشد. اگر برای مورد کاری با منزل کسی تماس گرفتید ابتدا از صمیم قلب از همکار و همسرش به خاطر این مزاحمت معذرت خواهی کنید.

دستگاه پیغام گیر تلفنی معمولاً می تواند در زمینه راهنمایی، جایگزین منشی شود. با دقت پیغام خود را ضبط کنید و توجه داشته باشید که هر چه مد نظرتان بوده در دستگاه ضبط شده باشد.

راهنمای برخورد هنگام مکالمه تلفنی-1 در صورت امکان پیش از پاسخ به تلفن بایستید. این کار احساس تسلط شما را بیشتر می کند.

-2- تلفن را فوراً پاسخ دهید؛ در صورت امکان حداکثر پس از سه زنگ.

-3- با گوش راست به تماس های کاری گوش کنید چون گوش راست به نیمکره چپ مغز یعنی مرکز منطقی آن مرتبط است.

-4- در ابتدای صحبت، نام و پست اداری خود را بگویید.

-5- نام تماس گیرنده را بپرسید و از آن هنگام مکالمه استفاده کنید.

نباید برای مسائل کاری با منزل افراد تماس گرفت مگر این که مورد اضطراری پیش آمده باشد. اگر برای مورد کاری با منزل کسی تماس گرفتید ابتدا از صمیم قلب از همکار و همسرش به خاطر این مزاحمت معذرت خواهی کنید.

-6- گوش دهید و سعی کنید حرف طرف مقابل را قطع نکنید.

-7- حواس خود را به مکالمه جمع کنید. سعی نکنید دو کار را با هم انجام دهید.

-8-  وقتی تماس گیرنده صحبت می کند به نوعی واکنش نشان دهید و از عبارات و اصواتی استفاده کنید تا وی بداند شما به دقت گوش می دهید.

-9-  پس از یادداشت نمودن مطلبی که تماس گیرنده گفته، آن را مجدداً برای وی بخوانید تا مطمئن شوید پیغام را درست گرفته اید.

-10- اگر شخصی در زمان نامناسب تماس گرفت، برای وی توضیح دهید که فعلاً نمی توانید صحبت کنید، شماره تلفن و نام وی را یادداشت نمایید و بگویید که مجدداً تماس خواهید گرفت.

-11-  هنگام صحبت لبخند بزنید، چرا که در صدایتان به خوبی منعکس می شود!

 آداب نامه نگاریآداب معاشرت (4)

حداقل مواردی که باید بدانید:-1در نامه های فارسی ، چینش مطالب از سمت راست است. سرنامه در سمت راست و امضاء باید در سمت چپ باشد.

 2- عموماً تاریخ (و شماره ) نامه در سمت چپ قرار دارد. در مکاتبات شخصی نیازی به ذکر نشانی در متن نامه نیست ولی در ادارات نامه ها در برگه های رسمی ( نشان دار) نوشته می شوند که نشانی اداره در پایین صفحه ذکر شده است.

 - 3- به یاد داشته باشید که در نامه های انگلیسی آدرس گیرنده را سمت راست، بالای صفحه بنویسید و زیر آن تاریخ بزنید. سر نامه باید در سمت چپ و امضاء در سمت راست باشد.

 -4-  همیشه ابتدا یک پیش نویس از نامه اصلی بنویسید. این روش وقتی که نمی دانید چه بگویید خیلی کمک می کند.

- 5نامه های خود را تایپ نکنید، مگر این که دست خطتان خیلی بد باشد.

 6- نوع  قلم نامه نگاری نشان دهنده میزان احترام شما به دریافت کننده نامه است. هرگز با مداد نامه ننویسید. بهترین قلم خودنویس است و اگر به کمتر از آن قانع هستید می توانید از روان نویس استفاده کنید. در مکاتباتی که چندان رسمی نیستند می توانید از خودکار استفاده نمایید.

-7-  دقت کنید که از کلمات مناسب استفاده کنید. ایجاز و اختصار بهترین روش نامه نگاری است البته مختصر گویی نباید منجر به نارسایی شود.

 - 8- به  یاد داشته باشید که نامه ها نشان دهنده شخصیت شما هستند و بعضی از نامه ها سال ها نگهداری می شوند.

 -9-  اگر همراه دعوتنامه هایتان برای اشخاص «کارت پاسخ» نمی فرستید و در عین حال لازم است بدانید چه کسانی حتماً می آیند، در دعوتنامه از مدعوین بخواهید که حتماً به آن پاسخ دهند.

 -10- به دعوتنامه ها در اسرع وقت پاسخ دهید. اگر از شرکت در مهمانی معذورید، در یادداشت کوتاهی علت را توضیح دهید. ولی اگر عذرتان بیماری بود ذکری از آن به میان نیاورید چون برای میزبان وظیفه اخلاقی ایجاد می کند که جویای احوال شما شود و این کار وقت با ارزش او را(قبل از میهمانی) می گیرد.

 -11-پاسخ باید همان ساختار و شکل دعوتنامه را داشته باشد.

 -12- اگر در نشانی نامه، عنوان خاصی برای شخص به کار رفته، مثلاً «جناب آقای دکتر احمدی» در سرنامه هم باید همان عنوان را استفاده کرد. هرگز هنگام امضای نامه برای خود عنوان به کار نبرید (مثلاً: خانم مینو اکبری).

 -13-  کیفیت کاغذ را می توان از روی وزن آن تعیین کرد. هرچه وزن کاغذ بیشتر باشد، کیفیت آن بهتر است.

 -14-  بیشتر افراد به سه نوع لوازم تحریر احتیاج دارند: رسمی، کاری و شخصی.

 -15-  کاغذهای نوشته های غیر رسمی معمولاً سفید یا استخوانی رنگ است.

 -16-  امروزه عموماً کارت های ویزیت ضمیمه نامه می شوند.

 غذا خوردن در مهمانی های رسمی و رستوران

رموز آداب معاشرت (5)

- ظاهر شما و عملکردتان به یک اندازه اهمیت دارند. صاف بنشینید و آرنج هایتان را روی میز نگذارید. قاشق و چنگال یا دستمال سفره را خیلی تکان ندهید.

- نه عجله کنید و نه بیش از حد آهسته غذا بخورید. سعی کنید با دیگران هماهنگ باشید.

- با دهان باز غذا را نجوید و با دهان پُر صحبت نکنید.

- اگر وسیله غذاخوری را اشتباهاً برداشتید، دستپاچه نشوید؛ از همان وسیله استفاده کنید و در هنگام نیاز، از پیشخدمت بخواهید وسیله لازم را برایتان بیاورد.

- هر وسیله غذاخوری مانند قاشق، چنگال یا کارد را که برمی دارید، پس از استفاده دوباره روی میز نگذارید یا آن را به بشقاب تکیه ندهید، بلکه کاملاً درون ظرف غذا قرار دهید.

- کاردها و قاشق ها در سمت راست، و چنگال ها و دستمال ها در سمت چپ بشقاب قرار دارند. نوشیدنی ها در سمت راست و خوردنی ها (مانند ظرف نان) در سمت چپ گذاشته می شوند.

- هنگام استفاده از کارد و چنگال و ... از کناری ترین وسیله شروع کنید تا به نزدیک ترین وسیله (به ظرف) برسید.

- اگر کسی نان تعارفتان کرد آن را در گوشه بشقاب خود بگذارید.

- مراقب باشید در سلف سرویس بشقاب خود را بیش از حد پر نکنید.

- هیچ وقت به اشتباهات دیگران سر میز شام توجه نکنید و برای اشتباهات خودتان هم مدام عذرخواهی نکنید.

- یک بار و فقط در یک ظرف برای خودتان غذا بردارید. به غذای خود تنوع بدهید و کمی هم ظرافت به کار ببرید. دقت کنید غذاهایی که در بشقاب گذاشته اید از یک رنگ نباشند.

- بهتر است محل نشستن هر کس از قبل مشخص شود و مهمان ها خود تصمیم نگیرند کجا بنشینند. در مهمانی های بیش از هشت نفر از کارت ویژه مهمان استفاده کنید.

- میزبان هر قدر هم گرفتار باشد باید در بدو ورود مهمانان به آنها خوش آمد بگوید و لحظاتی را با هر کدام گپ بزند.

- زمان قبل از شام را محدود کنید و هنگام شام مُصر باشید که مهمانان به موقع سر میز شام حاضر شوند. ابتدا از نورهای روشن استفاده کنید و تدریجاً نور را کم کنید.

- میزبان باید خود مراقب باشد که لیوان نوشیدنی میهمانان مجدداً پر شوند. چون مهمانان نه خود این کار را می کنند و نه درخواست نوشیدنی بیشتر خواهند داشت.

- در مهمانی سلف سرویس، دقت کنید میز به خوبی تزئین شده باشد و مهمانان بتوانند به راحتی غذای خود را بردارند و بدون مشکل از آنجا خارج شوند.

- معمولاً 15 تا 20 درصد کل صورتحساب برای انعام پیشخدمت ها در نظر گرفته می شود. البته 20 درصد بیشتر معمول است.

- اگر مشکل یا شکایتی دارید با سر میهماندار در میان بگذارید.

- هنگام خواندن فهرست غذاها، زیاد معطل نکنید و از پیشخدمت سؤالات متعدد نپرسید (به خصوص اگر رستوران شلوغ است(.

- اگر در رستوران چینی نمی توانید با چوب غذا بخورید، می توانید تقاضای قاشق و چنگال کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10 اشتباه همیشگی در آداب معاشرت

 

ایران ویج - آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشم‌انداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی درمورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند—اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.

 

در اکثر موقعیت‌ها، تصویر و ظاهر شما بخشی از چیزی نیست که توصیف‌کننده شماست؛ بلکه همه آن چیزی است که شما را توصیف می‌کند. کسانیکه چیزی درمورد شما نمی‌دانند با تنها اطلاعاتی که در دست دارند جای خالی‌ها را پر می‌کنند، و آن چیزی نیست جز آنچه از رفتار و کردار شما می‌بینند. صرفنظر از فکری که شما درمورد خودتان دارید، یک عادت اجتماعی بد می‌تواند معیار فکر دیگران نسبت به شما شود: هر کسی که ببیند شما غذایتان را با دهان باز می‌جوید خیلی قبل از اینکه شغل یا تخصص شما را به خاطر بسپارد، آنرا به یاد خواهد آورد.

