ده فرمان آداب معاشرت

نشست های اجتماعی بخش مهمی از كار را تشكیل می دهند. در این گردهمایی هاست كه می توان به همراه دوستان تفریح كرد، با مشتری های جدید آشنا شد و قراردادهای مختلف بست.
اما از سویی دیگر این نشست ها می توانند دام هایی خطرناك باشند. كافی است بیش از حد احساس راحتی كنید و خودمانی شوید، قوانین پنهان اجتماعی را زیر پا بگذارید و در نتیجه به راحتی خود را نابود كنید، در حالی كه هیچ وقت نمی فهمید چرا؟
در متن زیر ده دستور آداب معاشرت آورده شده، که توصیه می کنیم به دقت آنها را بخوانید و سعی كنید به اندازه بیماری وبا از آنها دوری كنید. اگر همكاران بی احتیاطتان می خواهند به این محدوده ممنوعه پا بگذارند، به خودشان مربوط است ولی بهتر است شما حواستان را جمع کنید كه درگیر چنین دردسرهایی نشوید.
عدم توجه: روی برگرداندن از شخصی كه در حال صحبت با شماست، نشانه بی ادبی است. بذل توجه یكی از اصلی ترین نشانه های آداب معاشرت، و بهترین تمجید از طرف مقابل است. برای كسب نتیجه بهتر، می توانید با حالت های مختلف صورت و بدن حركات بدن نشان دهید كه به بحث علاقه مند هستید.
شـُل دست دادن: این حركت نشان دهنده عدم اطمینان شما به خود است. به نرمی دست بدهید. این كار بیانگر اعتماد به نفس، خونگرمی، گشاده رویی و صداقت است. ولی مراقب باشید زیاده روی نكنید و دست طرف مقابل را خیلی محكم نفشارید، چون آن وقت فكر می كند كه شما آدمی سلطه جو و طالب برتری هستید.
پشت كردن به دیگری: زبان بدن (ایما و اشاره ها) شما می تواند شخصیتتان را نشان دهد. اگر به خوبی با همكار خود برخورد نكنید، اعلام كرده اید كه هیچ علاقه ای به صحبت ندارید. این كار به نوعی توهین است و می تواند منجر به ایجاد احساسات و تفكرات منفی و حتی خصمانه دیگران نسبت به شما شود.
سیگار كشیدن: امروزه، در بیشتر قرارملاقات های عمومی از سیگار كشیدن به شدت اجتناب می شود. امتحانش مجانی است؛ در جمع سیگار آتش بزنید تا چه غیر سیگاری ها و چه سیگاری های مطیع قانون از شما بیزار شوند!
برداشتن ظرف نوشیدنی با دست راست: همیشه نوشیدنی خود را با دست چپ بردارید. این طوری می توانید هنگام برخورد با دیگری، بدون دردسر و ریختن نوشیدنی روی لباس های خود یا طرف مقابل، با او دست بدهید. به علاوه دست راستتان گرم می ماند، چرا كه نگهداری نوشیدنی با یخ، دستتان را سرد و مرطوب می كند.
نپوشیدن كت: هیچ وقت لباسی مانند كت را در نیاورید یا اگر فرضاً برای کلاس گذاشتن کراوات زده اید، گره كراوات خود را شل نكنید مگر این كه میزبان پیش از شما، چنین كاری بكند. به طور کلی، لباس نامرتب در نشست های عمومی بسیار ناپسند است.
بیش از حد نزدیك ایستادن: هر یک از ما برای خود یك «حد آسودگی» داریم (که درافراد مختلف، متفاوت است) و دوست نداریم دیگران بدون اجازه به این فضای شخصی تجاوز كنند. اگر هم كسی این كار را بكند سعی داریم از او دوری كنیم و از متجاوز به خاطر نزدیكی بیش از حد بیزار می شویم.
بلند صحبت كردن: با صدای بلند صحبت نكنید. این كار شما را مغرور و از خود راضی جلوه می دهد. صدایتان باید آرام و یكنواخت باشد و لحنتان باید با زمان و موقعیت حاضر در آن هماهنگ باشد.
زمان پایان میهمانی: یك مهمانی رسمی هیچ وقت نباید بیشتر از دو ساعت طول بكشد. ساعت 6 بعدازظهر شروع شود و حداكثر تا ساعت 8 به پایان برسد. تا نیم ساعت پس از ساعت پایان مهمانی باید آنجا را ترك كرده باشید.
صحبت همزمان: وقتی شخص دیگری صحبت می كند، بهترین روش اهانت كردن پریدن وسط حرف اوست! قبل از پاسخ دادن، اجازه دهید حرفش را تمام كند. به این ترتیب نشان می دهید كه فرد مؤدبی هستید و طرف مقابل هم بهتر می تواند گفته های شما را بشنود و بفهمد. در ضمن راز سخنور خوب شدن، خوب گوش كردن است.
وضعیت ظاهری شما در محیط کارآداب معاشرت(2)
ظاهر هر شخص در محیط های کاری اهمیت زیادی دارد. استانداردهای زیر کمک می کند که ظاهر کارمندان با وضعیت کارشان هماهنگ باشد. بنابراین کارمندان بدون توجه به جنسیت و نژاد خود می توانند این استانداردها را رعایت کنند.
برچسب نامبرچسب نام ، بخشی از اونیفورم هر کارمند است، بنابراین باید همیشه به لباس وصل باشد. در بعضی ادارات، این برچسب به صورت کارت نام، روی میز کارمندان قرار داده می شود.
بهداشت شخصیتمام کارمندان باید به بهداشت خود توجه نشان دهند تا احیاناً برای ارباب رجوع یا دیگر کارمندان ناخوشایند نباشند. بنابراین استحمام روزانه، استعمال بوی خوش، و مراقبت دقیق از دندان ها توصیه می شود. پاکیزگی و آراستگی موها نیز از نکاتی است که باید همواره در نظر داشت.
اندازه موهاموهای آقایان باید تا بالای یقه کوتاه شود و نباید به پایین تر از خط میانی یقه برسد. موها باید به یک سمت شانه شود و مثلاً روی پیشانی نریزد.
کارمندانی که با غذای افراد ارتباط مسقیم دارند باید موهای خود را با کلاه بپوشانند.
خط ریش نباید از لاله گوش پایین تر بیاید؛ سبیل باید به خوبی آراسته شود و از لب پایین نیاید.
کلاه گیساستفاده از کلاه گیس، در صورتی که مدل و رنگ قابل قبولی داشته باشد و با ظاهر شخص سازگار باشد، بلامانع است.
لباس مناسب با محیط کار
این یکی جزو ضروریات است. چنانچه اداره اونیفورم خاصی ندارد بهتر است آقایان از کت و شلوارهای مناسب محیط کار و پیراهن هایی با رنگ ملایم (سفید، بژ یا آبی) استفاده کنند. پوشیدن پیراهن های تیره یا رنگ های تند و زننده ممنوع است. کت های غیر رسمی و شلوارهایی که با موقعیت محل کار هماهنگ باشند، بلامانع هستند. لباس کارمندان زن نیز از فرم مانتوهای اداری خارج نشود (در این مورد نیز پوشیدن رنگ های تند و زننده، و لباس های تنگ برای محیط کار نامناسب است.(
اگر در مورد انتخاب نوع پوشش و لباس خود دچار مشکل هستید به پوشش کسانی که در رأس شرکت هستند توجه کنید.
کارمندان زن و مرد با اونیفورمچنین کارمندانی باید لباس های فرم تعیین شده برای کار را بپوشند. اونیفورم ها باید همیشه مرتب و تمیز و اتو کشیده باشند.
چنانچه لباس فرم از اموال اداره باشد، خود کارمند باید هرگونه آسیب وارده به لباس را رفو و تعمیر کند. چنانچه آسیب وارده قابل اصلاح نبود باید به رئیس خود اطلاع دهید. در صورت ترک دائمی محل کار، کارمندان باید تمام لباس ها و وسایل را به صاحب کار برگردانند.
کفشکفش ها باید استاندارد و مطابق با عرف کاری باشند. از آنجا که کفش های تنیس، کتانی و صندل برای محیط کار غیراستاندارد هستند، نباید در محیط کار از آنها استفاده کرد. (استثنائاً کفش های تنیس را می توان در استخرها و سالن های ورزشی به پا کرد.(
نکته:پیش از خرید هر لباس و پوشاکی، به موقعیت خود در محل کار، محیط کار و هم چنین آب و هوا و نوع شغل خود توجه کنید.
موارد دیگراصولاً در محیط کار کارمندان می بایست از مصرف بیش از اندازه لوازم آرایشی خودداری کنند. بلندی ناخن ها باید در حد متوسط و زیر آنها همیشه تمیز باشد. جواهرات مورد استفاده نیز نباید سنگین یا چشمگیر باشد؛ در مجموع تأکید بر سادگی و ظاهر طبیعی کارمندان است.
آداب معاشرت در کار- محققان معتقدند «مهارت های انسانی» بیش از مهارت های فنی و دانش در پیشرفت کاری افراد تأثیر دارد.
- جنسیت افراد در مناسبات کاری نقشی ندارد ولی مرتبه شغلی بسیار حائز اهمیت است.
- هنگام تعارف به دیگران، صادقانه رفتار کنید و هنگام پذیرش تعارف دیگران با قدرشناسی تشکر بگویید.
طرز صحبت با تلفنآداب معاشرت (3)
*منظور از صدای مناسب برای امور تلفنی دفتر کار چیست؟صدایی که گرم، دوستانه، جدی و تأثیر گذار باشد.
*چگونه باید به تلفن کاری پاسخ داد؟این امر به نوع کار مؤسسه بستگی دارد.
با گوش راست به تماس های کاری گوش کنید چون گوش راست به نیمکره چپ مغز یعنی مرکز منطقی آن مرتبط است.
نحوه پاسخگویی منشی یک جراح متخصص سرطان، باید با منشی یک صاحب نمایشگاه ماشین متفاوت باشد. منشی باید شرایط کاری را بسنجد و تصور دقیقی از رئیس و شرکت مربوطه را به عموم ارائه دهد.
صحبت همزمان با تلفن و با شخص دیگری حاضر در دفتر، دور از ادب است. وقتی با کسی تلفنی صحبت می کنید باید همه توجه خود را به مکالمه معطوف کنید حتی نباید چیزی بخورید یا بجوید...
نباید برای مسائل کاری با منزل افراد تماس گرفت مگر این که مورد اضطراری پیش آمده باشد. اگر برای مورد کاری با منزل کسی تماس گرفتید ابتدا از صمیم قلب از همکار و همسرش به خاطر این مزاحمت معذرت خواهی کنید.
دستگاه پیغام گیر تلفنی معمولاً می تواند در زمینه راهنمایی، جایگزین منشی شود. با دقت پیغام خود را ضبط کنید و توجه داشته باشید که هر چه مد نظرتان بوده در دستگاه ضبط شده باشد.
راهنمای برخورد هنگام مکالمه تلفنی-1 در صورت امکان پیش از پاسخ به تلفن بایستید. این کار احساس تسلط شما را بیشتر می کند.
-2- تلفن را فوراً پاسخ دهید؛ در صورت امکان حداکثر پس از سه زنگ.
-3- با گوش راست به تماس های کاری گوش کنید چون گوش راست به نیمکره چپ مغز یعنی مرکز منطقی آن مرتبط است.
-4- در ابتدای صحبت، نام و پست اداری خود را بگویید.
-5- نام تماس گیرنده را بپرسید و از آن هنگام مکالمه استفاده کنید.
نباید برای مسائل کاری با منزل افراد تماس گرفت مگر این که مورد اضطراری پیش آمده باشد. اگر برای مورد کاری با منزل کسی تماس گرفتید ابتدا از صمیم قلب از همکار و همسرش به خاطر این مزاحمت معذرت خواهی کنید.
-6- گوش دهید و سعی کنید حرف طرف مقابل را قطع نکنید.
-7- حواس خود را به مکالمه جمع کنید. سعی نکنید دو کار را با هم انجام دهید.
-8- وقتی تماس گیرنده صحبت می کند به نوعی واکنش نشان دهید و از عبارات و اصواتی استفاده کنید تا وی بداند شما به دقت گوش می دهید.
-9- پس از یادداشت نمودن مطلبی که تماس گیرنده گفته، آن را مجدداً برای وی بخوانید تا مطمئن شوید پیغام را درست گرفته اید.
-10- اگر شخصی در زمان نامناسب تماس گرفت، برای وی توضیح دهید که فعلاً نمی توانید صحبت کنید، شماره تلفن و نام وی را یادداشت نمایید و بگویید که مجدداً تماس خواهید گرفت.
-11- هنگام صحبت لبخند بزنید، چرا که در صدایتان به خوبی منعکس می شود!
آداب نامه نگاریآداب معاشرت (4)
حداقل مواردی که باید بدانید:-1در نامه های فارسی ، چینش مطالب از سمت راست است. سرنامه در سمت راست و امضاء باید در سمت چپ باشد.
2- عموماً تاریخ (و شماره ) نامه در سمت چپ قرار دارد. در مکاتبات شخصی نیازی به ذکر نشانی در متن نامه نیست ولی در ادارات نامه ها در برگه های رسمی ( نشان دار) نوشته می شوند که نشانی اداره در پایین صفحه ذکر شده است.
- 3- به یاد داشته باشید که در نامه های انگلیسی آدرس گیرنده را سمت راست، بالای صفحه بنویسید و زیر آن تاریخ بزنید. سر نامه باید در سمت چپ و امضاء در سمت راست باشد.
-4- همیشه ابتدا یک پیش نویس از نامه اصلی بنویسید. این روش وقتی که نمی دانید چه بگویید خیلی کمک می کند.
- 5نامه های خود را تایپ نکنید، مگر این که دست خطتان خیلی بد باشد.
6- نوع قلم نامه نگاری نشان دهنده میزان احترام شما به دریافت کننده نامه است. هرگز با مداد نامه ننویسید. بهترین قلم خودنویس است و اگر به کمتر از آن قانع هستید می توانید از روان نویس استفاده کنید. در مکاتباتی که چندان رسمی نیستند می توانید از خودکار استفاده نمایید.
-7- دقت کنید که از کلمات مناسب استفاده کنید. ایجاز و اختصار بهترین روش نامه نگاری است البته مختصر گویی نباید منجر به نارسایی شود.
- 8- به یاد داشته باشید که نامه ها نشان دهنده شخصیت شما هستند و بعضی از نامه ها سال ها نگهداری می شوند.
-9- اگر همراه دعوتنامه هایتان برای اشخاص «کارت پاسخ» نمی فرستید و در عین حال لازم است بدانید چه کسانی حتماً می آیند، در دعوتنامه از مدعوین بخواهید که حتماً به آن پاسخ دهند.
-10- به دعوتنامه ها در اسرع وقت پاسخ دهید. اگر از شرکت در مهمانی معذورید، در یادداشت کوتاهی علت را توضیح دهید. ولی اگر عذرتان بیماری بود ذکری از آن به میان نیاورید چون برای میزبان وظیفه اخلاقی ایجاد می کند که جویای احوال شما شود و این کار وقت با ارزش او را(قبل از میهمانی) می گیرد.
-11-پاسخ باید همان ساختار و شکل دعوتنامه را داشته باشد.
-12- اگر در نشانی نامه، عنوان خاصی برای شخص به کار رفته، مثلاً «جناب آقای دکتر احمدی» در سرنامه هم باید همان عنوان را استفاده کرد. هرگز هنگام امضای نامه برای خود عنوان به کار نبرید (مثلاً: خانم مینو اکبری).
-13- کیفیت کاغذ را می توان از روی وزن آن تعیین کرد. هرچه وزن کاغذ بیشتر باشد، کیفیت آن بهتر است.
-14- بیشتر افراد به سه نوع لوازم تحریر احتیاج دارند: رسمی، کاری و شخصی.
-15- کاغذهای نوشته های غیر رسمی معمولاً سفید یا استخوانی رنگ است.
-16- امروزه عموماً کارت های ویزیت ضمیمه نامه می شوند.
غذا خوردن در مهمانی های رسمی و رستوران
رموز آداب معاشرت (5)
- ظاهر شما و عملکردتان به یک اندازه اهمیت دارند. صاف بنشینید و آرنج هایتان را روی میز نگذارید. قاشق و چنگال یا دستمال سفره را خیلی تکان ندهید.
- نه عجله کنید و نه بیش از حد آهسته غذا بخورید. سعی کنید با دیگران هماهنگ باشید.
- با دهان باز غذا را نجوید و با دهان پُر صحبت نکنید.
- اگر وسیله غذاخوری را اشتباهاً برداشتید، دستپاچه نشوید؛ از همان وسیله استفاده کنید و در هنگام نیاز، از پیشخدمت بخواهید وسیله لازم را برایتان بیاورد.
- هر وسیله غذاخوری مانند قاشق، چنگال یا کارد را که برمی دارید، پس از استفاده دوباره روی میز نگذارید یا آن را به بشقاب تکیه ندهید، بلکه کاملاً درون ظرف غذا قرار دهید.
- کاردها و قاشق ها در سمت راست، و چنگال ها و دستمال ها در سمت چپ بشقاب قرار دارند. نوشیدنی ها در سمت راست و خوردنی ها (مانند ظرف نان) در سمت چپ گذاشته می شوند.
- هنگام استفاده از کارد و چنگال و ... از کناری ترین وسیله شروع کنید تا به نزدیک ترین وسیله (به ظرف) برسید.
- اگر کسی نان تعارفتان کرد آن را در گوشه بشقاب خود بگذارید.
- مراقب باشید در سلف سرویس بشقاب خود را بیش از حد پر نکنید.
- هیچ وقت به اشتباهات دیگران سر میز شام توجه نکنید و برای اشتباهات خودتان هم مدام عذرخواهی نکنید.
- یک بار و فقط در یک ظرف برای خودتان غذا بردارید. به غذای خود تنوع بدهید و کمی هم ظرافت به کار ببرید. دقت کنید غذاهایی که در بشقاب گذاشته اید از یک رنگ نباشند.
- بهتر است محل نشستن هر کس از قبل مشخص شود و مهمان ها خود تصمیم نگیرند کجا بنشینند. در مهمانی های بیش از هشت نفر از کارت ویژه مهمان استفاده کنید.
- میزبان هر قدر هم گرفتار باشد باید در بدو ورود مهمانان به آنها خوش آمد بگوید و لحظاتی را با هر کدام گپ بزند.
- زمان قبل از شام را محدود کنید و هنگام شام مُصر باشید که مهمانان به موقع سر میز شام حاضر شوند. ابتدا از نورهای روشن استفاده کنید و تدریجاً نور را کم کنید.
- میزبان باید خود مراقب باشد که لیوان نوشیدنی میهمانان مجدداً پر شوند. چون مهمانان نه خود این کار را می کنند و نه درخواست نوشیدنی بیشتر خواهند داشت.
- در مهمانی سلف سرویس، دقت کنید میز به خوبی تزئین شده باشد و مهمانان بتوانند به راحتی غذای خود را بردارند و بدون مشکل از آنجا خارج شوند.
- معمولاً 15 تا 20 درصد کل صورتحساب برای انعام پیشخدمت ها در نظر گرفته می شود. البته 20 درصد بیشتر معمول است.
- اگر مشکل یا شکایتی دارید با سر میهماندار در میان بگذارید.
- هنگام خواندن فهرست غذاها، زیاد معطل نکنید و از پیشخدمت سؤالات متعدد نپرسید (به خصوص اگر رستوران شلوغ است(.
- اگر در رستوران چینی نمی توانید با چوب غذا بخورید، می توانید تقاضای قاشق و چنگال کنید
10 اشتباه همیشگی در آداب معاشرت
ایران ویج - آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشمانداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی درمورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند—اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.
در اکثر موقعیتها، تصویر و ظاهر شما بخشی از چیزی نیست که توصیفکننده شماست؛ بلکه همه آن چیزی است که شما را توصیف میکند. کسانیکه چیزی درمورد شما نمیدانند با تنها اطلاعاتی که در دست دارند جای خالیها را پر میکنند، و آن چیزی نیست جز آنچه از رفتار و کردار شما میبینند. صرفنظر از فکری که شما درمورد خودتان دارید، یک عادت اجتماعی بد میتواند معیار فکر دیگران نسبت به شما شود: هر کسی که ببیند شما غذایتان را با دهان باز میجوید خیلی قبل از اینکه شغل یا تخصص شما را به خاطر بسپارد، آنرا به یاد خواهد آورد.
معرفی نکردن افراد
چه در یک موقعیت شغلی باشید و چه اجتماعی، اگر فراموش کنید که دو نفر را به هم معرفی کنید، بسیار زشت و ناشیانه به نظر خواهد رسید زیرا شما تنها آشنای مشترک آنها هستید.
قوانین پذیرفته شدهای برای نحوه معرفی کردن حرفهای وجود دارد (مثل اول گفتن نام فردی که از نظر حرفهای مقام بالاتری دارد)، اما هیچکدام از آنها به اندازه اینکه یادتان نرود آنها را به هم معرفی کنید، مهم نیست.
تکان ندادن به خود برای تلفن حرف زدن
تقریباً در همه موقعیتهای اجتماعی، آنهایی که در اتاق شما شریک هستند بیشتر از کسی که به شما زنگ یا پیامک میزند، مستحق توجه شماست. این مسئله وقتی سر میز شام یا موقعیت شخصی مشابهی هستید، قابلتوجهتر خواهد بود اما برای هر موقعیتی که تنها نباشید صدق میکند.
حتی اگر با افرادی کاملاً غریبه در یک صف ایستاده باشید، سعی کنید تا جایی که ممکن است تماس تلفنیتان را برای خودتان نگه دارید.