معرفی نکردن افراد

چه در یک موقعیت شغلی باشید و چه اجتماعی، اگر فراموش کنید که دو نفر را به هم معرفی کنید، بسیار زشت و ناشیانه به نظر خواهد رسید زیرا شما تنها آشنای مشترک آنها هستید.

قوانین پذیرفته شده‌ای برای نحوه معرفی کردن حرفه‌ای وجود دارد (مثل اول گفتن نام فردی که از نظر حرفه‌ای مقام بالاتری دارد)، اما هیچکدام از آنها به اندازه اینکه یادتان نرود آنها را به هم معرفی کنید، مهم نیست.

تکان ندادن به خود برای تلفن حرف زدن

تقریباً در همه موقعیت‌های اجتماعی، آنهایی که در اتاق شما شریک هستند بیشتر از کسی که به شما زنگ یا پیامک می‌زند، مستحق توجه شماست. این مسئله وقتی سر میز شام یا موقعیت شخصی مشابهی هستید، قابل‌توجه‌تر خواهد بود اما برای هر موقعیتی که تنها نباشید صدق می‌کند.

حتی اگر با افرادی کاملاً غریبه در یک صف ایستاده باشید، سعی کنید تا جایی که ممکن است تماس تلفنیتان را برای خودتان نگه دارید.

بحث کردن سر یک صورتحساب

این یک قانون ساده برای موقعیت‌های غذا‌خوری دسته‌جمعی در بیرون از منزل است: همیشه برای پرداخت کردن یا سهیم شدن در پرداخت آماده باشید. باید پیش‌بینی کنید که یکی از اعضای گروه به خود اجازه بدهد که غذایی فوق‌العاده گران سفارش دهد.

اگر چنین مسائلی بارها موجب اذیتتان بوده است، به جای اینکه در رستوران سر صورتحساب بحث کنید، در موقعیتی دیگر با آن برخورد کنید. علاوه‌براین، خیلی راحت می‌توانید در چنین موقعیتی نشان دهید که فردی بخشنده و بزرگوار هستید.

دیر رسیدن

آدمها دوست دارند که حس کنند بر آنها ارزش گذاشته می‌شود و اگر به دنبال راهی مطمئن هستید که به کسی نشان دهید هیچ ارزشی برای او قائل نیستید، دیر سر قرارتان با او برسید. می‌توانید ۲۰ دقیقه دیرتر با یک توضیح خوب و منطقی برسید اما بالاخره بهانه شما هر چه که باشد، فرد مقابل به این فکر خواهد کرد که چرا باید بیش از شما برای رابطه‌تان ارزش و احترام قائل باشد.

بخصوص در یک موقعیت کاری، در برخورد با مشتریان و رئیس، دیر رسیدن راهی بسیار عالی برای جدا کرن کارمندان توانا و ملاحظه‌کار و کارمندان بهانه‌گیر و بی‌توجه است.

تقدیم نکردن محل نشستن خود

به همان ترتیبی که بسیاری از قوانین آداب معاشرت برای این طراحی شده‌اند که فردی خودمحور به نظر نرسد، قانون "تقدیم محل نشستن خود به فردی که نیاز بیشتری به آن دارد” یکی از اصول شخصیتی اساسی انسان بوده و هیچ نیازی به بحث درمورد سیاست‌های جنسیتی ندارد.

شاید آن زن باردار یا پیرزن ناتوان آنقدرها نیازی به صندلی شما در اتوبوس نداشته باشند و شاید شما روز بسیار بدی داشته‌اید، پاهایتان درد می‌کند و اتوبوس هم پر از آدم‌های بدبخت و بیچاره است اما به هر ترتیبی هست از نیاز خود چشم‌پوشی کرده و صندلیتان را به فردی نیازمندتر تقدیم کنید.

برخورد ضعیف با پرسنل خدمات

هیچ اشکالی ندارد که با اشاره ابراز کنید که از خدماتی رضایت نداشته‌اید اما درست نیست که اگر خیلی وضع مالی خوبی ندارید یا برای هزینه‌های آن خدمات آمادگی نداشتید، از تذکر دادن خودداری کنید. به همین ترتیب، درست هم نیست که بخاطر اشکالات خیلی کوچک غذای رستوران را پس بفرستید و با کارمندان و پرسنل طوری رفتار کنید که انگار مستخدم شما هستند.

فقط درمورد خودتان حرف بزنید

خودپرستی اصلاً خصوصیت جالبی نیست. درست است که بعضی افراد بخاطر غرور و خودخواهی که دارند افراد را به سمت خود جذب می‌کنند اما دلیل نمی‌شود که شما هم از آنها تقلید کنید. اینکه در مکالمات و گفتگوها فقط خودتان حرف بزنید و به هیچکس اجازه حرف زدن ندهید هم اصلاً کار زیبایی نیست چون دقیقاً همان نتیجه را دارد.

اجازه بدهید دیگران هم نظراتشان را بگویند و وقتی از شما سوال می‌کنند نیازی نیست برای همه سوالات سه ساعت جواب بدهید. سعی کنید از دیگران سوال کنید این باعث می‌شود احساس کنند به جز خودتان برای دیگران هم ارزش قائل هستید.

رعایت نکردن آداب باشگاه‌های ورزشی

آداب باشگاه رفتن بسیار ساده است اما با اینحال خیلی‌ها هستند که با رعایت نکردن این آداب باشگاه را به محیطی ناخوشایند تبدیل می‌کنند. اینها همان‌هایی هستند که یک دستگاه ورزشی را دقایق متمادی اشغال می‌کنند بی آنکه به نظر برسد کار مفیدی با آن انجام بدهند. همان‌هایی که وزنه‌ها و دمبل‌ها را وسط باشگاه رها می‌کنند و بعد از انجام کار آن را سر جای خود قرار نمی‌دهند و ممکن است پای کسی به آنها گیر کند و موجب صدمه زدن به دیگران شوند. همان‌هایی که موقع نشستن روی دستگاه‌ها از حوله شخصی استفاده نمی‌کنند و جای عرق بدنشان را روی همه دستگاه‌ها بر جای می‌گذارند.

یک قانون کلی شاید بتواند همه باشگاه‌ها را از شر چنین افرادی خلاص کند: نباید طوری رفتار کنید که انگار مهمترین آدم روی زمین هستید. طوری رفتار کنید که در آن فضا با دیگران شریک هستید.

آرایش کردن در اماکن عمومی

آرایش کردن در محیط عمومی تجاوز به حق اجتماعی ما محسوب می‌شود؛ چه فکر کنید کسی نگاهتان می‌کند چه نه، این کار درست نیست. هر کاری که محل آن سرویس بهداشتی است، مثل گرفتن ناخن‌ها، تمیز کردن چشم ها و هر چیز مربوط به بهداشت شخصی، نیز از این جمله است.

یک سنت قدیمی می‌گوید زمانیکه در محلی عمومی هستید، از دست زدن به صورت خود خودداری کنید.

غذا خوردن با دهان باز

مثل حیوانات غذا خوردن یکی از بدترین اشتباهات اجتماعی است. این عادت زشت نه تنها شما را زیر سوال می‌برد بلکه اطرافینتان که می‌خواهند از غذای خود لذت ببرند را نیز مشمئز می‌کند.

این مسئله مخصوصاً برای خانم‌ها اهمیت بسیار زیادی دارد و نشانه یک مرد بی‌کلاس است.

 

 

 

 

 

 

 

آداب معاشرت - 10 نکته در باره آداب دست دادن

آداب معاشرت و ارتباطات عمومی

 

Top of Form

Bottom of Form

10 نکته در باره آداب معاشرت دست دادن از فریبا علومی یزدی :

دست دادن اثرات شگفت انگیز ی دارد و یک نمونه از ایجاد ارتباطات موثر فردی به حساب می آید. در فرهنگ های مختلف آداب معاشرت دست دادن ، متفاوت هستند ولی بعضی از نکات مشترک وجود دارند که لازم است مردم نسبت به آن ها آگاهی لازم را داشته باشند . رعایت این نکات باعث می گردد تا شما به عنوان شخصی با آداب معاشرت بالا و شخصیتی محترم شناخته شوید و دیگران خود را ملزم به رعایت احترام نسبت به شما نمایند . شما با نشر و گسترش آداب معاشرت احترام جامعه و نسل آینده را نصیب خود خواهید ساخت و در فرداهای این مرز و بوم  به عنوان انسان های فرهیخته و با ادب اجتماعی بالا  از شما یاد می شود.


در همین مورد :  سرفصل ها | آداب معاشرت و ارتباطات عمومی در چه مواقعي مجاز به پرداخت صورتحساب نيستيم؟ از فریبا علومی یزدی

01- دست دادن حامل پیام است .

این موضوع از نظر علمی ثابت شده است  که نحوه دست دادن و مصافحه  نشانه  ادب ذاتی و اکتسابی شماست  . هنگامی که دست می دهید سعی کنید تا مدت کوتاهی دست طرف مقابل را لمس نمایید تا اشتیاق و محبت شما  به قلب مخاطب مخابره شود.

روانشناسان معتقدند پیش دستی در دست دادن نشانه اعتماد به نفس عالی شماست .

برای تفهیم پیام همدلی توصیه می شود دست طرف مقابل را به اندازاه ای که او دست شما را فشار می دهد فشار دهید.  اگر دست طرف مقابل را محکم تر بفشارید بدان معنی است  شما تسلط  و یا قصد مسلط شدن به مخاطب را دارید . شما با دست دادن می خواهید عشق و محبت خود را به مخاطب منتقل نمایید .

 

02- دست دادن در اولین برخورد:

همیشه به یاد داشته باشید  در اولین برخورد با کسی که تازه با وی آشنا می شوید ،دست دادن شما کوتاه باشد . در غیر این صورت این احساس به طرف مقابل القاء می گردد که در دام شما افتاده است و یا اینکه شما قصد سوء استفاده از وی را دارید.

با حالت شاداب و سرزنده به دیگران دست بدهید و در همه حال خنده رو باشید . افرادی  که با  حالت بی حال و سست دست می دهند حامل پیام بی تفاوتی هستند که مخاطب این حس را به خوبی تجربه می کند.

 

03- دو دستی دست دادن :

اگر  شما با مخاطب صمیمی هستید و می خواهید پیام ارسالی تان به خوبی بیانگر این باشد که مشتاق هستید تا ارتباط خود را با طرف مقابل  محکم تر کنید دو دستی  دست بدهید . دست دادن به صورت یک دستی درست است .