بحث کردن سر یک صورتحساب
این یک قانون ساده برای موقعیتهای غذاخوری دستهجمعی در بیرون از منزل است: همیشه برای پرداخت کردن یا سهیم شدن در پرداخت آماده باشید. باید پیشبینی کنید که یکی از اعضای گروه به خود اجازه بدهد که غذایی فوقالعاده گران سفارش دهد.
اگر چنین مسائلی بارها موجب اذیتتان بوده است، به جای اینکه در رستوران سر صورتحساب بحث کنید، در موقعیتی دیگر با آن برخورد کنید. علاوهبراین، خیلی راحت میتوانید در چنین موقعیتی نشان دهید که فردی بخشنده و بزرگوار هستید.
دیر رسیدن
آدمها دوست دارند که حس کنند بر آنها ارزش گذاشته میشود و اگر به دنبال راهی مطمئن هستید که به کسی نشان دهید هیچ ارزشی برای او قائل نیستید، دیر سر قرارتان با او برسید. میتوانید ۲۰ دقیقه دیرتر با یک توضیح خوب و منطقی برسید اما بالاخره بهانه شما هر چه که باشد، فرد مقابل به این فکر خواهد کرد که چرا باید بیش از شما برای رابطهتان ارزش و احترام قائل باشد.
بخصوص در یک موقعیت کاری، در برخورد با مشتریان و رئیس، دیر رسیدن راهی بسیار عالی برای جدا کرن کارمندان توانا و ملاحظهکار و کارمندان بهانهگیر و بیتوجه است.
تقدیم نکردن محل نشستن خود
به همان ترتیبی که بسیاری از قوانین آداب معاشرت برای این طراحی شدهاند که فردی خودمحور به نظر نرسد، قانون "تقدیم محل نشستن خود به فردی که نیاز بیشتری به آن دارد” یکی از اصول شخصیتی اساسی انسان بوده و هیچ نیازی به بحث درمورد سیاستهای جنسیتی ندارد.
شاید آن زن باردار یا پیرزن ناتوان آنقدرها نیازی به صندلی شما در اتوبوس نداشته باشند و شاید شما روز بسیار بدی داشتهاید، پاهایتان درد میکند و اتوبوس هم پر از آدمهای بدبخت و بیچاره است اما به هر ترتیبی هست از نیاز خود چشمپوشی کرده و صندلیتان را به فردی نیازمندتر تقدیم کنید.
برخورد ضعیف با پرسنل خدمات
هیچ اشکالی ندارد که با اشاره ابراز کنید که از خدماتی رضایت نداشتهاید اما درست نیست که اگر خیلی وضع مالی خوبی ندارید یا برای هزینههای آن خدمات آمادگی نداشتید، از تذکر دادن خودداری کنید. به همین ترتیب، درست هم نیست که بخاطر اشکالات خیلی کوچک غذای رستوران را پس بفرستید و با کارمندان و پرسنل طوری رفتار کنید که انگار مستخدم شما هستند.
فقط درمورد خودتان حرف بزنید
خودپرستی اصلاً خصوصیت جالبی نیست. درست است که بعضی افراد بخاطر غرور و خودخواهی که دارند افراد را به سمت خود جذب میکنند اما دلیل نمیشود که شما هم از آنها تقلید کنید. اینکه در مکالمات و گفتگوها فقط خودتان حرف بزنید و به هیچکس اجازه حرف زدن ندهید هم اصلاً کار زیبایی نیست چون دقیقاً همان نتیجه را دارد.
اجازه بدهید دیگران هم نظراتشان را بگویند و وقتی از شما سوال میکنند نیازی نیست برای همه سوالات سه ساعت جواب بدهید. سعی کنید از دیگران سوال کنید این باعث میشود احساس کنند به جز خودتان برای دیگران هم ارزش قائل هستید.
رعایت نکردن آداب باشگاههای ورزشی
آداب باشگاه رفتن بسیار ساده است اما با اینحال خیلیها هستند که با رعایت نکردن این آداب باشگاه را به محیطی ناخوشایند تبدیل میکنند. اینها همانهایی هستند که یک دستگاه ورزشی را دقایق متمادی اشغال میکنند بی آنکه به نظر برسد کار مفیدی با آن انجام بدهند. همانهایی که وزنهها و دمبلها را وسط باشگاه رها میکنند و بعد از انجام کار آن را سر جای خود قرار نمیدهند و ممکن است پای کسی به آنها گیر کند و موجب صدمه زدن به دیگران شوند. همانهایی که موقع نشستن روی دستگاهها از حوله شخصی استفاده نمیکنند و جای عرق بدنشان را روی همه دستگاهها بر جای میگذارند.
یک قانون کلی شاید بتواند همه باشگاهها را از شر چنین افرادی خلاص کند: نباید طوری رفتار کنید که انگار مهمترین آدم روی زمین هستید. طوری رفتار کنید که در آن فضا با دیگران شریک هستید.
آرایش کردن در اماکن عمومی
آرایش کردن در محیط عمومی تجاوز به حق اجتماعی ما محسوب میشود؛ چه فکر کنید کسی نگاهتان میکند چه نه، این کار درست نیست. هر کاری که محل آن سرویس بهداشتی است، مثل گرفتن ناخنها، تمیز کردن چشم ها و هر چیز مربوط به بهداشت شخصی، نیز از این جمله است.
یک سنت قدیمی میگوید زمانیکه در محلی عمومی هستید، از دست زدن به صورت خود خودداری کنید.
غذا خوردن با دهان باز
مثل حیوانات غذا خوردن یکی از بدترین اشتباهات اجتماعی است. این عادت زشت نه تنها شما را زیر سوال میبرد بلکه اطرافینتان که میخواهند از غذای خود لذت ببرند را نیز مشمئز میکند.
این مسئله مخصوصاً برای خانمها اهمیت بسیار زیادی دارد و نشانه یک مرد بیکلاس است.
آداب معاشرت - 10 نکته در باره آداب دست دادن
آداب معاشرت و ارتباطات عمومی
Top of Form
Bottom of Form
10 نکته در باره آداب معاشرت دست دادن از فریبا علومی یزدی :
|
دست دادن اثرات شگفت انگیز ی دارد و یک نمونه از ایجاد ارتباطات موثر فردی به حساب می آید. در فرهنگ های مختلف آداب معاشرت دست دادن ، متفاوت هستند ولی بعضی از نکات مشترک وجود دارند که لازم است مردم نسبت به آن ها آگاهی لازم را داشته باشند . رعایت این نکات باعث می گردد تا شما به عنوان شخصی با آداب معاشرت بالا و شخصیتی محترم شناخته شوید و دیگران خود را ملزم به رعایت احترام نسبت به شما نمایند . شما با نشر و گسترش آداب معاشرت احترام جامعه و نسل آینده را نصیب خود خواهید ساخت و در فرداهای این مرز و بوم به عنوان انسان های فرهیخته و با ادب اجتماعی بالا از شما یاد می شود. |
|
در همین مورد : سرفصل ها | آداب معاشرت و ارتباطات عمومی | در چه مواقعي مجاز به پرداخت صورتحساب نيستيم؟ از فریبا علومی یزدی
01- دست دادن حامل پیام است .
این موضوع از نظر علمی ثابت شده است که نحوه دست دادن و مصافحه نشانه ادب ذاتی و اکتسابی شماست . هنگامی که دست می دهید سعی کنید تا مدت کوتاهی دست طرف مقابل را لمس نمایید تا اشتیاق و محبت شما به قلب مخاطب مخابره شود.
روانشناسان معتقدند پیش دستی در دست دادن نشانه اعتماد به نفس عالی شماست .
برای تفهیم پیام همدلی توصیه می شود دست طرف مقابل را به اندازاه ای که او دست شما را فشار می دهد فشار دهید. اگر دست طرف مقابل را محکم تر بفشارید بدان معنی است شما تسلط و یا قصد مسلط شدن به مخاطب را دارید . شما با دست دادن می خواهید عشق و محبت خود را به مخاطب منتقل نمایید .
02- دست دادن در اولین برخورد:
همیشه به یاد داشته باشید در اولین برخورد با کسی که تازه با وی آشنا می شوید ،دست دادن شما کوتاه باشد . در غیر این صورت این احساس به طرف مقابل القاء می گردد که در دام شما افتاده است و یا اینکه شما قصد سوء استفاده از وی را دارید.
با حالت شاداب و سرزنده به دیگران دست بدهید و در همه حال خنده رو باشید . افرادی که با حالت بی حال و سست دست می دهند حامل پیام بی تفاوتی هستند که مخاطب این حس را به خوبی تجربه می کند.
03- دو دستی دست دادن :
اگر شما با مخاطب صمیمی هستید و می خواهید پیام ارسالی تان به خوبی بیانگر این باشد که مشتاق هستید تا ارتباط خود را با طرف مقابل محکم تر کنید دو دستی دست بدهید . دست دادن به صورت یک دستی درست است .
05-هنگام دست دادن باید تمام کف دست مخاطب را لمس نمایید .
افرادی که با نوک انگشتانشان دست می دهند معمولا افراد مغرور و یا وسواسی هستند . آنها شاید در هنگام دست دادن پیام بی تفاوتی را به مخاطب مخابره می کنند ضمن این که از دید روان شناسان این نوع دست دادن نشانه عدم اعتماد به نفس نیز می تواند باشد .
هنگام دست دادن بهتر است پرده میان انگشت شصت و چهار انگشت به صورت عمودی با دست طرف مقابل تماس برقرار کند . در این صورت می توان گفت که شما برای شخص مقابل احترام دو جانبه قائل هستید و به وی ارادت قلبی دارید.
06- هرگز با مچ دست ، دست ندهید:
توجه داشته باشید که اگر کف دست شما زیاد عرق می کند حتما در ملاقات های مهم قبل از دست دادن آن را خشک کنید .معمولا دست عرق کرده نشانه دلهره و نوعی هیجان غیر عادی است . گاهی اوقات دست دادن با دست خیس و عرق کرده باعث می گردد تادر طرف مقابل ایجاد تنفر به وجود آید .دست دادن به دست کسی که دستش آزاد نیست صحیح نمی باشد.مثل کسی که وسیله ای در دست دارد ، در حال خوردن غذا می باشد ، کار فنی انجام می دهد یا در حال وضو ساختن است.
آیا تا کنون اتفاق افتاده است برای دست دادن از مچ دست استفاده کنید؟ به جای آن شما می توانید با یک جمله کوتاه از دست دادن پوزش بخواهید. این مساله ای است که به آسانی از طرف مخاطب قابل درک است و اصراری به دست دادن با مچ دست نداشته باشید.در این صورت شما شخصی مودب شناخته خواهید شد.
07- فاصله شما هنگامی که دست می دهید باید مناسب باشد .
این فاصله نسبت به قد افراد متفاوت است و باید به اندازه ای باشد که شما مجبور به نگاه کردن به چشمان طرف مقابل از زاویه تندی نشوید. دست دادن از فاصله دورتر تنها حامل پیام خودخواهی است . به جای آن قدمی به جلو بردارید و به عنوان شخصی خاضع و با ادب جلوه کنید. البته گاهی اوقات لازم است تا با رعایت یک فاصله مناسب به طرف مقابل اجازه روبوسی نداد و این مورد در برخورد های دیپلماتیک دیده می شود.