 

  • معمولا  دو دست دادن در بین نمازهای جماعت  بین نمازگزاران مرسوم است .  گاهی اوقات  شما از طرف استادان ، والدین و پیشکسوتان دو دستی مورد تفقد قرار گرفتید ؛ دست خود را روی دست آنها نگذارید . اجازه بدهید دست شما در بین دستان آنها بماند تا دستان شما را رها کنند.

 

05-هنگام دست دادن باید تمام کف دست مخاطب را لمس نمایید .

افرادی که با نوک انگشتانشان دست می دهند معمولا افراد مغرور و یا وسواسی هستند . آنها شاید در هنگام دست دادن پیام بی تفاوتی را به مخاطب مخابره می کنند ضمن این که از دید روان شناسان این نوع دست دادن نشانه عدم اعتماد به نفس نیز می تواند باشد .

هنگام دست دادن بهتر است پرده میان انگشت شصت و چهار انگشت به صورت عمودی  با دست طرف مقابل تماس برقرار کند . در این صورت  می توان  گفت که شما برای شخص مقابل احترام  دو جانبه قائل هستید و به وی ارادت قلبی دارید.

  • اگر شما به صورت افقی دست بدهید نسبت به اینکه دست شما بالا یا پایین دست طرف مقابل قرار گیرد حامل پیام های تسلط و یا برعکس می باشد. این روش دست دادن گاهی اوقات بین سران کشورها معمول است و مسولان تشریفات دیپلماتیک باید این موضوع را یادآوری نمایند.

 

06- هرگز با مچ دست ، دست ندهید:

توجه داشته باشید که اگر کف دست شما زیاد عرق  می کند حتما در ملاقات های  مهم قبل از دست دادن آن را خشک کنید .معمولا دست عرق کرده نشانه دلهره و  نوعی هیجان غیر عادی است . گاهی اوقات دست دادن با دست خیس و عرق کرده باعث می گردد تادر طرف مقابل ایجاد تنفر به وجود آید .دست دادن به دست کسی که دستش آزاد نیست صحیح نمی باشد.مثل کسی که وسیله ای در دست دارد ، در حال خوردن غذا می باشد ، کار فنی انجام می دهد یا در حال وضو ساختن است.

آیا تا کنون اتفاق افتاده است برای دست دادن از مچ دست استفاده کنید؟ به جای آن شما می توانید  با یک جمله کوتاه از دست دادن پوزش بخواهید. این مساله ای است که به آسانی از طرف مخاطب قابل درک است و اصراری به دست دادن با مچ دست نداشته باشید.در این صورت  شما شخصی مودب شناخته خواهید شد.

  • اگر دست شما آسیب دیده است و یا در آتل قرار دارد همه آن را می بینند لزومی به چرخاندن  و دست دادن با دست چپ نیست . این مورد در همایش ها و اماکن عمومی ممکن است مورد شکار عکاسان خبری  باشد. بنابر این در فاصله مناسبی قرار گیرید و از دست دادن اجتناب نمایید .

 

07-  فاصله شما هنگامی که  دست می دهید باید مناسب باشد .

این فاصله نسبت به قد افراد متفاوت است و باید به اندازه ای باشد که شما مجبور به نگاه کردن به چشمان طرف مقابل از زاویه تندی نشوید.  دست دادن از فاصله دورتر  تنها حامل پیام خودخواهی است . به جای آن  قدمی به جلو بردارید و  به عنوان شخصی خاضع و با ادب جلوه کنید. البته گاهی اوقات لازم است تا با رعایت یک فاصله مناسب به طرف مقابل اجازه روبوسی نداد و این مورد در برخورد های دیپلماتیک دیده می شود.

همین طور به آقایان داماد پیشنهاد می دهم  در شب دامادی خود با رعایت یک فاصله بیش از عرف ، اجازه ندهند تا توسط همه میهمانان جشن عروسی بوسیده شوند .(10 نکته در خصوص آداب روبوسی به زودی )

هنگام دست دادن بهتر است  با فشار خفیفی  از انگشت شصت خود به پشت دست طرف مقابل  وارد کنید . این فشار خفیف حامل پیام تداوم دوستی می باشد.در هنگام مصافحه با کف دست ،پشت دست فرد زدن خلاف ادب  و آداب معاشرت اجتماعی است .

  • در مراسم دیپلماتیک و یا ایجاد تفاهم نامه ها بین کشور های مختلف ؛ بعد از امضاء مسئولان  ، معمولا  طرفین معاهده در مقابل دوربین های خبرنگاران دستان خود را روی  دست هم می گذارند که این نشان از رضایت طرفین و تداوم همکاری تلقی می گردد و شاهدی است بر اجرای بندهای تفاهم نامه  و حسن اجرای مرابطات .

 

07- ارتباط چشمی مکمل آداب دست دادن:

ارتباط چشمی هنگام دست دادن بسیار مهم و اثرگذار است .  به چشمان طرف مقابل نگاه کنید  و تبسم بر لب داشته باشید . برای ادای احترام به استادان و پیشکسوتان  بکوشید در چند لحظه مقداری بدن خود را به طرف جلو ببرید و با خم نمودن سر خود از ارتباط چشمی کم نمایید . در مورد نابینایان لازم است تا قبل از دست دادن بگویید که می خواهید با آنها دست بدهید. به طور مثال من شاید بگویم " سلام .اجازه بدهید دستان شما را بفشارم . من فریبا علومی یزدی هستم".

  • در مواردی که  دست دادن شما بر روی سن و یا روبروی دوربین است شما باید با اشاره طرف مقابل نگاهتان را به شانه سمت راست عکاس و خبرنگار متمایل نمایید و لبخند بزنید. اگر شما مفتخر به دریافت لوح تقدیر و امثال این هستید  یادتان باشد در کادر عکس به صورتی قرار گیرید که دست شما زیر لوح و تندیس قرار گیرد و دستان طرفین در زیر  لوح.

08-سلام کردن لازمه آداب معاشرت دست دادن:

سعی کنید هنگام دست دادن با مخاطب  وقتی دستش را به گرمی می فشارید  با صدای رسا  و لحن خوش سلام کنید . گاهی اوقات لازم است تا با مخاطب روبوسی نمایید . از کشیدن طرف مقابل به سمت خود اجتناب نمایید  و از زدن دست به پشت طرف مقابل بر حذر باشید . این می تواند حامل پیام خود خواهی باشد . از بوسیدن افراد به صورت ملچ ملوچ خودداری نمایید و به دو بار هم دوشی اکتفا نمایید .

 

  • در همایش ها و موقعی که مفتخر به کسب تندیس و یادمان جشنواره هستید شروع کنید از سمت راست  سلام کردن و دست دادن با مقامات تا به مقام اهدا کننده برسید . با دست راست ، دست بدهید و همزمان جایزه خود را با دست چپ بگیرید . موقع دریافت جایزه ، زمانی را روبروی دوربین عکاسان بایستید و لبخند بزنید . مهم نیست اگر مقام مسئول این آیین را نمی داند شما به فکر عکس خوب باشید .بعد از آن شما با تمام افراد روی سن دست بدهید و تشکر نمایید . در این خصوص شما تنها مجاز به سلام کردن هستید و از درخواست اداری و روبوسی به شدت اجتناب نمایید.

 

09-دست دادن با سالمندان ، خانم ها  و افراد پیشکسوت :
دست اشخاص مسن را  نبايد محكم فشرد . همچنین باید توجه نمود که افراد جوان باید منتظر باشند تا از طرف شخص مسن دعوت به دست دادن شوند . مصافحه طولانی و بالا و پایین بردن مکرر دست به خصوص اگر فرد مقابل سالخورده و شخصیتی محترم و یا خانم باشد صحیح نیست . در هنگام مصافحه با سالمندان توصیه می شود از گرفتن بازو و یا لمس نمودن بدن آنها اجتناب نمایید . این توصیه در خصوص  مخاطبان غریبه، افراد محترم و یا بزرگتر نیز صادق است.

از زل زدن به افراد و مخصوصا خانم ها  هنگام دست دادن اجتناب نمایید.شما می توانید با لبخند و کمی خم کردن سر، اظهار خوشحالی کنید. دست دادن با خانم های ناشناس در همه فرهنگ ها و  خانم های نامحرم در ایران مجاز نیست . در خصوص محارم هم ابتدا شخص خانم باید پیش دستی نماید و گرنه لازم نیست دست داد.

آقايان هنگامي كه به خانم دست مي دهند بايد دست او را  کمتر از مردان  بفشارند . این موضوعی است که درک آن  آسان است.

  • در مورد میهمانان خارجی در کنفرانس ها و جلسات  لازم است موارد مذهبی دین مبین اسلام  از طریق مسئول تشریفات و قبل از شروع مراسم هماهنگی گردد. البته دست دادن با دستکش  برای خانم ها در ایران مشکل شرعی ندارد ولی مغایر با آداب معاشرت و عرف می باشد.

 

10-همواره در دست دادن پیشقدم باشید و آخرین نفری باشید که دست خود را می کشید  .

افراد اجتماعی و با اعتماد به نفس  همیشه در دست دادن زودتر از دیگران آغاز گر  هستند . با دست دادن محبت انگیز  می توانید دلها را نرم و دیگران را مجذوب کنید. همین طور با کودکان دست بدهید و دستانشان را دو دستی بفشارید . با این کار شما به آنها اعتماد به نفس می دهید و تا مدت ها در خاطر آنها به عنوان شخصی با آداب معاشرت و مهربان خواهید ماند.

  • در مورد دعوت از سخنرانان از من زیاد سوال می شود که با سخنران مدعو دست بدهیم یا خیر؟ این سوال بیشتر از جانب مجریان مطرح می گردد. جواب قطعی برای این سوال وجود ندارد ولی یادتان باشد شما حواستان باشد اگر سخنران با شما دست داد سریع دست او را بفشارید ولی اگر شما این کار را انجام دهید و سخنران آمادگی جواب دادن به شما را نداشته باشد یا غافلگیر شود یک سوتی بزرگ و ناجور برای شما رقم خواهد خورد و سخنران حواسش پرت خواهد شد. پس بهتر است شما پیش دستی نکنید ولی حواستان باشد. در هر صورت شما مجاز نیستید به مقامات پیش دستی کنید.

 


نکات کوتاه و نتیجه :

- با دست دادن یک نوع محبت و علاقه در خود می پرورانید.

- دست دادن باید محکم ، صمیمانه و کوتاه باشد .

- دست دادن بايد توام با شادابی و متانت  همراه با ارتباط کلامی و ارتباط چشم باشد .

- بايد با دست راست دست داد و دست دادن با دستكش نيز صحيح نمي باشد.