همین طور به آقایان داماد پیشنهاد می دهم در شب دامادی خود با رعایت یک فاصله بیش از عرف ، اجازه ندهند تا توسط همه میهمانان جشن عروسی بوسیده شوند .(10 نکته در خصوص آداب روبوسی به زودی )
هنگام دست دادن بهتر است با فشار خفیفی از انگشت شصت خود به پشت دست طرف مقابل وارد کنید . این فشار خفیف حامل پیام تداوم دوستی می باشد.در هنگام مصافحه با کف دست ،پشت دست فرد زدن خلاف ادب و آداب معاشرت اجتماعی است .
07- ارتباط چشمی مکمل آداب دست دادن:
ارتباط چشمی هنگام دست دادن بسیار مهم و اثرگذار است . به چشمان طرف مقابل نگاه کنید و تبسم بر لب داشته باشید . برای ادای احترام به استادان و پیشکسوتان بکوشید در چند لحظه مقداری بدن خود را به طرف جلو ببرید و با خم نمودن سر خود از ارتباط چشمی کم نمایید . در مورد نابینایان لازم است تا قبل از دست دادن بگویید که می خواهید با آنها دست بدهید. به طور مثال من شاید بگویم " سلام .اجازه بدهید دستان شما را بفشارم . من فریبا علومی یزدی هستم".
08-سلام کردن لازمه آداب معاشرت دست دادن:
سعی کنید هنگام دست دادن با مخاطب وقتی دستش را به گرمی می فشارید با صدای رسا و لحن خوش سلام کنید . گاهی اوقات لازم است تا با مخاطب روبوسی نمایید . از کشیدن طرف مقابل به سمت خود اجتناب نمایید و از زدن دست به پشت طرف مقابل بر حذر باشید . این می تواند حامل پیام خود خواهی باشد . از بوسیدن افراد به صورت ملچ ملوچ خودداری نمایید و به دو بار هم دوشی اکتفا نمایید .
09-دست دادن با سالمندان ، خانم ها و افراد پیشکسوت :
دست اشخاص مسن را نبايد محكم فشرد . همچنین باید توجه نمود که افراد جوان باید منتظر باشند تا از طرف شخص مسن دعوت به دست دادن شوند . مصافحه طولانی و بالا و پایین بردن مکرر دست به خصوص اگر فرد مقابل سالخورده و شخصیتی محترم و یا خانم باشد صحیح نیست . در هنگام مصافحه با سالمندان توصیه می شود از گرفتن بازو و یا لمس نمودن بدن آنها اجتناب نمایید . این توصیه در خصوص مخاطبان غریبه، افراد محترم و یا بزرگتر نیز صادق است.
از زل زدن به افراد و مخصوصا خانم ها هنگام دست دادن اجتناب نمایید.شما می توانید با لبخند و کمی خم کردن سر، اظهار خوشحالی کنید. دست دادن با خانم های ناشناس در همه فرهنگ ها و خانم های نامحرم در ایران مجاز نیست . در خصوص محارم هم ابتدا شخص خانم باید پیش دستی نماید و گرنه لازم نیست دست داد.
آقايان هنگامي كه به خانم دست مي دهند بايد دست او را کمتر از مردان بفشارند . این موضوعی است که درک آن آسان است.
10-همواره در دست دادن پیشقدم باشید و آخرین نفری باشید که دست خود را می کشید .
افراد اجتماعی و با اعتماد به نفس همیشه در دست دادن زودتر از دیگران آغاز گر هستند . با دست دادن محبت انگیز می توانید دلها را نرم و دیگران را مجذوب کنید. همین طور با کودکان دست بدهید و دستانشان را دو دستی بفشارید . با این کار شما به آنها اعتماد به نفس می دهید و تا مدت ها در خاطر آنها به عنوان شخصی با آداب معاشرت و مهربان خواهید ماند.
نکات کوتاه و نتیجه :
- با دست دادن یک نوع محبت و علاقه در خود می پرورانید.
- دست دادن باید محکم ، صمیمانه و کوتاه باشد .
- دست دادن بايد توام با شادابی و متانت همراه با ارتباط کلامی و ارتباط چشم باشد .
- بايد با دست راست دست داد و دست دادن با دستكش نيز صحيح نمي باشد.
- دست دادن با سالمندان ، خانم ها و افراد پیشکسوت با آرامی صورت می پذیرد.
- دست دادن حامل پیام است . شاید لازم است در مراسم عزاداری از طریق دستان خود حامل پیام عزا باشید. پیام دوستی را درست مخابره نماییم.
Read more: http://www.iranmojri.com/sarfasl/pub/1021-1001.html#ixzz2gHDmU8c2
معاشرت با مردم
كتاب: چهل حديث معاشرت، ص 8
يكى از امتيازات اسلام بر ساير اديان و مكاتب اين است كه به علاقه و محبت و همبستگى بين انسانها اهميت زيادى داده و سعى نموده تا بين آنان رابطه عاطفى قوى برقرار كند، و زندگى و برخورد آنها توأم با مهر و عطوفت متقابل باشد.
شايد يكى از حكمتهاى مهمى كه همه انسانها از يك پدر و مادر متولد شدهاند همين باشد كه انسانها نسبت به همديگر احساس يگانگى و خويشاوندى و برادرى نمايند.
وقتى در دستورات و قوانين اسلام دقت كنيم مىبينيم آنچه كه وجودش سبب ازدياد محبت و علاقه بين اقشار مختلف مردم بوده و هست، اسلام آن را بصورت واجب يا مستحب سفارش كرده و در مورد آن تأكيد نموده است، مانند:
برخورد خوب با انسانها، نيكى به پدر و مادر نيكى به فرزندان، برآوردن نيازهاى مردم و يارى آنها، معاشرت خوب با همسايگان و ضعيفان و بىسرپرستان و يتيمان... كه نمونهاى از آنها را در اين جزوه خواهيد خواند. و آنچه را كه موجب جدايى و از بين رفتن علاقه و ايجاد كينه و بدبينى مىشود، نهى كرده و مردم را از نزديك شدن به آنها شديدا برحذر داشته است مانند تهمت، غيبت، دروغگويى، سخن چينى، نفاق و...
نقش محبت و علاقه انسانها به همديگر چيزى نيست كه قابل انكار باشد، حتى بعضى دانشمندان معتقدند كه تنها راه اصلاح جامعه و سعادت بشر، ايجاد محبت و علاقه شديد بين انسانهاست در حدى كه باعث شود كسى به ديگرى ستم روا ندارد. از اينرو در ادامه انتشار سلسله احاديث اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام اقدام به تهيه و تنظيم اين احاديث شد كه قدمى هر چند كوچك در راه نشر فرهنگ اسلام ناب محمدى ( صلى الله عليه و آله و سلم) برداشته باشد.
برخورد با مردم
عن الصادق ( عليه السلام) قال:
قال عيسى بن مريم لبعض اصحابه: ما لا تحب ان يفعل بك فلا تفعله باحد.
امام صادق ( عليه السلام) فرمود:
حضرت عيسى بن مريم ( عليه السلام) به بعضى از ياران خود فرمود: آنچه را كه دوست ندارى نسبت به تو انجام شود تو نيز نسبت به هيچ كس انجام مده!
بحار الانوار، ج 74، ص .157
برخورد اسلامى
قال على ( عليه السلام) :
اذا لقيتم اخوانكم فتصافحوا و اظهروا لهم البشاشة و البشر تتفرقوا و ما عليكم من الاوزار قد ذهب.
امام على ( عليه السلام) فرمود:
وقتى برادرانتان را ديدار كرديد پس مصافحه كنيد و به همديگر دست بدهيد و با روى خندان با آنان ملاقات كنيد كه وقتى از هم جدا شويد همه گناهان شما آمرزيده است.
خصال صدوق، ص 633
مدارا با مردم
قال رسول الله ( صلى الله عليه و آله و سلم) :
اعقل الناس اشدهم مداراة للناس، و اذل الناس من اهان الناس.
رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) فرمود:
داناترين مردم كسى است كه با مردم بيشتر مدارا كند و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند.
بحار الانوار، 75/ .52
برخورد پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم)
عن ابى عبد الله ( عليه السلام) قال:
ما صافح رسول الله ( صلى الله عليه و آله) رجلا قط فنزع يده حتى يكون هو الذى نزع يده منه.
امام صادق ( عليه السلام) فرمود:
پيامبر خدا با هر كسى دست مىداد دستش را نمىكشيد تا طرف مقابل دستش را بكشد و از او جدا نمايد.
محجة البيضاء، 3/ .388
محبت به مردم
عن على بن ابى طالب ( عليه السلام) قال: قال رسول الله ( صلى الله عليه و آله) :
رأس العقل بعد الايمان بالله عزوجل التحبب الى الناس.
امير المؤمنين ( عليه السلام) از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) نقل مىكند كه فرمود :
سرآغاز عقل و خردمندى بعد از ايمان به خدا اظهار محبت به مردم و دوستى با آنان است.
روش برخورد با مسلمان
قال امير المؤمنين ( عليه السلام) :
ان الله يحب المرء المسلم الذى يحب لاخيه ما يحب لنفسه و يكره له ما يكره لنفسه.
امام على ( عليه السلام) فرمود:
خداوند دوست دارد آن مسلمانى را كه آنچه را براى خود مىخواهد براى برادر دينىاش هم بخواهد و آنچه را براى خويشتن نمىخواهد براى او هم نخواهد.
محاسن برقى، ج 1، ص .10
ارزش ديدار برادران
قال ابو عبد الله ( عليه السلام) :
من زار اخاه فى الله، قال الله عزوجل:
اياى زرت و ثوابك على و لست ارضى لك ثوابا دون الجنة.
امام صادق ( عليه السلام) فرمود:
هر كس براى خدا از برادرش ديدار كند، خداوند عزوجل مىفرمايد: مرا ديدار كردهاى و ثواب تو بر منست و به ثوابى جز بهشت براى تو راضى نمىشوم.
آداب معاشرت با ديگران
كتاب: ترجمه الميزان ج 15 ص 224
نويسنده: علامه طباطبايى
ترجمه آيات 64 - 58/نور
شما اى كسانى كه ايمان داريد بايد به كسانى كه شما مالك آنان شدهايد و كسانى كه هنوز بهعقل نرسيدهاند دستور دهيد در شبانه روز سه وقت از شما اجازه ورود بگيرند يكى پيش از نماز صبح و دومهنگام نيم روز كه جامههاى خويش از تن در مىآوريد و سوم بعد از نماز شبانگاه كه اين سه هنگام،هنگام خلوت شما است و پس از آن مىتوانند بدون اجازه وارد شوند و گناهى بر شما و ايشان نيست كههنگام تحرك و برخورد با يكديگر است، خدا اين چنين آيهها را براى شما بيان مىكند كه خدا دانا و فرزانهاست(58).