- دست دادن با سالمندان ، خانم ها و افراد پیشکسوت با آرامی صورت می پذیرد.

- دست دادن حامل پیام است . شاید لازم است در مراسم عزاداری از طریق دستان خود حامل پیام عزا باشید. پیام دوستی را درست مخابره نماییم.



Read more: http://www.iranmojri.com/sarfasl/pub/1021-1001.html#ixzz2gHDmU8c2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معاشرت با مردم

كتاب: چهل حديث معاشرت، ص 8

يكى از امتيازات اسلام بر ساير اديان و مكاتب اين است كه به علاقه و محبت و همبستگى بين انسانها اهميت زيادى داده و سعى نموده تا بين آنان رابطه عاطفى قوى برقرار كند، و زندگى و برخورد آنها توأم با مهر و عطوفت متقابل باشد.

شايد يكى از حكمتهاى مهمى كه همه انسانها از يك پدر و مادر متولد شده‏اند همين باشد كه انسانها نسبت به همديگر احساس يگانگى و خويشاوندى و برادرى نمايند.

وقتى در دستورات و قوانين اسلام دقت كنيم مى‏بينيم آنچه كه وجودش سبب ازدياد محبت و علاقه بين اقشار مختلف مردم بوده و هست، اسلام آن را بصورت واجب يا مستحب سفارش كرده و در مورد آن تأكيد نموده است، مانند:

برخورد خوب با انسانها، نيكى به پدر و مادر نيكى به فرزندان، برآوردن نيازهاى مردم و يارى آنها، معاشرت خوب با همسايگان و ضعيفان و بى‏سرپرستان و يتيمان... كه نمونه‏اى از آنها را در اين جزوه خواهيد خواند. و آنچه را كه موجب جدايى و از بين رفتن علاقه و ايجاد كينه و بدبينى مى‏شود، نهى كرده و مردم را از نزديك شدن به آنها شديدا برحذر داشته است مانند تهمت، غيبت، دروغگويى، سخن چينى، نفاق و...

نقش محبت و علاقه انسانها به همديگر چيزى نيست كه قابل انكار باشد، حتى بعضى دانشمندان معتقدند كه تنها راه اصلاح جامعه و سعادت بشر، ايجاد محبت و علاقه شديد بين انسانهاست در حدى كه باعث شود كسى به ديگرى ستم روا ندارد. از اينرو در ادامه انتشار سلسله احاديث اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام اقدام به تهيه و تنظيم اين احاديث شد كه قدمى هر چند كوچك در راه نشر فرهنگ اسلام ناب محمدى ( صلى الله عليه و آله و سلم) برداشته باشد.

برخورد با مردم

عن الصادق ( عليه السلام) قال:

قال عيسى بن مريم لبعض اصحابه: ما لا تحب ان يفعل بك فلا تفعله باحد.

امام صادق ( عليه السلام) فرمود:

حضرت عيسى بن مريم ( عليه السلام) به بعضى از ياران خود فرمود: آنچه را كه دوست ندارى نسبت به تو انجام شود تو نيز نسبت به هيچ كس انجام مده!

بحار الانوار، ج 74، ص .157

برخورد اسلامى

قال على ( عليه السلام) :

اذا لقيتم اخوانكم فتصافحوا و اظهروا لهم البشاشة و البشر تتفرقوا و ما عليكم من الاوزار قد ذهب.

امام على ( عليه السلام) فرمود:

وقتى برادرانتان را ديدار كرديد پس مصافحه كنيد و به همديگر دست بدهيد و با روى خندان با آنان ملاقات كنيد كه وقتى از هم جدا شويد همه گناهان شما آمرزيده است.

خصال صدوق، ص 633

مدارا با مردم

قال رسول الله ( صلى الله عليه و آله و سلم) :

اعقل الناس اشدهم مداراة للناس، و اذل الناس من اهان الناس.

رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) فرمود:

داناترين مردم كسى است كه با مردم بيشتر مدارا كند و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند.

بحار الانوار، 75/ .52

برخورد پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم)

عن ابى عبد الله ( عليه السلام) قال:

ما صافح رسول الله ( صلى الله عليه و آله) رجلا قط فنزع يده حتى يكون هو الذى نزع يده منه.

امام صادق ( عليه السلام) فرمود:

پيامبر خدا با هر كسى دست مى‏داد دستش را نمى‏كشيد تا طرف مقابل دستش را بكشد و از او جدا نمايد.

محجة البيضاء، 3/ .388

محبت به مردم

عن على بن ابى طالب ( عليه السلام) قال: قال رسول الله ( صلى الله عليه و آله) :

رأس العقل بعد الايمان بالله عزوجل التحبب الى الناس.

امير المؤمنين ( عليه السلام) از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) نقل مى‏كند كه فرمود :

سرآغاز عقل و خردمندى بعد از ايمان به خدا اظهار محبت به مردم و دوستى با آنان است.

روش برخورد با مسلمان

قال امير المؤمنين ( عليه السلام) :

ان الله يحب المرء المسلم الذى يحب لاخيه ما يحب لنفسه و يكره له ما يكره لنفسه.

امام على ( عليه السلام) فرمود:

خداوند دوست دارد آن مسلمانى را كه آنچه را براى خود مى‏خواهد براى برادر دينى‏اش هم بخواهد و آنچه را براى خويشتن نمى‏خواهد براى او هم نخواهد.

محاسن برقى، ج 1، ص .10

ارزش ديدار برادران

قال ابو عبد الله ( عليه السلام) :

من زار اخاه فى الله، قال الله عزوجل:

اياى زرت و ثوابك على و لست ارضى لك ثوابا دون الجنة.

امام صادق ( عليه السلام) فرمود:

هر كس براى خدا از برادرش ديدار كند، خداوند عزوجل مى‏فرمايد: مرا ديدار كرده‏اى و ثواب تو بر منست و به ثوابى جز بهشت براى تو راضى نمى‏شوم.

 

 

 

آداب معاشرت با ديگران

كتاب: ترجمه الميزان ج 15 ص 224

نويسنده: علامه طباطبايى

ترجمه آيات 64 - 58/نور

شما اى كسانى كه ايمان داريد بايد به كسانى كه شما مالك آنان شده‏ايد و كسانى كه هنوز به‏عقل نرسيده‏اند دستور دهيد در شبانه روز سه وقت از شما اجازه ورود بگيرند يكى پيش از نماز صبح و دوم‏هنگام نيم روز كه جامه‏هاى خويش از تن در مى‏آوريد و سوم بعد از نماز شبانگاه كه اين سه هنگام،هنگام خلوت شما است و پس از آن مى‏توانند بدون اجازه وارد شوند و گناهى بر شما و ايشان نيست كه‏هنگام تحرك و برخورد با يكديگر است، خدا اين چنين آيه‏ها را براى شما بيان مى‏كند كه خدا دانا و فرزانه‏است(58).

و چون كودكانتان به عقل رسند بايد اجازه دخول بگيرند، چنان كه نام بردگان، قبل از ايشان(و ياآنان كه زودتر از ايشان به حد رشد رسيدند)اجازه مى‏گرفتند، خدا اين چنين آيه‏هاى خويش را براى شمابيان مى‏كند كه خدا دانا و فرزانه است(59).

و زنان وامانده كه ديگر اميد شوهر كردن ندارند به شرطى كه زينت‏خود نشان ندهند گناهى ندارنداگر جامه خويش بگذارند، و در عين حال خوددارى كردن برايشان بهتر است و خدا شنوا و دانا است(60).

نه براى كور مانعى هست نه براى لنگ، نه براى بيمار و نه براى شما كه از خانه‏هاى خود ياپدرانتان يا مادرانتان يا برادران يا خواهران يا عموها يا عمه‏ها يا خانه داييها يا خاله‏ها يا خانه‏اى كه كليدش‏را به شما سپرده‏اند يا خانه دوستانتان چيزى بخوريد، نه، تنها خوردنتان گناه است و نه با هم خوردنتان، وچون به خانه‏اى در آمديد خويشتن را سلام كنيد كه درودى از جانب خدا و مبارك و پاكيزه است چنين‏خدا، اين آيه‏ها را براى شما بيان مى‏كند شايد تعقل كنيد(61).

مؤمنان فقط آن كسانند كه به خدا و پيغمبرش گرويده‏اند و چون با وى به كار عمومى باشند نروندتا از او اجازه گيرند، كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرند همانهايى هستند كه به خدا و پيغمبرش گرويده‏انداگر براى بعض كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كدامشان خواستى اجازه بده و براى آنان آمرزش بخواه‏كه خدا آمرزنده و رحيم است(62).

خطاب كردن پيغمبر را ميان خودتان مانند خطاب كردن يكديگر نكنيد خدا از شما كسانى را كه‏نهانى در مى‏روند مى‏شناسد كسانى كه خلاف فرمان او مى‏كنند بترسند كه بليه يا عذابى الم انگيز به ايشان برسد(63).

هر چه در آسمانها و زمين هست از خدا است او مى‏داند كه شما در چه حاليد و روزى كه سوى اوبازگشت‏يابند از اعمالشان خبرشان دهد و خدا به همه چيز دانا است(64).

بيان آيات (بيان آياتى كه متضمن پاره‏اى از احكام و آداب معاشرت است)

اين آيات بقيه احكامى كه گفتيم در اين سوره آمده بيان مى‏كند، و سوره با همين‏آيات ختم مى‏شود، و در آن اشاره است‏به اينكه خداى سبحان آنچه تشريع مى‏كند به علم‏خود مى‏كند، و به زودى حقيقت(و مصالح واقعى احكامش)براى مردم در روزى كه به‏سويش باز مى‏گردند روشن مى‏شود.

 "يا ايها الذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم...""وضع ثياب"در جمله" تضعون ثيابكم"به معناى كندن لباس، و كنايه است ازاينكه اهل خانه در حالى باشند كه چه بسا ميل نداشته باشند بيگانگان در آن حال ايشان راببينند.و كلمه"ظهيره"به معناى وقت ظهر است.و كلمه عورت به معناى عيب است، و اگرآن را عورت ناميده‏اند، چون هر كس عار دارد از اينكه آن را هويدا كند، و شايد مراد از آن درآيه شريفه هر چيزى باشد كه سزاوار است پوشانده شود.

پس جمله"يا ايها الذين آمنوا"دنباله جمله سابق است كه مى‏فرمود: "يا ايها الذين‏آمنوا لا تدخلوا..."، كه حكم مى‏كرد به اينكه داخل شدن به خانه هر كس موقوف به اجازه‏گرفتن است، در نتيجه آيه مورد بحث‏به منزله استثناء از آن حكم عمومى است، چون درخصوص غلامان و كنيزكان اجازه گرفتن در سه هنگام را كافى مى‏داند، و بيش از آن راواجب نمى‏داند.

و معناى اينكه فرمود: "ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم"اين است كه به ايشان‏دستور دهيد كه از شما اجازه دخول بخواهند، و از ظاهر جمله"ملكت ايمانكم"بر مى‏آيد كه‏مراد از آن تنها غلامان است(چون كلمه"الذين"براى مردان است، كنيزان)، هر چند كه‏لفظ عموميت دارد، و اگر آن خاص را به لفظ عام تعبير كرده، از باب تغليب است، و ازروايت هم اين اختصاص برمى‏آيد، كه به زودى رواياتش خواهد آمد.

و معناى"الذين لم يبلغوا الحلم"اطفالى است كه به حد تميز رسيده‏اند، ولى بالغ‏نشده‏اند، و دليل بر رسيدن به حد تميز جمله"ثلاث عورات لكم"است.

و منظور از جمله"ثلاث مرات"سه نوبت در هر روز است، به دليل اينكه دنبالش آن‏را تفصيل داده، و فرموده: اول قبل از نماز فجر، و دوم هنگام ظهر كه به خانه مى‏آييد و جامه‏مى‏كنيد، سوم بعد از نماز عشاء، و در جمله"ثلاث عورات لكم"به وجه حكم اشاره نموده ومى‏فرمايد: اين سه موقع سه عورت است‏براى شما، كه طبعا شايسته نيست غير از شما كسى بروضع شما مطلع شود.

و معناى اينكه فرمود: "ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهن"اين است كه مانعى‏نيست كه بعد از اين سه موقع مامورشان نكنيد به اجازه دخول خواستن و مانعى هم براى ايشان‏نيست كه از شما استيذان نكنند.و در جمله"طوافون عليكم بعضكم على بعض"به وجه اين‏حكم(يعنى رفع مانع مذكور)اشاره نموده و مى‏فرمايد: چون در غير اين سه موقع غلامان وكنيزان دائما در آمد و شد، و خدمتند.پس تنها در اجازه خواستن به اين سه هنگام اكتفاء كنند.

"كذلك يبين الله لكم الآيات" - يعنى خدا اين چنين احكام دين خود را بيان مى‏كند، چون اين آيات دلالت‏بر آن احكام دارد"و الله عليم حكيم"احوال شما را مى‏داند، و آنچه راكه حكمت اقتضاء مى‏كند نيز مراعات مى‏كند.

"و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا..."اين جمله بيانگر اين حقيقت است كه حكم مذكور، يعنى استيذان در سه نوبت‏براى‏اطفال تا مدتى معين معتبر است، و آن رسيدن به حد بلوغ است، و بعد از آن بايد مانند كسانى‏كه قبلا ذكر شد يعنى بالغان از مردان و زنان آزاد اجازه بگيرند، "خدا اين چنين آيات خود رابرايتان بيان مى‏كند و خدا عليم و حكيم است".

 "و القواعد من النساء اللاتى لا يرجون نكاحا..."كلمه"قواعد"، جمع قاعده است، كه به معناى زنى است كه از نكاح بازنشسته‏باشد، يعنى ديگر كسى به خاطر پيرى‏اش ميل به او نمى‏كند، بنابر اين جمله"اللاتى لايرجون نكاحا"وصفى توضيحى براى كلمه قواعد است، و بعضى گفته‏اند: كلمه مذكور به‏معناى زنى است كه از حيض يائسه شده باشد، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه‏است.

و در مجمع البيان گفته: كلمه"تبرج"به معناى اين است كه زن محاسن وزيبايى‏هاى خود را كه بايد بپوشاند اظهار كند، و اين كلمه در اصل به معناى ظهور بوده، برج‏را هم به همين جهت‏برج ناميده‏اند، كه بنايى است ظاهر و پيدا (1) .

اين آيه در معناى استثنايى است از عموم حكم حجاب، و معنايش اين است كه بر هرزنى حجاب واجب است الا زنان مسن، كه مى‏توانند بى حجاب باشند، البته در صورتى كه‏كرشمه و تبرج نداشته باشند.

و جمله"و ان يستعففن خير لهن"كنايه است از خودپوشى، يعنى همين زنان‏سالخورده نيز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است، و جمله"و الله سميع عليم"تعليل‏حكمى است كه تشريع كرده، و معنايش اين است كه خدا شنوا است آنچه را كه زنان به‏فطرت خود در خواستش را دارند، و دانا است‏به احكامى كه به آن محتاجند.

"ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج و لاعلى انفسكم ان تاكلوا من بيوتكم...او صديقكم"

ظاهر آيه اين است كه در آن براى مؤمنين حقى قائل شده، و آن اين است كه‏مى‏توانند در خانه خويشاوندان، و يا كسانى كه ايشان را امين مى‏دانند، و يا خانه دوستان خودچيزى بخورند، البته به مقدارى كه بدان احتياج دارند، نه به حد اسراف و افساد.

"ليس على الاعمى حرج...و لا على انفسكم"

- در عطف"على انفسكم"كه عطف‏به ما قبل خود شده، دلالت است‏بر اينكه شمردن نامبردگان از اين باب نبوده كه خصوصيتى‏داشته باشند، بلكه از باب اين بوده كه به خاطر عيب و نقصى كه در اعضاء دارند احيانانمى‏توانند رزق خود را كسب كنند، لذا جايز است كه از خانه‏هاى نامبردگان رفع حاجت‏كنند، و الا فرقى ميان كور و چلاق و مريض و غير ايشان نيست.

"من بيوتكم او بيوت آبائكم..."

- در اينكه خانه‏هايتان را با خانه‏هاى خويشاوندانتان‏و بقيه نامبردگان آورده، اشاره است‏به اينكه در دين اسلام خانه‏هاى نامبردگان با خانه خودشما فرقى ندارد، چون در اين دين مؤمنين، اولياى يكديگرند، و در حفظ خانه و زندگى يكديگرفرقى با خانه و زندگى خودشان نمى‏گذارند، آن طور كه صاحب اختيار و سرپرست‏خانه‏خويشند، خانه‏هاى اقرباء و كسانى كه شما قيم و سرپرستى آنان را داريد و دوستان خويش‏را نيز سرپرستى مى‏كنيد.

علاوه بر اين كلمه"بيوتكم"شامل خانه فرزند و همسر انسان نيز مى‏شود همچنان كه‏روايت هم به اين معنا دلالت دارد.

 "او ما ملكتم مفاتحه" - كلمه"مفاتح"جمع مفتح و به معناى مخزن است، و معناى‏جمله اين است كه حرجى بر شما نيست از اينكه بخوريد از خانه‏هاى خودتان، (كه گفتيم‏منظور خانه فرزندان و همسران است)، و هر جا كه كليدش به شما سپرده شده، مانندخانه‏هايى كه انسان قيم و يا وكيل در آن شده باشد، و يا كليدش را به آدمى سپرده باشند.

"او صديقكم" - اين جمله عطف است‏بر ماقبل، به تقدير كلمه"بيت"چون سياق‏آن را مى‏رساند، و تقدير"و يا خانه صديقتان"بوده است.

"ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا او اشتاتا"

كلمه"اشتات"جمع"شت"است، و شت مصدر است كه به معناى تفرق است، واگر در معناى متفرق استعمال شده به منظور مبالغه بوده، و باز به همين منظور به صيغه جمع‏آمده، ممكن هم هست مصدر نباشد، بلكه صفت‏باشد، به معناى متفرق، همچنان كه كلمه‏حق، وصفى است‏به معناى حق‏دار.

و معناى آيه اين است كه گناهى بر شما نيست كه همگى دست جمعى و با يكديگربخوريد، و يا جدا جدا.و اين آيه هر چند كه به حكم روايات درباره موردى خاص نازل شده،ولى مفادش عام است.

مفسرين در اين فصل از آيه و در فصل قبلى آن اختلاف شديدى دارند، كه ما صلاح‏در آن ديديم كه از ايراد آن و غور و بحث از آن صرف نظر كنيم، چون معنايى كه ما براى اين‏دو فصل آورديم معنايى است كه از سياق استفاده مى‏شود.

"فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحية من عند الله مباركة طيبة..."

بعد از آنكه گفتگو از خانه‏ها را به ميان آورد، ادب دخول در آن را متفرع بر آن نموده،فرمود: "و چون داخل خانه‏ها شويد بر خود سلام كنيد".

و مقصود از"سلام كردن بر خود"، سلام كردن بر هر كسى است كه در خانه باشد،در اينجا نيز اگر نفرمود: "بر اهل آن سلام كنيد"، خواست‏يگانگى مسلمانان با يكديگر رابرساند، چون همه انسانند، و خدا همه را از يك مرد و زن خلق كرده، علاوه بر اين همه‏مؤمنند، و ايمان ايشان را جمع كرده، چون ايمان قوى‏تر از رحم، و هر عامل ديگرى براى‏يگانگى است.

و بعيد هم نيست كه مراد از جمله"فسلموا على انفسكم"اين باشد كه وقتى كسى‏داخل بر اهل خانه‏اى شد، بر آنان سلام كند، و ايشان جواب سلامش را بدهند.

جمله"تحية من عند الله مباركة طيبة"حال است، يعنى در حالى كه سلام تحيتى‏است از ناحيه خدا، چون او تشريعش كرده و حكمش را نازل ساخته تا مسلمانان با آن يكديگررا تحيت گويند، و آن تحيتى است مبارك و داراى خير بسيار، و باقى و طيب، چون ملايم بانفس است.آرى، حقيقت اين تحيت گسترش امنيت و سلامتى بر كسى است كه بر او سلام‏مى‏كنند، و امنيت و سلامتى پاكيزه‏ترين چيزى است كه در ميان دو نفر كه به هم برمى‏خورندبرقرار باشد.

خداى سبحان سپس آيه را با جمله"كذلك يبين الله لكم الآيات"ختم كرد، كه‏تفسيرش گذشت.

"لعلكم تعقلون" - يعنى تا شايد شما به معالم دين خود آگهى يابيد و به آن عمل كنيد،- برخى اين طور معنا كرده‏اند.

 "انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه على امر جامع لم يذهبواحتى يستاذنوه..."