و چون كودكانتان به عقل رسند بايد اجازه دخول بگيرند، چنان كه نام بردگان، قبل از ايشان(و ياآنان كه زودتر از ايشان به حد رشد رسيدند)اجازه مىگرفتند، خدا اين چنين آيههاى خويش را براى شمابيان مىكند كه خدا دانا و فرزانه است(59).
و زنان وامانده كه ديگر اميد شوهر كردن ندارند به شرطى كه زينتخود نشان ندهند گناهى ندارنداگر جامه خويش بگذارند، و در عين حال خوددارى كردن برايشان بهتر است و خدا شنوا و دانا است(60).
نه براى كور مانعى هست نه براى لنگ، نه براى بيمار و نه براى شما كه از خانههاى خود ياپدرانتان يا مادرانتان يا برادران يا خواهران يا عموها يا عمهها يا خانه داييها يا خالهها يا خانهاى كه كليدشرا به شما سپردهاند يا خانه دوستانتان چيزى بخوريد، نه، تنها خوردنتان گناه است و نه با هم خوردنتان، وچون به خانهاى در آمديد خويشتن را سلام كنيد كه درودى از جانب خدا و مبارك و پاكيزه است چنينخدا، اين آيهها را براى شما بيان مىكند شايد تعقل كنيد(61).
مؤمنان فقط آن كسانند كه به خدا و پيغمبرش گرويدهاند و چون با وى به كار عمومى باشند نروندتا از او اجازه گيرند، كسانى كه از تو اجازه مىگيرند همانهايى هستند كه به خدا و پيغمبرش گرويدهانداگر براى بعض كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كدامشان خواستى اجازه بده و براى آنان آمرزش بخواهكه خدا آمرزنده و رحيم است(62).
خطاب كردن پيغمبر را ميان خودتان مانند خطاب كردن يكديگر نكنيد خدا از شما كسانى را كهنهانى در مىروند مىشناسد كسانى كه خلاف فرمان او مىكنند بترسند كه بليه يا عذابى الم انگيز به ايشان برسد(63).
هر چه در آسمانها و زمين هست از خدا است او مىداند كه شما در چه حاليد و روزى كه سوى اوبازگشتيابند از اعمالشان خبرشان دهد و خدا به همه چيز دانا است(64).
بيان آيات (بيان آياتى كه متضمن پارهاى از احكام و آداب معاشرت است)
اين آيات بقيه احكامى كه گفتيم در اين سوره آمده بيان مىكند، و سوره با همينآيات ختم مىشود، و در آن اشاره استبه اينكه خداى سبحان آنچه تشريع مىكند به علمخود مىكند، و به زودى حقيقت(و مصالح واقعى احكامش)براى مردم در روزى كه بهسويش باز مىگردند روشن مىشود.
"يا ايها الذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم...""وضع ثياب"در جمله" تضعون ثيابكم"به معناى كندن لباس، و كنايه است ازاينكه اهل خانه در حالى باشند كه چه بسا ميل نداشته باشند بيگانگان در آن حال ايشان راببينند.و كلمه"ظهيره"به معناى وقت ظهر است.و كلمه عورت به معناى عيب است، و اگرآن را عورت ناميدهاند، چون هر كس عار دارد از اينكه آن را هويدا كند، و شايد مراد از آن درآيه شريفه هر چيزى باشد كه سزاوار است پوشانده شود.
پس جمله"يا ايها الذين آمنوا"دنباله جمله سابق است كه مىفرمود: "يا ايها الذينآمنوا لا تدخلوا..."، كه حكم مىكرد به اينكه داخل شدن به خانه هر كس موقوف به اجازهگرفتن است، در نتيجه آيه مورد بحثبه منزله استثناء از آن حكم عمومى است، چون درخصوص غلامان و كنيزكان اجازه گرفتن در سه هنگام را كافى مىداند، و بيش از آن راواجب نمىداند.
و معناى اينكه فرمود: "ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم"اين است كه به ايشاندستور دهيد كه از شما اجازه دخول بخواهند، و از ظاهر جمله"ملكت ايمانكم"بر مىآيد كهمراد از آن تنها غلامان است(چون كلمه"الذين"براى مردان است، كنيزان)، هر چند كهلفظ عموميت دارد، و اگر آن خاص را به لفظ عام تعبير كرده، از باب تغليب است، و ازروايت هم اين اختصاص برمىآيد، كه به زودى رواياتش خواهد آمد.
و معناى"الذين لم يبلغوا الحلم"اطفالى است كه به حد تميز رسيدهاند، ولى بالغنشدهاند، و دليل بر رسيدن به حد تميز جمله"ثلاث عورات لكم"است.
و منظور از جمله"ثلاث مرات"سه نوبت در هر روز است، به دليل اينكه دنبالش آنرا تفصيل داده، و فرموده: اول قبل از نماز فجر، و دوم هنگام ظهر كه به خانه مىآييد و جامهمىكنيد، سوم بعد از نماز عشاء، و در جمله"ثلاث عورات لكم"به وجه حكم اشاره نموده ومىفرمايد: اين سه موقع سه عورت استبراى شما، كه طبعا شايسته نيست غير از شما كسى بروضع شما مطلع شود.
و معناى اينكه فرمود: "ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهن"اين است كه مانعىنيست كه بعد از اين سه موقع مامورشان نكنيد به اجازه دخول خواستن و مانعى هم براى ايشاننيست كه از شما استيذان نكنند.و در جمله"طوافون عليكم بعضكم على بعض"به وجه اينحكم(يعنى رفع مانع مذكور)اشاره نموده و مىفرمايد: چون در غير اين سه موقع غلامان وكنيزان دائما در آمد و شد، و خدمتند.پس تنها در اجازه خواستن به اين سه هنگام اكتفاء كنند.
"كذلك يبين الله لكم الآيات" - يعنى خدا اين چنين احكام دين خود را بيان مىكند، چون اين آيات دلالتبر آن احكام دارد"و الله عليم حكيم"احوال شما را مىداند، و آنچه راكه حكمت اقتضاء مىكند نيز مراعات مىكند.
"و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا..."اين جمله بيانگر اين حقيقت است كه حكم مذكور، يعنى استيذان در سه نوبتبراىاطفال تا مدتى معين معتبر است، و آن رسيدن به حد بلوغ است، و بعد از آن بايد مانند كسانىكه قبلا ذكر شد يعنى بالغان از مردان و زنان آزاد اجازه بگيرند، "خدا اين چنين آيات خود رابرايتان بيان مىكند و خدا عليم و حكيم است".
"و القواعد من النساء اللاتى لا يرجون نكاحا..."كلمه"قواعد"، جمع قاعده است، كه به معناى زنى است كه از نكاح بازنشستهباشد، يعنى ديگر كسى به خاطر پيرىاش ميل به او نمىكند، بنابر اين جمله"اللاتى لايرجون نكاحا"وصفى توضيحى براى كلمه قواعد است، و بعضى گفتهاند: كلمه مذكور بهمعناى زنى است كه از حيض يائسه شده باشد، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباهاست.
و در مجمع البيان گفته: كلمه"تبرج"به معناى اين است كه زن محاسن وزيبايىهاى خود را كه بايد بپوشاند اظهار كند، و اين كلمه در اصل به معناى ظهور بوده، برجرا هم به همين جهتبرج ناميدهاند، كه بنايى است ظاهر و پيدا (1) .
اين آيه در معناى استثنايى است از عموم حكم حجاب، و معنايش اين است كه بر هرزنى حجاب واجب است الا زنان مسن، كه مىتوانند بى حجاب باشند، البته در صورتى كهكرشمه و تبرج نداشته باشند.
و جمله"و ان يستعففن خير لهن"كنايه است از خودپوشى، يعنى همين زنانسالخورده نيز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است، و جمله"و الله سميع عليم"تعليلحكمى است كه تشريع كرده، و معنايش اين است كه خدا شنوا است آنچه را كه زنان بهفطرت خود در خواستش را دارند، و دانا استبه احكامى كه به آن محتاجند.
"ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج و لاعلى انفسكم ان تاكلوا من بيوتكم...او صديقكم"
ظاهر آيه اين است كه در آن براى مؤمنين حقى قائل شده، و آن اين است كهمىتوانند در خانه خويشاوندان، و يا كسانى كه ايشان را امين مىدانند، و يا خانه دوستان خودچيزى بخورند، البته به مقدارى كه بدان احتياج دارند، نه به حد اسراف و افساد.
"ليس على الاعمى حرج...و لا على انفسكم"
- در عطف"على انفسكم"كه عطفبه ما قبل خود شده، دلالت استبر اينكه شمردن نامبردگان از اين باب نبوده كه خصوصيتىداشته باشند، بلكه از باب اين بوده كه به خاطر عيب و نقصى كه در اعضاء دارند احيانانمىتوانند رزق خود را كسب كنند، لذا جايز است كه از خانههاى نامبردگان رفع حاجتكنند، و الا فرقى ميان كور و چلاق و مريض و غير ايشان نيست.
"من بيوتكم او بيوت آبائكم..."
- در اينكه خانههايتان را با خانههاى خويشاوندانتانو بقيه نامبردگان آورده، اشاره استبه اينكه در دين اسلام خانههاى نامبردگان با خانه خودشما فرقى ندارد، چون در اين دين مؤمنين، اولياى يكديگرند، و در حفظ خانه و زندگى يكديگرفرقى با خانه و زندگى خودشان نمىگذارند، آن طور كه صاحب اختيار و سرپرستخانهخويشند، خانههاى اقرباء و كسانى كه شما قيم و سرپرستى آنان را داريد و دوستان خويشرا نيز سرپرستى مىكنيد.
علاوه بر اين كلمه"بيوتكم"شامل خانه فرزند و همسر انسان نيز مىشود همچنان كهروايت هم به اين معنا دلالت دارد.
"او ما ملكتم مفاتحه" - كلمه"مفاتح"جمع مفتح و به معناى مخزن است، و معناىجمله اين است كه حرجى بر شما نيست از اينكه بخوريد از خانههاى خودتان، (كه گفتيممنظور خانه فرزندان و همسران است)، و هر جا كه كليدش به شما سپرده شده، مانندخانههايى كه انسان قيم و يا وكيل در آن شده باشد، و يا كليدش را به آدمى سپرده باشند.
"او صديقكم" - اين جمله عطف استبر ماقبل، به تقدير كلمه"بيت"چون سياقآن را مىرساند، و تقدير"و يا خانه صديقتان"بوده است.
"ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا او اشتاتا"
كلمه"اشتات"جمع"شت"است، و شت مصدر است كه به معناى تفرق است، واگر در معناى متفرق استعمال شده به منظور مبالغه بوده، و باز به همين منظور به صيغه جمعآمده، ممكن هم هست مصدر نباشد، بلكه صفتباشد، به معناى متفرق، همچنان كه كلمهحق، وصفى استبه معناى حقدار.