ذكر جمله"الذين آمنوا بالله و رسوله"براى بيان مؤمنين با اينكه معناى كلمه مؤمنين‏روشن بود براى اين بود كه دلالت كند بر اتصافشان به حقيقت معناى ايمان، و معنايش اين‏است كه مؤمنين عبارتند از آنهايى كه به خدا و رسولش ايمان حقيقى دارند، و به وحدانيت‏خدا و رسالت رسولش باور و اعتقاد قلبى دارند.

و به همين جهت دنبالش فرمود: "و چون با او بر سر امرى اجتماع و اتفاق مى‏كنند، نمى‏روند تا اجازه بگيرند"و مقصود از امر جامع امرى است كه خود به خود مردم را دور هم‏جمع مى‏كند، تا درباره آن بينديشند و مشورت كنند، و سپس تصميم بگيرند، مانند جنگ وامثال آن.

و معناى آيه اين است كه چون با رسول او بر سر امرى از امور عمومى اجتماع‏مى‏كنند، پى كار خود نرفته و از آن جناب روى نمى‏گردانند، مگر بعد از آنكه كسب اجازه‏كرده باشند.

و چون چنين بود، دنبالش فرمود: "كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرند كسانى هستندكه به خدا و رسولش ايمان دارند"و اين در حقيقت‏به منزله عكس صدر آيه است، تا دلالت‏كند بر ملازمه و اينكه ايمان از كسب اجازه جدا نمى‏شود.

"فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم" - در اين جمله خداى تعالى‏رسول گرامى خود را اختيار مى‏دهد كه به هر كس خواست اجازه رفتن بدهد، و به هر كس‏خواست ندهد.

"و استغفر لهم الله ان الله غفور رحيم"

- در اين جمله رسول گرامى خود را دستورمى‏دهد تا به منظور دلخوش كردن آنان، و تا رحمتى باشد براى آنان، از خدا برايشان طلب‏مغفرت كند.

"لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا..."

"دعاء رسول"به معناى اين است كه آن جناب مردم را براى كارى از كارها دعوت‏كند، مانند دعوتشان به سوى ايمان و عمل صالح و به سوى مشورت در امرى اجتماعى و به‏سوى نماز جماعت، و امر فرمودنش به چيزى از امور دنيا و آخرتشان، همه اينها دعا و دعوت اواست.

شاهد اين معنا جمله ذيل آيه است كه مى‏فرمايد: "قد يعلم الله الذين يتسللون منكم‏لو اذا"و نيز تهديدى كه دنبال آيه درباره مخالفت امر آن جناب آمده، و شهادت اين دو فقره برمدعاى ما روشن است، و اين معنا با آيه قبلى هم مناسب‏تر است، زيرا در آن آيه مدح مى‏كردكسانى را كه دعوت آن حضرت را اجابت مى‏كردند، و نزدش حضور مى‏يافتند، و از او بدون اجازه‏اش مفارقت نمى‏كردند، و اين آيه مذمت مى‏كند كسانى را كه وقتى آن جناب دعوتشان‏مى‏كند سر خود را مى‏خارانند، و اعتنايى به دعوت آن جناب نمى‏كنند.

از اينجا معلوم مى‏شود اينكه بعضى (2) گفته‏اند: "مراد از دعاى رسول، خطاب كردن اوو صدا زدن او است، كه مردم آن جناب را مثل ساير مردم صدا نزنند، بلكه با مردم فرق گذاشته‏او را محترمانه صدا بزنند، مثلا، نگويند يا محمد، و يا ابن عبد الله، بلكه بگويند يا رسول الله"معناى درستى نيست.

و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى (3) كرده‏اند كه: مراد از دعاء، نفرين كردن آن‏جناب است، كه نفرين او را مثل نفرين سايرين ندانند، كه در حقيقت آيه شريفه مردم را نهى‏مى‏كند از اينكه خود را در معرض نفرين آن جناب قرار دهند، يعنى او را به خشم در نياورند،چون خدا نفرين او را بى اثر نمى‏گذارد.و وجه ضعف و نادرستى اين دو معنا اين است كه‏ذيل آيه با آنها سازگارى ندارد.

 كلمه"تسلل"در آيه مورد بحث‏به معناى اين است كه كسى خود را از زير بار وتكليفى به طور آرام بيرون بكشد، كه ديگران نفهمند، و اين كلمه از"سل سيف"يعنى بيرون‏كردن شمشير از غلاف گرفته شده.و كلمه"لواذا"، به معناى ملاوذه است، و"ملاوذه"آن‏است كه انسانى به غير خود پناهنده شده و خود را پشت‏سر او پنهان كند.و معناى آيه اين‏است كه خداى عز و جل از ميان شما آن كسانى را كه از ما بين مردم با حيله و تزوير بيرون‏مى‏شوند، در حالى كه به غير خود پناهنده مى‏شوند و به اين وسيله خود را پنهان مى‏كنند و هيچ‏اعتنايى به دعوت رسول ندارند، مى‏شناسد.

"فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم"

- ظاهر سياق‏آيه با در نظر داشتن معنايى كه گذشت، اين است كه ضمير"عن امره"به رسول خدا برمى‏گردد، و امرش همان دعاى او است، در نتيجه آيه شريفه كسانى را كه از امر و دعوت آن‏جناب سر مى‏تابند، تحذير مى‏كند از اينكه بلا و يا عذابى دردناك به آنان برسد.

بعضى (4) از مفسرين گفته‏اند: "ضمير در"عن امره"به خداى سبحان بر مى‏گردد، ودر آيه شريفه هر چند كه امرى از ناحيه خدا وجود ندارد تا ضمير بدان برگردد، و ليكن همان‏نهى كه كرد و فرمود: "دعاى رسول را چون دعاى يك نفر عادى قرار ندهيد"در حقيقت درمعناى امر و به صورت نهى است، چون معنايش اين است كه دعوت او را بپذيريد، و كلمه"بپذيريد"امر است، و از ميان اين دو وجه وجه اولى بهتر است.

"الا ان لله ما فى السموات و الارض..."

اين جمله بيان عموميت ملك است، و اينكه هر چيزى بدون استثناء مملوك خداى‏سبحان و قائم به او است پس به همين دليل با جميع خصوصيات وجودش معلوم براى او است‏پس او آنچه را كه وى بدان محتاج باشد مى‏داند، و مردم هم يكى از موجوداتند، كه خدا به‏حقيقت‏حالشان و آنچه بدان نيازمندند آگاه است.پس مى‏فهميم كه آنچه از شرايع دين هم‏كه براى آنان تشريع كرده امورى است كه در حياتشان بدان نيازمندند، همچنان كه ارزاقى‏كه برايشان آفريده مورد حاجتشان بوده، و بدون آن بقاء و دوام نخواهند داشت.

پس اينكه فرمود: "قد يعلم ما انتم عليه - او مى‏داند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و حقيقت‏حال شما را آگاه است، و مى‏داند كه چه احتياجاتى داريد"به منزله نتيجه‏اى است كه برحجت مذكور مترتب مى‏شود، و معنايش اين است كه مالكيت‏خدا بر شما و هر چيز ديگر مستلزم‏علم او به حال و احتياجات شما است، آرى، او به علت اينكه مالك شما است، مى‏داند كه‏چه قسم شريعت و احكامى مورد احتياج شما است، همان را برايتان تشريع نموده، و بر شماواجب مى‏كند.

و جمله"و يوم يرجعون اليه فينبئهم بما عملوا و الله بكل شى‏ء عليم"عطف است‏برجمله" ما انتم عليه"و معنايش اين است كه او هم در دنيا عالم به احوال شما است، و هم درروزى كه به سويش باز مى‏گرديد، يعنى روز قيامت كه در آن روز هر كسى را به حقيقت‏عملى كه كرده خبر مى‏دهد، و خدا به هر چيزى دانا است.

خداى تعالى در اين جمله ذيل، مردم را تحريك بر اطاعت و انقياد نسبت‏به احكام‏شرع خود، و عمل به آن فرموده، به اين بيان كه به زودى ايشان را به حقيقت اعمالشان خبرمى‏دهد، همچنان كه در صدر آيه تحريك مى‏كرد به اينكه شرع را بپذيرند، چون خدا آن راتشريع كرده، كه عالم به حوايج مردم است، و اين شريعت‏حوايج آنان را بر مى‏آورد.

بحث روايتى(رواياتى در باره مفاد و شان نزول پاره‏اى از آيات گذشت

در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور و ابن ابى شيبه و ابو داوود و ابن مردويه، وبيهقى، در"سنن"خود از ابن عباس روايت كرده‏اند كه در ذيل آيه"يا ايها الذين آمنواليستاذنكم"گفته است: آيه اذن از جمله آياتى است كه بيشتر مردم به آن عمل نكردند، ولى‏من همواره به اين دخترم - كنيزى كوتاه قد بالاى سرش ايستاده بود - يادآورى مى‏كنم كه ازمن اجازه بگيرد، و سپس بر من وارد شود (5) .

و در تفسير قمى درباره همين آيه از قول امام(ع)گفته: خداى تعالى مردم‏را نهى كرد از اينكه در اين سه هنگام - كه ذكر فرموده - داخل خانه كسى بشوند، چه اينكه‏پدر باشد يا خواهر و يا مادر و يا خادم، مگر به اذن ايشان، و آن سه وقت عبارت است از، بعداز طلوع فجر و ظهر و بعد از عشاء، و غير اين سه هنگام را مطلق گذاشته و فرموده"ليس عليكم‏جناح بعدهن"يعنى بعد از اين سه هنگام"طوافون عليكم بعضكم على بعض" (6) .

و در كافى به سند خود از زراره از امام صادق(ع)روايت كرده كه در تفسيرجمله"ملكت ايمانكم"فرموده: اين حكم تنها مخصوص مردان است، نه زنان.زراره‏مى‏گويد پرسيدم: پس زنان در اين سه هنگام بايد اجازه بگيرند؟فرمود: نه، و ليكن مى‏توانندداخل و خارج شوند، و درباره كلمه"منكم"در جمله"و الذين لم يبلغوا الحلم منكم"فرمود:

يعنى از خودتان، آنگاه اضافه فرمود كه: بر شما است(بر ايشان است - نسخه بدل)كه مانندكسانى كه بالغ شده‏اند در اين سه ساعت استيذان كنند (7) .

مؤلف: در اين مساله كه حكم مخصوص مردان است روايات ديگرى نيز از امام باقر وامام صادق(ع)رسيده.