و معناى آيه اين است كه گناهى بر شما نيست كه همگى دست جمعى و با يكديگربخوريد، و يا جدا جدا.و اين آيه هر چند كه به حكم روايات درباره موردى خاص نازل شده،ولى مفادش عام است.
مفسرين در اين فصل از آيه و در فصل قبلى آن اختلاف شديدى دارند، كه ما صلاحدر آن ديديم كه از ايراد آن و غور و بحث از آن صرف نظر كنيم، چون معنايى كه ما براى ايندو فصل آورديم معنايى است كه از سياق استفاده مىشود.
"فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحية من عند الله مباركة طيبة..."
بعد از آنكه گفتگو از خانهها را به ميان آورد، ادب دخول در آن را متفرع بر آن نموده،فرمود: "و چون داخل خانهها شويد بر خود سلام كنيد".
و مقصود از"سلام كردن بر خود"، سلام كردن بر هر كسى است كه در خانه باشد،در اينجا نيز اگر نفرمود: "بر اهل آن سلام كنيد"، خواستيگانگى مسلمانان با يكديگر رابرساند، چون همه انسانند، و خدا همه را از يك مرد و زن خلق كرده، علاوه بر اين همهمؤمنند، و ايمان ايشان را جمع كرده، چون ايمان قوىتر از رحم، و هر عامل ديگرى براىيگانگى است.
و بعيد هم نيست كه مراد از جمله"فسلموا على انفسكم"اين باشد كه وقتى كسىداخل بر اهل خانهاى شد، بر آنان سلام كند، و ايشان جواب سلامش را بدهند.
جمله"تحية من عند الله مباركة طيبة"حال است، يعنى در حالى كه سلام تحيتىاست از ناحيه خدا، چون او تشريعش كرده و حكمش را نازل ساخته تا مسلمانان با آن يكديگررا تحيت گويند، و آن تحيتى است مبارك و داراى خير بسيار، و باقى و طيب، چون ملايم بانفس است.آرى، حقيقت اين تحيت گسترش امنيت و سلامتى بر كسى است كه بر او سلاممىكنند، و امنيت و سلامتى پاكيزهترين چيزى است كه در ميان دو نفر كه به هم برمىخورندبرقرار باشد.
خداى سبحان سپس آيه را با جمله"كذلك يبين الله لكم الآيات"ختم كرد، كهتفسيرش گذشت.
"لعلكم تعقلون" - يعنى تا شايد شما به معالم دين خود آگهى يابيد و به آن عمل كنيد،- برخى اين طور معنا كردهاند.
"انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه على امر جامع لم يذهبواحتى يستاذنوه..."
ذكر جمله"الذين آمنوا بالله و رسوله"براى بيان مؤمنين با اينكه معناى كلمه مؤمنينروشن بود براى اين بود كه دلالت كند بر اتصافشان به حقيقت معناى ايمان، و معنايش ايناست كه مؤمنين عبارتند از آنهايى كه به خدا و رسولش ايمان حقيقى دارند، و به وحدانيتخدا و رسالت رسولش باور و اعتقاد قلبى دارند.
و به همين جهت دنبالش فرمود: "و چون با او بر سر امرى اجتماع و اتفاق مىكنند، نمىروند تا اجازه بگيرند"و مقصود از امر جامع امرى است كه خود به خود مردم را دور همجمع مىكند، تا درباره آن بينديشند و مشورت كنند، و سپس تصميم بگيرند، مانند جنگ وامثال آن.
و معناى آيه اين است كه چون با رسول او بر سر امرى از امور عمومى اجتماعمىكنند، پى كار خود نرفته و از آن جناب روى نمىگردانند، مگر بعد از آنكه كسب اجازهكرده باشند.
و چون چنين بود، دنبالش فرمود: "كسانى كه از تو اجازه مىگيرند كسانى هستندكه به خدا و رسولش ايمان دارند"و اين در حقيقتبه منزله عكس صدر آيه است، تا دلالتكند بر ملازمه و اينكه ايمان از كسب اجازه جدا نمىشود.
"فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم" - در اين جمله خداى تعالىرسول گرامى خود را اختيار مىدهد كه به هر كس خواست اجازه رفتن بدهد، و به هر كسخواست ندهد.
"و استغفر لهم الله ان الله غفور رحيم"
- در اين جمله رسول گرامى خود را دستورمىدهد تا به منظور دلخوش كردن آنان، و تا رحمتى باشد براى آنان، از خدا برايشان طلبمغفرت كند.
"لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا..."
"دعاء رسول"به معناى اين است كه آن جناب مردم را براى كارى از كارها دعوتكند، مانند دعوتشان به سوى ايمان و عمل صالح و به سوى مشورت در امرى اجتماعى و بهسوى نماز جماعت، و امر فرمودنش به چيزى از امور دنيا و آخرتشان، همه اينها دعا و دعوت اواست.
شاهد اين معنا جمله ذيل آيه است كه مىفرمايد: "قد يعلم الله الذين يتسللون منكملو اذا"و نيز تهديدى كه دنبال آيه درباره مخالفت امر آن جناب آمده، و شهادت اين دو فقره برمدعاى ما روشن است، و اين معنا با آيه قبلى هم مناسبتر است، زيرا در آن آيه مدح مىكردكسانى را كه دعوت آن حضرت را اجابت مىكردند، و نزدش حضور مىيافتند، و از او بدون اجازهاش مفارقت نمىكردند، و اين آيه مذمت مىكند كسانى را كه وقتى آن جناب دعوتشانمىكند سر خود را مىخارانند، و اعتنايى به دعوت آن جناب نمىكنند.
از اينجا معلوم مىشود اينكه بعضى (2) گفتهاند: "مراد از دعاى رسول، خطاب كردن اوو صدا زدن او است، كه مردم آن جناب را مثل ساير مردم صدا نزنند، بلكه با مردم فرق گذاشتهاو را محترمانه صدا بزنند، مثلا، نگويند يا محمد، و يا ابن عبد الله، بلكه بگويند يا رسول الله"معناى درستى نيست.
و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى (3) كردهاند كه: مراد از دعاء، نفرين كردن آنجناب است، كه نفرين او را مثل نفرين سايرين ندانند، كه در حقيقت آيه شريفه مردم را نهىمىكند از اينكه خود را در معرض نفرين آن جناب قرار دهند، يعنى او را به خشم در نياورند،چون خدا نفرين او را بى اثر نمىگذارد.و وجه ضعف و نادرستى اين دو معنا اين است كهذيل آيه با آنها سازگارى ندارد.
كلمه"تسلل"در آيه مورد بحثبه معناى اين است كه كسى خود را از زير بار وتكليفى به طور آرام بيرون بكشد، كه ديگران نفهمند، و اين كلمه از"سل سيف"يعنى بيرونكردن شمشير از غلاف گرفته شده.و كلمه"لواذا"، به معناى ملاوذه است، و"ملاوذه"آناست كه انسانى به غير خود پناهنده شده و خود را پشتسر او پنهان كند.و معناى آيه ايناست كه خداى عز و جل از ميان شما آن كسانى را كه از ما بين مردم با حيله و تزوير بيرونمىشوند، در حالى كه به غير خود پناهنده مىشوند و به اين وسيله خود را پنهان مىكنند و هيچاعتنايى به دعوت رسول ندارند، مىشناسد.
"فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم"
- ظاهر سياقآيه با در نظر داشتن معنايى كه گذشت، اين است كه ضمير"عن امره"به رسول خدا برمىگردد، و امرش همان دعاى او است، در نتيجه آيه شريفه كسانى را كه از امر و دعوت آنجناب سر مىتابند، تحذير مىكند از اينكه بلا و يا عذابى دردناك به آنان برسد.
بعضى (4) از مفسرين گفتهاند: "ضمير در"عن امره"به خداى سبحان بر مىگردد، ودر آيه شريفه هر چند كه امرى از ناحيه خدا وجود ندارد تا ضمير بدان برگردد، و ليكن هماننهى كه كرد و فرمود: "دعاى رسول را چون دعاى يك نفر عادى قرار ندهيد"در حقيقت درمعناى امر و به صورت نهى است، چون معنايش اين است كه دعوت او را بپذيريد، و كلمه"بپذيريد"امر است، و از ميان اين دو وجه وجه اولى بهتر است.
"الا ان لله ما فى السموات و الارض..."
اين جمله بيان عموميت ملك است، و اينكه هر چيزى بدون استثناء مملوك خداىسبحان و قائم به او است پس به همين دليل با جميع خصوصيات وجودش معلوم براى او استپس او آنچه را كه وى بدان محتاج باشد مىداند، و مردم هم يكى از موجوداتند، كه خدا بهحقيقتحالشان و آنچه بدان نيازمندند آگاه است.پس مىفهميم كه آنچه از شرايع دين همكه براى آنان تشريع كرده امورى است كه در حياتشان بدان نيازمندند، همچنان كه ارزاقىكه برايشان آفريده مورد حاجتشان بوده، و بدون آن بقاء و دوام نخواهند داشت.
پس اينكه فرمود: "قد يعلم ما انتم عليه - او مىداند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و حقيقتحال شما را آگاه است، و مىداند كه چه احتياجاتى داريد"به منزله نتيجهاى است كه برحجت مذكور مترتب مىشود، و معنايش اين است كه مالكيتخدا بر شما و هر چيز ديگر مستلزمعلم او به حال و احتياجات شما است، آرى، او به علت اينكه مالك شما است، مىداند كهچه قسم شريعت و احكامى مورد احتياج شما است، همان را برايتان تشريع نموده، و بر شماواجب مىكند.
و جمله"و يوم يرجعون اليه فينبئهم بما عملوا و الله بكل شىء عليم"عطف استبرجمله" ما انتم عليه"و معنايش اين است كه او هم در دنيا عالم به احوال شما است، و هم درروزى كه به سويش باز مىگرديد، يعنى روز قيامت كه در آن روز هر كسى را به حقيقتعملى كه كرده خبر مىدهد، و خدا به هر چيزى دانا است.
خداى تعالى در اين جمله ذيل، مردم را تحريك بر اطاعت و انقياد نسبتبه احكامشرع خود، و عمل به آن فرموده، به اين بيان كه به زودى ايشان را به حقيقت اعمالشان خبرمىدهد، همچنان كه در صدر آيه تحريك مىكرد به اينكه شرع را بپذيرند، چون خدا آن راتشريع كرده، كه عالم به حوايج مردم است، و اين شريعتحوايج آنان را بر مىآورد.
بحث روايتى(رواياتى در باره مفاد و شان نزول پارهاى از آيات گذشت
در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور و ابن ابى شيبه و ابو داوود و ابن مردويه، وبيهقى، در"سنن"خود از ابن عباس روايت كردهاند كه در ذيل آيه"يا ايها الذين آمنواليستاذنكم"گفته است: آيه اذن از جمله آياتى است كه بيشتر مردم به آن عمل نكردند، ولىمن همواره به اين دخترم - كنيزى كوتاه قد بالاى سرش ايستاده بود - يادآورى مىكنم كه ازمن اجازه بگيرد، و سپس بر من وارد شود (5) .
و در تفسير قمى درباره همين آيه از قول امام(ع)گفته: خداى تعالى مردمرا نهى كرد از اينكه در اين سه هنگام - كه ذكر فرموده - داخل خانه كسى بشوند، چه اينكهپدر باشد يا خواهر و يا مادر و يا خادم، مگر به اذن ايشان، و آن سه وقت عبارت است از، بعداز طلوع فجر و ظهر و بعد از عشاء، و غير اين سه هنگام را مطلق گذاشته و فرموده"ليس عليكمجناح بعدهن"يعنى بعد از اين سه هنگام"طوافون عليكم بعضكم على بعض" (6) .
و در كافى به سند خود از زراره از امام صادق(ع)روايت كرده كه در تفسيرجمله"ملكت ايمانكم"فرموده: اين حكم تنها مخصوص مردان است، نه زنان.زرارهمىگويد پرسيدم: پس زنان در اين سه هنگام بايد اجازه بگيرند؟فرمود: نه، و ليكن مىتوانندداخل و خارج شوند، و درباره كلمه"منكم"در جمله"و الذين لم يبلغوا الحلم منكم"فرمود:
يعنى از خودتان، آنگاه اضافه فرمود كه: بر شما است(بر ايشان است - نسخه بدل)كه مانندكسانى كه بالغ شدهاند در اين سه ساعت استيذان كنند (7) .
مؤلف: در اين مساله كه حكم مخصوص مردان است روايات ديگرى نيز از امام باقر وامام صادق(ع)رسيده.
و در مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث گفته: معنايش اين است كه: به غلامان وكنيزان خود دستور دهيد وقتى مىخواهند به شما و در محل خلوت شما وارد شوند، از شمااجازه بگيرند(نقل از ابن عباس)بعضى ديگر گفتهاند: تنها عبيد مورد نظرند، (نقل از ابنعمر)، البته به اين مضمون از امام ابى جعفر و ابى عبد الله(ع)نيز روايتشده (8) .
مؤلف: با اين روايات و با ظهور خود آيه روايتى كه حاكم از على(ع)نقلكرده ضعيف مىشود، و آن اين است كه مراد زنانند، و اما مردان بايد استيذان كنند.
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، و ابن مردويه، از ابن عمر روايت كرده كهگفت: رسول خدا(ص)فرمود: اعراب بر شما مسلمانان غلبه نكنند در ناميدننماز عشاء به نماز عتمه، چون اين نماز در كتاب خدا عشاء ناميده شده، كلمه عتمه مربوط بهدوشيدن شتران در آن هنگام است.
مؤلف: نظير اين روايت از عبد الرحمان بن عوف به اين عبارت نقل شده، كه رسولخدا(ص)فرمود: اعراب در مراسم نماز شما بر شما غلبه نكنند، كه خداى تعالى فرموده: "و من بعد صلوة العشاء"و عتمه مربوط به شتران است
(9) .
و در كافى به سند خود از حريز از امام صادق(ع)روايت كرده كه آيه"انيضعن ثيابهن"را قراءت نموده و فرمودند: مراد از آن جلباب و خمار است، در صورتى كه زنسالخورده باشد (10) .
مؤلف: و در اين معنا اخبار ديگرى نيز هست.
و در الدر المنثور است كه ابن جرير، و ابن ابى حاتم از ضحاك روايت كرده كهگفت: اهل مدينه قبل از آنكه رسول خدا(ص)مبعوث شود رسمشان چنين بودكه افراد كور و مريض و چلاق را در غذا با خود شركت نمىدادند، و فكر مىكردند كه افرادكور تشخيص نمىدهند كدام لقمه لذيذتر و بهتر است، مريض هم كه نمىتواند مانند سالمغذا بخورد، و چلاق هم حريف اشخاص سالم نيست، ولى بعد از بعثت اجازه داده شد كه باآنان غذا بخورند (11) .
و نيز در همان كتاب است كه ثعلبى از ابن عباس روايت كرده كه گفت: حارث بارسول خدا(ص)به عزم جهاد بيرون شد، و خالد بن زيد را جانشين خود در امورخانوادهاش كرد، و خانواده حارث از اينكه با خالد كه بيمار بود غذا بخورند ناراحتبودند، پساين آيه نازل شد (12) .
و نيز در همان كتاب است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابن ابى حاتم، از قتادهروايت كردهاند كه گفت: اين قبيله كه از بنى كنانة بن خزيمه است، در جاهليت تنها غذاخوردن را ننگ مىدانستند، حتى پيش مىآمد كه يكى از آنان بر شدت گرسنگى غذا را باخود مىگردانيد تا شايد كسى را پيدا كند كه با او غذا بخورد و آب بياشامد، ولى در اسلاماجازه هر دو قسم غذا خوردن داده شد، و آيه شريفه "ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا اواشتاتا"نازل گرديد (13) .
مؤلف: و در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز هست.
و در كافى به سند خود از زراره، از امام صادق(ع)روايت آورده كه درمعناى آيه"او ما ملكتم مفاتحه او صديقكم"، فرمود: اينها كه خداى عز و جل در اين آيه نامشان را برده، بدون اجازه از خرما و خورش و طعام يكديگر مىخوردند، و همچنين زن بدوناجازه از خانه شوهرش مىتواند بخورد، و غير اينها نمىتوانند (14) .
و در همان كتاب به سند خود از ابى حمزه ثمالى از امام باقر(ع)روايتكرده كه فرمود: رسول خدا(ص)به مردى فرمود: تو و آنچه مال دارى ملكپدرت هستى، آنگاه امام فرمود: در عين حال من دوست نمىدارم كه پدرى از مال پسربردارد، مگر آن مقدارى كه ناچار از آن است، چون خدا فساد را دوست نمىدارد (15) .
و در همان كتاب به سند خود از محمد بن مسلم، از امام صادق(ع)روايتكرده كه از آن جناب در مورد مردى پرسيدم كه پسرش توانگر است، و پدر محتاج؟فرمود: پدرمىتواند از مال او بخورد، و اما مادر نخورد، مگر به عنوان قرض (16) .
و باز در همان كتاب به سند خود از جميل بن دراج از امام صادق(ع)
روايت كرده كه فرمود: زن مىتواند بخورد، و صدقه دهد، و دوست هم مىتواند از منزلبرادرش بخورد، و صدقه دهد (17) .
و در همان كتاب به سند خود از ابن ابى عمير، از شخصى كه نامش را برد، از امامصادق(ع)روايت كرده كه در ذيل جمله"او ما ملكتم مفاتحه"فرمود: مثل كسىكه وكيلى در اموال خود دارد، و او بدون اجازه وى از مال وى مىخورد (18) .
و در مجمع البيان در ذيل جمله: "ان تاكلوا من بيوتكم"گفته: بعضى گفتهاندمعنايش" من بيوت اولادكم"است، به دليل اينكه امام به فرزند كسى فرمود: تو و مالت مالپدرت هستى، و نيز همان جناب فرموده: پاكيزهترين رزقى كه انسان مىخورد آن است كه ازكسبش باشد، و فرزند او نيز از جمله كسب او است (19) .
مؤلف: و در اين معانى روايات بسيارى ديگر است.
و در كتاب معانى، به سند خود از ابى الصباح روايت كرده كه گفت: از امام باقر(ع) از معناى آيه"فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم..."پرسيدم، فرمود: اين همان سلام كردن شخص به اهل خانه است، وقتى كه به خانه وارد مىشود، و جواب سلام اهلخانه به او است، زيرا همين سلام و عليك، سلام بر خودتان است (20)
مؤلف: در تفسير همين آيه اشاره به اين معنا گذشت.
و در تفسير قمى در ذيل جمله"انما المؤمنون الذين...حتى يستاذنوه"فرمودهاند: اينآيه درباره عدهاى نازل شد كه هر وقت رسول خدا(ص)ايشان را براى امرى ازامور جمع مىكرد تا پى كارى يا جنگى كه پيش آمده بود بفرستد، بدون اجازه او متفرقمىشدند، خداى تعالى ايشان را از اين رفتار نهى فرمود (21) .
و در همان كتاب در ذيل آيه"فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم" فرمود: اين آيه درباره حنظلة بن ابى عياش نازل شد، و جريانش چنين بود كه او در شبى كهفردايش جنگ احد شروع مىشد، عروسى كرده بود، پس از رسول خدا(ص) اجازه گرفت تا نزد اهلش بماند، پس خداى عز و جل اين آيه را فرو فرستاد، حنظله نزد اهلشماند، صبح در حال جنابتبه ميدان جنگ آمد و شهيد شد، رسول خدا(ص) فرمود: من خود ديدم كه ملائكه حنظله را با آب ابرها، و روى تختههايى از نقره در ميانآسمان و زمين غسل مىدادند، و به همين جهت او را غسل الملائكه ناميدند (22) .
باز در همان كتاب در ذيل آيه"لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا"از قول امام(ع)گفته: يعنى رسول خدا(ص)را مثل يك فرد عادىصدا نزنيد و در روايت ابى الجارود از ابى جعفر(ع)آمده كه در معناى آيه مذكورمىفرمود: نگوييد: يا محمد، و يا ابا القاسم، بلكه بگوييد: يا نبى الله، و يا رسول الله (23) .
مؤلف: نظير اين حديث از ابن عباس روايتشده، و ليكن در سابق گفتيم كه ذيلآيه شريفه با اين معنا آنطور كه بايد سازگار نيست.
پىنوشتها:
1) مجمع البيان، ج 7، ص 154.
2) مجمع البيان، ج 7، ص 158.
3) روح المعانى، ج 7، ص 158.
4) روح المعانى، ج 18، ص 226.
5) الدر المنثور، ج 5، ص 56.
6) تفسير قمى، ج 2، ص 108.
7) كافى، ج 5، ص 529 ح 2.
8) مجمع البيان، ج 7، ص 154.
9) الدر المنثور، ج 5، ص 57.
شرح مختصری بر تاریخچه آداب رفتاری و آداب معاشرت
شرح مختصری بر تاریخچه آداب رفتاری و نگاهی بر کسانی که در جهان امروز از آنها با عنوان خبرگان آداب و معاشرت یاد می شود
چه کسی این قوانین را وضع کرده است؟ آیا کسانی که از آنها با عنوان خبرگان آداب و معاشرت یاد می شود برای دریافت این عنوان لازم است تا مدارک دانشگاهی کسب کنند؟آیا می بایست آزمایشات اجتماعی درجه بالایی را بگذارنند تا بتوانند قوانین مرتبط با باید ها و نباید های رفتار متمدنانه به ما یاد آوری کنند؟
سرفصل ها | آداب معاشرت و ارتباطات عمومی |
شاید تعجب برانگیز نباشد اگر بگوییم که قوانینی که در جهان امروز ازآنها با عنوان آداب معاشرت روز یاد می شود بر گرفته از آداب جاری در دربار سلطنتی فرانسه در سالهای 1600تا 1700 است.تحت فرمان پادشاه لوئی چهاردهم پلاکاردی تهیه شد( لغت "اتیکت" به مفهوم پلا کارد در فرانسه است)تمامی قوانینی که توسط وی صادر شده بود روی این پلاکارد نوشته شده بود و به همه ارسال شد تا آن قوانین را دنبال کنند.