و در مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث گفته: معنايش اين است كه: به غلامان وكنيزان خود دستور دهيد وقتى مى‏خواهند به شما و در محل خلوت شما وارد شوند، از شمااجازه بگيرند(نقل از ابن عباس)بعضى ديگر گفته‏اند: تنها عبيد مورد نظرند، (نقل از ابن‏عمر)، البته به اين مضمون از امام ابى جعفر و ابى عبد الله(ع)نيز روايت‏شده (8) .

مؤلف: با اين روايات و با ظهور خود آيه روايتى كه حاكم از على(ع)نقل‏كرده ضعيف مى‏شود، و آن اين است كه مراد زنانند، و اما مردان بايد استيذان كنند.

و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، و ابن مردويه، از ابن عمر روايت كرده كه‏گفت: رسول خدا(ص)فرمود: اعراب بر شما مسلمانان غلبه نكنند در ناميدن‏نماز عشاء به نماز عتمه، چون اين نماز در كتاب خدا عشاء ناميده شده، كلمه عتمه مربوط به‏دوشيدن شتران در آن هنگام است.

مؤلف: نظير اين روايت از عبد الرحمان بن عوف به اين عبارت نقل شده، كه رسول‏خدا(ص)فرمود: اعراب در مراسم نماز شما بر شما غلبه نكنند، كه خداى تعالى فرموده: "و من بعد صلوة العشاء"و عتمه مربوط به شتران است

 (9) .

 و در كافى به سند خود از حريز از امام صادق(ع)روايت كرده كه آيه"ان‏يضعن ثيابهن"را قراءت نموده و فرمودند: مراد از آن جلباب و خمار است، در صورتى كه زن‏سالخورده باشد (10) .

مؤلف: و در اين معنا اخبار ديگرى نيز هست.

و در الدر المنثور است كه ابن جرير، و ابن ابى حاتم از ضحاك روايت كرده كه‏گفت: اهل مدينه قبل از آنكه رسول خدا(ص)مبعوث شود رسمشان چنين بودكه افراد كور و مريض و چلاق را در غذا با خود شركت نمى‏دادند، و فكر مى‏كردند كه افرادكور تشخيص نمى‏دهند كدام لقمه لذيذتر و بهتر است، مريض هم كه نمى‏تواند مانند سالم‏غذا بخورد، و چلاق هم حريف اشخاص سالم نيست، ولى بعد از بعثت اجازه داده شد كه باآنان غذا بخورند (11) .

و نيز در همان كتاب است كه ثعلبى از ابن عباس روايت كرده كه گفت: حارث بارسول خدا(ص)به عزم جهاد بيرون شد، و خالد بن زيد را جانشين خود در امورخانواده‏اش كرد، و خانواده حارث از اينكه با خالد كه بيمار بود غذا بخورند ناراحت‏بودند، پس‏اين آيه نازل شد (12) .

و نيز در همان كتاب است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابن ابى حاتم، از قتاده‏روايت كرده‏اند كه گفت: اين قبيله كه از بنى كنانة بن خزيمه است، در جاهليت تنها غذاخوردن را ننگ مى‏دانستند، حتى پيش مى‏آمد كه يكى از آنان بر شدت گرسنگى غذا را باخود مى‏گردانيد تا شايد كسى را پيدا كند كه با او غذا بخورد و آب بياشامد، ولى در اسلام‏اجازه هر دو قسم غذا خوردن داده شد، و آيه شريفه "ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا اواشتاتا"نازل گرديد (13) .

مؤلف: و در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز هست.

و در كافى به سند خود از زراره، از امام صادق(ع)روايت آورده كه درمعناى آيه"او ما ملكتم مفاتحه او صديقكم"، فرمود: اينها كه خداى عز و جل در اين آيه نامشان را برده، بدون اجازه از خرما و خورش و طعام يكديگر مى‏خوردند، و همچنين زن بدون‏اجازه از خانه شوهرش مى‏تواند بخورد، و غير اينها نمى‏توانند (14) .

و در همان كتاب به سند خود از ابى حمزه ثمالى از امام باقر(ع)روايت‏كرده كه فرمود: رسول خدا(ص)به مردى فرمود: تو و آنچه مال دارى ملك‏پدرت هستى، آنگاه امام فرمود: در عين حال من دوست نمى‏دارم كه پدرى از مال پسربردارد، مگر آن مقدارى كه ناچار از آن است، چون خدا فساد را دوست نمى‏دارد (15) .

و در همان كتاب به سند خود از محمد بن مسلم، از امام صادق(ع)روايت‏كرده كه از آن جناب در مورد مردى پرسيدم كه پسرش توانگر است، و پدر محتاج؟فرمود: پدرمى‏تواند از مال او بخورد، و اما مادر نخورد، مگر به عنوان قرض (16) .

و باز در همان كتاب به سند خود از جميل بن دراج از امام صادق(ع)

روايت كرده كه فرمود: زن مى‏تواند بخورد، و صدقه دهد، و دوست هم مى‏تواند از منزل‏برادرش بخورد، و صدقه دهد (17) .

و در همان كتاب به سند خود از ابن ابى عمير، از شخصى كه نامش را برد، از امام‏صادق(ع)روايت كرده كه در ذيل جمله"او ما ملكتم مفاتحه"فرمود: مثل كسى‏كه وكيلى در اموال خود دارد، و او بدون اجازه وى از مال وى مى‏خورد (18) .

 

و در مجمع البيان در ذيل جمله: "ان تاكلوا من بيوتكم"گفته: بعضى گفته‏اندمعنايش" من بيوت اولادكم"است، به دليل اينكه امام به فرزند كسى فرمود: تو و مالت مال‏پدرت هستى، و نيز همان جناب فرموده: پاكيزه‏ترين رزقى كه انسان مى‏خورد آن است كه ازكسبش باشد، و فرزند او نيز از جمله كسب او است (19) .

مؤلف: و در اين معانى روايات بسيارى ديگر است.

و در كتاب معانى، به سند خود از ابى الصباح روايت كرده كه گفت: از امام باقر(ع) از معناى آيه"فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم..."پرسيدم، فرمود: اين همان سلام كردن شخص به اهل خانه است، وقتى كه به خانه وارد مى‏شود، و جواب سلام اهل‏خانه به او است، زيرا همين سلام و عليك، سلام بر خودتان است (20)

مؤلف: در تفسير همين آيه اشاره به اين معنا گذشت.

و در تفسير قمى در ذيل جمله"انما المؤمنون الذين...حتى يستاذنوه"فرموده‏اند: اين‏آيه درباره عده‏اى نازل شد كه هر وقت رسول خدا(ص)ايشان را براى امرى ازامور جمع مى‏كرد تا پى كارى يا جنگى كه پيش آمده بود بفرستد، بدون اجازه او متفرق‏مى‏شدند، خداى تعالى ايشان را از اين رفتار نهى فرمود (21) .

و در همان كتاب در ذيل آيه"فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم" فرمود: اين آيه درباره حنظلة بن ابى عياش نازل شد، و جريانش چنين بود كه او در شبى كه‏فردايش جنگ احد شروع مى‏شد، عروسى كرده بود، پس از رسول خدا(ص) اجازه گرفت تا نزد اهلش بماند، پس خداى عز و جل اين آيه را فرو فرستاد، حنظله نزد اهلش‏ماند، صبح در حال جنابت‏به ميدان جنگ آمد و شهيد شد، رسول خدا(ص) فرمود: من خود ديدم كه ملائكه حنظله را با آب ابرها، و روى تخته‏هايى از نقره در ميان‏آسمان و زمين غسل مى‏دادند، و به همين جهت او را غسل الملائكه ناميدند (22) .

باز در همان كتاب در ذيل آيه"لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا"از قول امام(ع)گفته: يعنى رسول خدا(ص)را مثل يك فرد عادى‏صدا نزنيد و در روايت ابى الجارود از ابى جعفر(ع)آمده كه در معناى آيه مذكورمى‏فرمود: نگوييد: يا محمد، و يا ابا القاسم، بلكه بگوييد: يا نبى الله، و يا رسول الله (23) .

مؤلف: نظير اين حديث از ابن عباس روايت‏شده، و ليكن در سابق گفتيم كه ذيل‏آيه شريفه با اين معنا آنطور كه بايد سازگار نيست.

پى‏نوشت‏ها:

1) مجمع البيان، ج 7، ص 154.

2) مجمع البيان، ج 7، ص 158.

3) روح المعانى، ج 7، ص 158.

4) روح المعانى، ج 18، ص 226.

5) الدر المنثور، ج 5، ص 56.

6) تفسير قمى، ج 2، ص 108.

7) كافى، ج 5، ص 529 ح 2.

8) مجمع البيان، ج 7، ص 154.

9) الدر المنثور، ج 5، ص 57.

شرح مختصری بر تاریخچه آداب رفتاری و آداب معاشرت

 شرح مختصری بر تاریخچه آداب رفتاری و نگاهی بر کسانی که در جهان امروز از آنها با عنوان خبرگان آداب و معاشرت یاد می شود

چه کسی این قوانین را وضع کرده است؟ آیا کسانی که از آنها با عنوان خبرگان آداب و معاشرت یاد می شود برای دریافت این عنوان لازم است تا مدارک دانشگاهی کسب کنند؟آیا می بایست آزمایشات اجتماعی درجه بالایی را بگذارنند تا بتوانند قوانین مرتبط با باید ها و نباید های رفتار متمدنانه به ما یاد آوری کنند؟

سرفصل ها | آداب معاشرت و ارتباطات عمومی | 

شاید تعجب برانگیز نباشد اگر بگوییم که قوانینی که در جهان امروز ازآنها با عنوان آداب معاشرت روز یاد می شود بر گرفته از آداب جاری در دربار سلطنتی فرانسه در سالهای 1600تا 1700 است.تحت فرمان پادشاه لوئی چهاردهم پلاکاردی تهیه شد( لغت "اتیکت" به مفهوم پلا کارد در فرانسه است)‌تمامی قوانینی که توسط وی صادر شده بود روی این پلاکارد نوشته شده بود و به همه ارسال شد تا آن قوانین را دنبال کنند.

آن روزها رعایت آداب رفتاری بسیار جدی گرفته می شد .و مردم به شدت در پی گیری این قوانین سخت گیری می کردنند.

حتی قبل از اینکه لوئی چهاردهم این قوانین را وضع کند اولین کتاب مربوط به نحوه رعایت  آداب  معاشرت در سال 2400 قبل از میلاد نوشته شده بود .رعایت متناسب آداب رفتاری سالها بود که باب شده بود.از همین جا بود که آداب رفتار آمریکائی شروع به رشد کرد.

اولین نگارشی که در زمینه آداب معاشرت آمریکائی نوشته شد در رابطه با  قوانین نزاکت است که توسط جورج واشنگتن صادر شد اما شایع ترین قوانین اینچنینی که به عنوان"  اولین " دستورات رفتاری در بین عامه شناخته شده است توسط امیلی پست در سال 1922 نوشته شده اشت. در این راستا کتابی با عنوان "‌آداب رفتار در جامعه.تجارت.سیاست و در خانه "‌ از وی به چاپ رسید .این کتاب پر فروشترین کتاب زمان خود شدو راه را برای نویسنده خود باز کرد تا به سخنرایی های خود در مورد آداب معاشرت و رعایت نزاکت ادامه دهد.

سپس کاری پست شروع کرد توسط امی وان در بیلت دنبال شد وی خود را "روزنامه نگاری معرفی کرد که در زمینه آداب معاشرت می نویسد  ". سهم وی در پیشبرد آداب معاشرت در آمریکا کتابی بود با عنوان "راهنمای کامل آداب معاشرت نوشته امی وان در بیلت".

طولی نکشید که راه آنها توسط دیگر استادان آداب و معاشرت دنبال شدکه شامل :له تی شیا بالدریج و جودیت  مارتین "‌بانوان آدب و نزاکت"‌ .این دو در رابطه با نحوه سخن گوئی نکاتی را ابراز داشته اند که در نهایت منجر به چاپ چندین جلد کتاب در زمینه آداب و معاشرت شد. یکی از این کتابها "راهنمای بانوان با نزاکت در دستیابی به آرامش خانوادگی " است که در سال 1999 وی آن را به چاپ رسانید.

در حال حاضر پگی پست از نواده امیلی یست به بررسی نکات مرتبط با آداب معاشرت پرداخته است .کتاب وی با عنوان " فواید رعایت آداب معاشرت در تجارت :مهارتهای فردی در دستیابی به موفقیت در کار  " می باشد و همین طور  اقدام به برقرای یک شبکه اینتر نتی کرده است که قوانین توصیه شده توسط وی را در رابطه با رفتار های بهینه  توسط هر کسی تنها با بکار گیری یک کامپیوتر و یک مودم قابل دستیابی است.

حوزه مربوط به قوانین آداب معاشرت بسیار گسترده تر از تنها رعایت  رفتار های اجتماعی است . امروزه آموزش یاران بسیاری وجود دارند که مسئول آموزش  رفتار بهینه به کارکنان اجرائی هستند و توسط صاحبان این مشاغل برای انجام این کارها استخدام می شوند.آموزش دهندگان آداب و معاشرت نه تنها نحوه لباس پوشیدن  و رفتار صحیح را به  کار کنان آموزش می دهند ( نحوه صحبت کردن و غذا خوردن صحیح در یک شرکت چگونه است)‌ بلکه به آنها یاد می دهند تا چه طور می تواند باعث موفقیت شرکت خود در جهان تجارت  شوند.آنها این کار را با رائه دروسی همچون مسائل مرتبط با نامه نگار ی صحیح تجاری انجام می دهند.

چون جوامع جهانی هر روز بیشتر وبیشتر  بهم نزدیک می گردند  بخش های اجرائی که سوابق بیشتری در زمینه شناخت اختلافات اجتماعی و فرهنگی دارند شانس بیشتری در دستیابی به موفقیت دارند و اگر بتوانند با توجه به اختلافات موجود بین جوامع مختلف رفتار بهتری از خود نشان دهند و با مهارت کامل در حوزه رعایت آداب رفتاری عمل کنند به نسبت های موفقییت بالاتری دست خواهند یافت.

به عنوان یک روزنامه نگار این اساتید آموزش آداب و معاشرت خوب می دانند که از چه چیزی صحبت می کنند.

بنا براین چون مطالب بسیاری توسط این خانمها در رابطه با نحوه رعایت آداب معاشرت نوشته شده است  اگر کسی رفتاری خلاف رفتار مطابق با استاندارد تمدن امروزه از خود نشان دهد د یگر عذری از وی پذیرفته نمی باشد .

واضح است اگر کسی برای شما هدیه ای فرستاد و شما در مقابل از ارسال یک نامه تشکر آمیز کوچک هم غفلت کردید دیگر عذری ا زشما هم پذیرفته نیست.

 آداب استفاده از آسانسور

چون امروزه بیشتر اماکن تجاری و اداری در بلوکهای ساختمانی قرار دارند نیاز به استفاده از آسانسور یکی از ضروریات زندگی روزمره شده است .در واقع با توجه به کثرت برجهای ساختمانی در شهر ها باید بگوییم اگر آسانسور وجود نداشت ما باید چه کار می کردیم؟ به اعتقاد بسیاری  از مردم برای بالا رفتن و دستیابی به طبقات بالاتر بهتر است  از پاهای خود کمک بگیرید . می توانید هنگام استفاده از آسانسور عکس خود را درون آینه داخل آسانسور تماشا کنید ، ‌آواز بخوانید و ... شاید هم بسیاری از اوقات مجبور شوید در طول راه به طبقات بالاتر  یا پایینتر با کسی یا کسانی  همراه باشید. بنابراین باید از انواع مختلف  آداب نانوشته مربوط به مشارکت استفاده از آسانسور در اماکن کاری و عمومی  آشنا باشید .

به نظر می رسد اکثراً به هنگام استفاده مشترک از آسانسور مردم دچار اشتباهاتی می شوند ولی نکات مندرج در این مقاله به شما کمک می کند تا نحوه صحیح استفاده از آسانسور های عمومی را فرا گیرید .

 باید ها

اگر در آسانسور قرار دارید و هنوز در آن باز بوده ولی نزدیک است بسته شود و افراد دیگری در حال ورود به آسانسور هستند در را برای آنها باز نگاه دارید یا دکمه مخصوص باز نگاه داشتن در را فشار دهید تا آنها بتوانند سر فر صت و بدون عجله وارد شوند.

هیچ چیز بدتر از این نیست که فردی با عجله بخواهد وارد آسانسوری شود که درب آن در حال بسته شدن است و ناگهان در محکم به صورت وی بر خورد کند . شاید اگر این کار را انجام دهید دیگر افراد حاضر در آسانسور قدری از رفتار شما متعجب شوند ولی  شما به زودی همه چیز را فراموش خواهید کرد در صورتی که  مطمئن باشید فردی که اجازه ندادید که درب آسانسور به صورتش بخورد همیشه چهره  شما را بخاطر خواهد داشت .

 اگر خیلی حالتان خوب نیست به ویژه اگر در اثر حال نامساعد خود مرتب سرفه یا عطسه می کنید سعی کنید در صورت امکان صبر کرده تا به تنهایی بتوانید از آسانسور استفاده کنید .اگر آسانسور شلوغ نباشد عطسه و سر فه کردن شما از چشم ديگران  مزاحمت محسوب نمی شود .

 هنگام قرار گرفتن در آسانسور شلوغ رعایت فضا برای دیگران را هم بکنید.

نباید ها

در برجهای خیلی شلوغ که امکان استفاده همزمان بسیاری از افراد از آسانسور وجود دارد و مرتبا آسانسور ها پر و خالی می شوند و اکثرا  همه عجله دارند.  بهتر است تنها برای یک یا دو طبقه افراد زیادی را  معطل نگذاشته و خود زحمت این یک یا دو طبقه را بکشید مگر در شرایطی که جسم شما از نظر سلامتي به شما این اجازه را نمی دهد .

در جهان تجارت زمان یعنی پول . اگر در چنین ساختمان اداری بزرگی فقط برای بالا رفتن از یک یا دو طبقه از آسانسور استفاده کنید وجهه خوبی در نظر دیگران پیدا نخواهید کرد .

(‌این مشکل بیشتر هنگام بالا رفتن از طبقات روی می دهد تا پایین آمدن. برخی از افراد به دلایل شرایط جسمی خاص به سختی امکان انجام آن را دارند ) .

 اگر آسانسور خیلی شلوغ بود بخاطر همکار یا دوستتان آن را خیلی معطل نگاه ندارید چون مثلا او در حال آب خوردن در طبقه ای است که آسانسور به خاطر وی معطل نگاه داشته شده است.

قانون آداب و معاشرت در چنین شرایطی حکم می کند که اگر ظرف چند ثانیه فردی را که بخاطر وی دیگران را منتظر نگاه داشته اید را  مشاهده نکردید یا صدا بزنید و یا از بقیه جدا شده ؛ بگذارید دیگران به کارشان برسند .

اگر دیگر افراد حاضر در آسانسور عجله داشتند در را ببندید و از نوبت بعدی آسانسور استفاده کنید .

 کسی که کنار پانل مخصوص هدایت آسانسور ایستاده است آسانسور چی نیست . اگر آسانسور شلوغ باشد شاید وی داوطلبانه بخواهد این کار را برای دیگران انجام دهد اما غالبا بهتر آن است که خود دکمه طبقه مورد نظرتان را فشار دهید و نگویید " می شه لطفا دکمه طبقه 4 را هم بزنید " .اگر آسانسور خیلی هم شلوغ نبود قطعا این وظیفه خودتان است که دکمه طبقه مورد نظرتان را فشار دهید .

 اگر هنگامی که کسان دیگری در آسانسور قرار دارند از تلفن همراه خود استفاده کنید کار درستی انجام نمي دهيد مگر اینکه تمام افراد حاضر در آسانسور با یکدیگر آشنا باشند . در غیر این صورت بر قراری هر گونه مکالمه خصوصی در آسانسور کار مودبانه ای نیست .

وقتی با غریبه ای در آسانسور قرار دارید شاید قدری با وی هم کلام شوید در این صورت بهتر است این مکالمه در حد امکان کلی و خلاصه باشد .(‌اکثر مواقع این مکالمات راجع به آب و هواست )‌برای مثال: چه باران خوبي امروز صبح بارید ؟

 در نهایت مهمترین نبایدی که در آداب استفاده  از آسانسور باید رعایت کنید آن است که تحت هر شرایط جسمی که هستید سعی کنید نظم و بهداشت  محیط آسانسور را رعایت کنید حتی  اگر  از شدت ناراحتی و فشار جسمی صورتتان بنفش شده باشد.

اگر این کار را نکنید جلوی دیگران خجالت زده می شوید. حتی هنگامی که در آسانسور تنها هم هستید نباید نظم  و بهداشت رایج در آن را مختل سازید.

  

 

[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 7:41 ] [ صفر مهاجری ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مطالب ارسالی در مورد جاذبه های دیدنی ایران (استان اردبیل) بوده