آن روزها رعایت آداب رفتاری بسیار جدی گرفته می شد .و مردم به شدت در پی گیری این قوانین سخت گیری می کردنند.
حتی قبل از اینکه لوئی چهاردهم این قوانین را وضع کند اولین کتاب مربوط به نحوه رعایت آداب معاشرت در سال 2400 قبل از میلاد نوشته شده بود .رعایت متناسب آداب رفتاری سالها بود که باب شده بود.از همین جا بود که آداب رفتار آمریکائی شروع به رشد کرد.
اولین نگارشی که در زمینه آداب معاشرت آمریکائی نوشته شد در رابطه با قوانین نزاکت است که توسط جورج واشنگتن صادر شد اما شایع ترین قوانین اینچنینی که به عنوان" اولین " دستورات رفتاری در بین عامه شناخته شده است توسط امیلی پست در سال 1922 نوشته شده اشت. در این راستا کتابی با عنوان "آداب رفتار در جامعه.تجارت.سیاست و در خانه " از وی به چاپ رسید .این کتاب پر فروشترین کتاب زمان خود شدو راه را برای نویسنده خود باز کرد تا به سخنرایی های خود در مورد آداب معاشرت و رعایت نزاکت ادامه دهد.
سپس کاری پست شروع کرد توسط امی وان در بیلت دنبال شد وی خود را "روزنامه نگاری معرفی کرد که در زمینه آداب معاشرت می نویسد ". سهم وی در پیشبرد آداب معاشرت در آمریکا کتابی بود با عنوان "راهنمای کامل آداب معاشرت نوشته امی وان در بیلت".
طولی نکشید که راه آنها توسط دیگر استادان آداب و معاشرت دنبال شدکه شامل :له تی شیا بالدریج و جودیت مارتین "بانوان آدب و نزاکت" .این دو در رابطه با نحوه سخن گوئی نکاتی را ابراز داشته اند که در نهایت منجر به چاپ چندین جلد کتاب در زمینه آداب و معاشرت شد. یکی از این کتابها "راهنمای بانوان با نزاکت در دستیابی به آرامش خانوادگی " است که در سال 1999 وی آن را به چاپ رسانید.
در حال حاضر پگی پست از نواده امیلی یست به بررسی نکات مرتبط با آداب معاشرت پرداخته است .کتاب وی با عنوان " فواید رعایت آداب معاشرت در تجارت :مهارتهای فردی در دستیابی به موفقیت در کار " می باشد و همین طور اقدام به برقرای یک شبکه اینتر نتی کرده است که قوانین توصیه شده توسط وی را در رابطه با رفتار های بهینه توسط هر کسی تنها با بکار گیری یک کامپیوتر و یک مودم قابل دستیابی است.
حوزه مربوط به قوانین آداب معاشرت بسیار گسترده تر از تنها رعایت رفتار های اجتماعی است . امروزه آموزش یاران بسیاری وجود دارند که مسئول آموزش رفتار بهینه به کارکنان اجرائی هستند و توسط صاحبان این مشاغل برای انجام این کارها استخدام می شوند.آموزش دهندگان آداب و معاشرت نه تنها نحوه لباس پوشیدن و رفتار صحیح را به کار کنان آموزش می دهند ( نحوه صحبت کردن و غذا خوردن صحیح در یک شرکت چگونه است) بلکه به آنها یاد می دهند تا چه طور می تواند باعث موفقیت شرکت خود در جهان تجارت شوند.آنها این کار را با رائه دروسی همچون مسائل مرتبط با نامه نگار ی صحیح تجاری انجام می دهند.
چون جوامع جهانی هر روز بیشتر وبیشتر بهم نزدیک می گردند بخش های اجرائی که سوابق بیشتری در زمینه شناخت اختلافات اجتماعی و فرهنگی دارند شانس بیشتری در دستیابی به موفقیت دارند و اگر بتوانند با توجه به اختلافات موجود بین جوامع مختلف رفتار بهتری از خود نشان دهند و با مهارت کامل در حوزه رعایت آداب رفتاری عمل کنند به نسبت های موفقییت بالاتری دست خواهند یافت.
به عنوان یک روزنامه نگار این اساتید آموزش آداب و معاشرت خوب می دانند که از چه چیزی صحبت می کنند.
بنا براین چون مطالب بسیاری توسط این خانمها در رابطه با نحوه رعایت آداب معاشرت نوشته شده است اگر کسی رفتاری خلاف رفتار مطابق با استاندارد تمدن امروزه از خود نشان دهد د یگر عذری از وی پذیرفته نمی باشد .
واضح است اگر کسی برای شما هدیه ای فرستاد و شما در مقابل از ارسال یک نامه تشکر آمیز کوچک هم غفلت کردید دیگر عذری ا زشما هم پذیرفته نیست.
آداب استفاده از آسانسور
چون امروزه بیشتر اماکن تجاری و اداری در بلوکهای ساختمانی قرار دارند نیاز به استفاده از آسانسور یکی از ضروریات زندگی روزمره شده است .در واقع با توجه به کثرت برجهای ساختمانی در شهر ها باید بگوییم اگر آسانسور وجود نداشت ما باید چه کار می کردیم؟ به اعتقاد بسیاری از مردم برای بالا رفتن و دستیابی به طبقات بالاتر بهتر است از پاهای خود کمک بگیرید . می توانید هنگام استفاده از آسانسور عکس خود را درون آینه داخل آسانسور تماشا کنید ، آواز بخوانید و ... شاید هم بسیاری از اوقات مجبور شوید در طول راه به طبقات بالاتر یا پایینتر با کسی یا کسانی همراه باشید. بنابراین باید از انواع مختلف آداب نانوشته مربوط به مشارکت استفاده از آسانسور در اماکن کاری و عمومی آشنا باشید .
به نظر می رسد اکثراً به هنگام استفاده مشترک از آسانسور مردم دچار اشتباهاتی می شوند ولی نکات مندرج در این مقاله به شما کمک می کند تا نحوه صحیح استفاده از آسانسور های عمومی را فرا گیرید .
باید ها
اگر در آسانسور قرار دارید و هنوز در آن باز بوده ولی نزدیک است بسته شود و افراد دیگری در حال ورود به آسانسور هستند در را برای آنها باز نگاه دارید یا دکمه مخصوص باز نگاه داشتن در را فشار دهید تا آنها بتوانند سر فر صت و بدون عجله وارد شوند.
هیچ چیز بدتر از این نیست که فردی با عجله بخواهد وارد آسانسوری شود که درب آن در حال بسته شدن است و ناگهان در محکم به صورت وی بر خورد کند . شاید اگر این کار را انجام دهید دیگر افراد حاضر در آسانسور قدری از رفتار شما متعجب شوند ولی شما به زودی همه چیز را فراموش خواهید کرد در صورتی که مطمئن باشید فردی که اجازه ندادید که درب آسانسور به صورتش بخورد همیشه چهره شما را بخاطر خواهد داشت .
اگر خیلی حالتان خوب نیست به ویژه اگر در اثر حال نامساعد خود مرتب سرفه یا عطسه می کنید سعی کنید در صورت امکان صبر کرده تا به تنهایی بتوانید از آسانسور استفاده کنید .اگر آسانسور شلوغ نباشد عطسه و سر فه کردن شما از چشم ديگران مزاحمت محسوب نمی شود .
هنگام قرار گرفتن در آسانسور شلوغ رعایت فضا برای دیگران را هم بکنید.
نباید ها
در برجهای خیلی شلوغ که امکان استفاده همزمان بسیاری از افراد از آسانسور وجود دارد و مرتبا آسانسور ها پر و خالی می شوند و اکثرا همه عجله دارند. بهتر است تنها برای یک یا دو طبقه افراد زیادی را معطل نگذاشته و خود زحمت این یک یا دو طبقه را بکشید مگر در شرایطی که جسم شما از نظر سلامتي به شما این اجازه را نمی دهد .
در جهان تجارت زمان یعنی پول . اگر در چنین ساختمان اداری بزرگی فقط برای بالا رفتن از یک یا دو طبقه از آسانسور استفاده کنید وجهه خوبی در نظر دیگران پیدا نخواهید کرد .
(این مشکل بیشتر هنگام بالا رفتن از طبقات روی می دهد تا پایین آمدن. برخی از افراد به دلایل شرایط جسمی خاص به سختی امکان انجام آن را دارند ) .
اگر آسانسور خیلی شلوغ بود بخاطر همکار یا دوستتان آن را خیلی معطل نگاه ندارید چون مثلا او در حال آب خوردن در طبقه ای است که آسانسور به خاطر وی معطل نگاه داشته شده است.
قانون آداب و معاشرت در چنین شرایطی حکم می کند که اگر ظرف چند ثانیه فردی را که بخاطر وی دیگران را منتظر نگاه داشته اید را مشاهده نکردید یا صدا بزنید و یا از بقیه جدا شده ؛ بگذارید دیگران به کارشان برسند .
اگر دیگر افراد حاضر در آسانسور عجله داشتند در را ببندید و از نوبت بعدی آسانسور استفاده کنید .
کسی که کنار پانل مخصوص هدایت آسانسور ایستاده است آسانسور چی نیست . اگر آسانسور شلوغ باشد شاید وی داوطلبانه بخواهد این کار را برای دیگران انجام دهد اما غالبا بهتر آن است که خود دکمه طبقه مورد نظرتان را فشار دهید و نگویید " می شه لطفا دکمه طبقه 4 را هم بزنید " .اگر آسانسور خیلی هم شلوغ نبود قطعا این وظیفه خودتان است که دکمه طبقه مورد نظرتان را فشار دهید .
اگر هنگامی که کسان دیگری در آسانسور قرار دارند از تلفن همراه خود استفاده کنید کار درستی انجام نمي دهيد مگر اینکه تمام افراد حاضر در آسانسور با یکدیگر آشنا باشند . در غیر این صورت بر قراری هر گونه مکالمه خصوصی در آسانسور کار مودبانه ای نیست .
وقتی با غریبه ای در آسانسور قرار دارید شاید قدری با وی هم کلام شوید در این صورت بهتر است این مکالمه در حد امکان کلی و خلاصه باشد .(اکثر مواقع این مکالمات راجع به آب و هواست )برای مثال: چه باران خوبي امروز صبح بارید ؟
در نهایت مهمترین نبایدی که در آداب استفاده از آسانسور باید رعایت کنید آن است که تحت هر شرایط جسمی که هستید سعی کنید نظم و بهداشت محیط آسانسور را رعایت کنید حتی اگر از شدت ناراحتی و فشار جسمی صورتتان بنفش شده باشد.
اگر این کار را نکنید جلوی دیگران خجالت زده می شوید. حتی هنگامی که در آسانسور تنها هم هستید نباید نظم و بهداشت رایج در آن را مختل سازید.